دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 252

صفحه 252

آن مرد که گفته است اگر عمر بمیرد با فلانی بیعت می کنم ، عمار بن یاسر بوده که گفته است : لو قدمات عمر لبایعت علیا. و این همان سخنی بوده که عمر را هیجان زده کرده و موجب آن سخنان در خطبه اش شد.

درنگی در خطبه یاد شده

از سخنان خلیفه معلوم می شود که او از آن می ترسید ناگهان زمام امور بعد از مرگش از دست قریش خارج شود و دیگر مسلمانان ، از صحابه و تابعین ، با کسی دست بیعت بدهند که خواهان حکومت او نیست و آن

شخص امیرالمومنین علی (ع ) است . این بود که ابتکار عمل را به دست گرفت و جلو چنین حرکتی را سد نمود و گفت : هر کس که با مردی بدون مشورت با مسلمانان بیعت کند، نه او چنین حقی دارد و نه بیعت گیرنده او، هر دو مستحق مرگ هستند.

این سخن از دهان کسی بیرون می آید که خودش بدون مشورت مسلمانان زمام امور را بعد از ابوبکر به دست گرفت و مشروعیت زمامداریش را به این استناد کرد که ابوبکر او را تعیین کرده است ! در هر حال او با چنین طرحی جلوی زمامداری بعد از خودش را با قدرت و قوت گرفت ، ولی پس از اندک زمانی و آنگاه که مجروح در بستر مرگ افتاده بود، فرمان داد تا شش تن از سرشناسان قریش ، یک تن را از میان خودشان به خلافت بردارند، و موافقت کلی را نیز به دست عبدالرحمان بن عوف سپرد. او هم بیعت با چنان خلیفه ای را مشروط به پذیرش عمل به کتاب خدا و سنت پیامبرش و سیره شیخین کرد که عثمان آن را پذیرفت ، ولی علی (ع ) زیر بار آن نرفت .

چه ، آنها پیش از می دانستند که امام (ع ) هرگز نمی پذیرد که سیره شیخین همردیف کتاب خدا و سنت پیامبرش قرار بگیرد. و چنانچه به صفحات گذشته همین کتاب مراجعه کنیم ، می بینیم که عمر بصراحت از زمامدار بعد از خودش ، که از خویشاوندان نزدیک سعید بن عاص اموی خواهد بود، خبر داد که بنا به اظهار سعید، بعدها معلوم شد که آن

شخص عثمان بن عفان بوده است . و باز اگر بیشتر پی جویی کنیم ، می بینیم که ابوبکر، عثمان را در خلوت می پذیرد و می گوید بنویس :

این عهدی است که ابوبکر با مسلمانان می بندد: اما بعد. که از هوش می رود و عثمان از پیش خودش جمله ابوبکر را چنین کامل می کند: اما بعد، من عمر بن خطاب را به جانشینی خود برگزیدم ! و چون ابوبکر به هوش می آید، آنچه را عثمان درباره زمامداری عمر نوشته بود،تایید و امضا کرد. زیرا چنین انتصابی از پیش موافق قصد او بوده است .

یعقوبی در مورد زمامداری بعد از عثمان می نویسد:

عثمان به بیماری سخت مبتلا شده بود، پس حمران بن ابان را احضار کرد و دستور داد تا فرمانی برای فرمانروای بعد از خودش بنویسد و جای اسم را خالی بگذارد. آنگاه عثمان به دست خود در جای خالی فرمان ، نام عبدالرحمان بن عوف را نوشت و آن را بست و به وسیله حمران بن ام حبیبه ، دختر ابوسفیان ، فرستاد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه