دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 257

صفحه 257

منابر اسلام گفته می شد!

طبری آورده است که :

معاویه ، مغیره بن شعبه را نامزد حکومت کوفه کرد و چون فرمانش را بنوشت ، به او گفت : می خواستم که تو را به انجام اموری چند سفارش کنم ، اما همه آنها را با اعتماد به هوش و درایت تو، به خودت وانهادم ، ولی سفارش در یک مورد را ترک نمی کنم ، و آن اینکه : از بدگویی و دشنام به علی غافل مباش ، و دلسوزی و رحمت بر عثمان و طلب آمرزش برای او را از خاطر مبر. عیبجویی یاران علی و بدگویی ایشان و تمجید هواداران عثمان و نزدیک ساختنشان را به خود از دست مگذار! مغیره گفت :

آزمودم ، و آزمون داده ام و پیش از تو برای دیگران نیز کار کرده ام و مورد سرزنش نیز قرار نگرفته ام . اینک بار دیگر در بوته آزمایش قرار می گیرم ، تا چه پیش آید: تعریف و ستایش خواهم دید و یا بدگویی و سرزنش . معاویه گفت : بلکه ستایش خواهی شنید و نوازش !!

ابن ابی الحدید از کتاب الاحداث مداینی آورده است : معاویه در عام الجماعه به تمام کارگزارانش در سراسر کشور اسلامی بخشنامه کرد که : هر کس چیزی در فضیلت اهل بیتش روایت کند خونش هدر است ، و قانون و حکومت اسلامی از او حمایت نمی کند. به سبب این فرمان ، مردم کوفه ، که از شیعیان و هواداران امیرالمومنین (ع ) بودند، به سختی و بلا گرفتار آمدند.

معاویه بار دیگر به کارگزارانش در اطراف کشور نوشت که : شهادت هیچ

یک از شیعیان علی و اهل بیت او را نپذیرد. و نیز به آنها دستور داد: در قلمرو خود دقت کنید، کسانی را که از هواداران عثمان هستند و فضایل و مناقب او را روایت می کنند شناسایی کرده به خود نزدیک کنید و گرامیشان بدارید. و آنچه را که هر یک از ایشان در فضایل و مناقب عثمان روایت کرده ، ضمن نام و نام پدر و عشیره او، آن را برایم بنویسید و بفرستید.

فرمانداران در اجرای دستور معاویه به تکاپو افتادند و هر کس را که فضیلتی درباره عثمان از زبان پیغمبر(ص ) روایت می کرد، نام و حدیثش را به دربار منعکس می نمودند و معاویه در برابر آن پول و خلعت می فرستاد و زمین و املاک بذل و بخشش می کرد و عرب و موالی را از این رهگذر بهرمند می ساخت . مردم نیز به همچشمی یکدیگر برخاستند، و برای به دست آوردن مال و مقام در هر شهر و دیاری احادیث فراوان ساختند و تحویل دادند.

هیچکس به نزد حاکمی از کارگزاران معاویه نمی رفت که فضیلت و منقبتی درباره عثمان بگوید و دست خالی بازگردد، بلکه نامش نوشته می شد و روایتش ثبت می گردید و به دستگاه دولتی تقرب می یافت و سخنش مسموع ، و خواسته اش بر آورده می گشت . زمانی چند بر این منوال سپری گردید. تا اینکه بار دیگر معاویه به کارگزارانش بخشنامه کرد که حدیث درباره عثمان زیاد شده و در هر شهر و دیاری بر سر زبانها افتاده است . اینک چون نامه من به دست شما برسد، مردم

را دعوت کنید که درباره فضایل صحابه و خلفای اولین حدیث بیاورند، هر خبری را که درباره ابوتراب روایت شده از دست ننهند، مگر اینکه نقیض آن را درباره صحابه روایت کنند و برایم بفرستند. چه ، این بیشتر دوست دارم و چشمم بدان روشنتر می شود و کوبنده ترین دلیلی است علیه ابوتراب و شیعیان او، از ذکر مناقب و فضایل عثمان برایشان ناگوارتر خواهد بود!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه