دو مکتب در اسلام جلد اول صفحه 282

صفحه 282

مدتها بود که در آن ایام جرات زیارت امام حسین (ع ) را نداشتم ، تا اینکه دل به دریا زده ، هر خطری را به جان پذیرفتم و قصد زیارت امام کردم . از صنف عطاریان نیز مردی مرا یاری داد و به قصد زیارت از خانه بیرون آمدیم . روزها به کنجی می رفتیم و شبها حرکت می کردیم تا به حوالی غاضریه رسیدیم . نیمه شبی از آنجا حرکت کرده ، از میان پستهای نگهبانی ، که نگاهبانانش در خواب بودند، به آرامی گذشتیم و خود را به قبر امام رساندیم . اما موضع قبر را نمی دانستیم که در کجا قرار دارد. نسیمی عطرآگین می ورزید و ما جهت آن را گرفتیم و بسیار آرام پیش رفتیم تا به قبر رسیدیم . صندوقی را که بر روی قبر بود کنده و سوزانده بودند. به اطراف قبر آن بسته بودند که خشتهای اطراف آن را خیسانده و زمین را به صورت گودالی در آورده بود. ما زیارت بجای آوردیم و خود را به روی قبر انداختیم و از آنجا بوی بسیار مطبوعی استشمام کردیم که هرگز مانندش را از هیچ گلی استشمام نکرده بودیم . من از عطار همراه

خود پرسیدم : این بوی خوش از چه چیز می تواند باشد؟ گفت : قسم به خدا که تا کنون چنین بوی خوشی را از هیچ عطری استشمام نکرده ام . پس آن حضرت را وداع گفتیم و علاماتی چند پیرامون قبر به قصد نشانه نهادیم و بازگشتیم .

چون متوکل کشته شد، گروهی از طالبان و شیعیان جمع آمدیم و خود را به قبر رساندیم و آن نشانه ها را بیرون آوردیم و مزار آن حضرت را همان طور که بود، بازسازی کردیم .

و نیز آورده است که متوکل ، عمر بن حجاج الرخجی را بر مدینه و مکه حکومت داد. او آل پیغمبر را از آمیزش با مردم مانع شد و مردم را از اینکه به ایشان احسان و نیکی کنند جلوگیری کرد و اگر می شنید که کسی نیکی و احسانی ، هر چند اندک ، در حق ایشان روا داشته است ، او را بشدت تنبیه می کرد و جریمه ای سنگین دریافت می کرد. او به آل پیغمبر آن قدر سخت گرفت که تنها پیراهنی را که گروهی از بانوان علوی داشتند برای ادای نماز به نوبت بر تن می کردند که بعدها آن را هم تکه تکه کرده میان خود قسمت نموده به نوبت با سری برهنه پای دوک نخریسی خود می نشستند! تا اینکه متوکل کشته شد و منتصر توجهی به حال ایشان نمود و در حقشان احسان و نیکی کرد و پولی برایشان فرستاد و میانشان قسمت نمود. مخالفت او در تمام موارد با پدرش ، و ضدیت شدید وی با روشهای او، موجب طعن و زشتنامی متوکل

، و پیشرفت کارهای منتصر می شد. (609)

اینها برخی از آثار سیاست قرشی در خلال قرون و اعصار علیه خاندان رسول خدا(ص ) بوده که پس از بحثی که در پیش داریم ، آثار دیگری را نیز مورد بررسی قرار خواهیم داد.

نتیجه این بحث و بررسی

قریش مایل نبود تا نبوت و خلافت در بنی هاشم جمع شود. این بود تا آنجا که توانست از نوشتن حدیث پیغمبر(ص ) در ایام حیات آن حضرت جلوگیری نمود تا نصی از پیامبر در دست نباشد که بعدها حقی را در خلافت برای کسی ثابت نماید که مایل نبودند از بنی هاشم بعد از پیغمبر (ص ) به قدرت برسد. و یا مبادا حدیثی از رسول خدا(ص ) انتشار یابد که در آن سرزنش و توبیخی برای یکی از سران و سردمداران قریش بوده ، ایشان را از دستیابی به حکومت مانع شده ، فضیلتی برای رقیبان ایشان ، مخصوصا از بنی هاشم و به طور عموم از انصار، باشد!

برای همین منظور بود که جلوی نوشتن سفارش پیغمبر را در آخرین ساعات حیاتش گرفتند، همان سفارش که در آن تاکید فرمود: لن تضلوا بعدها ابدا. یعنی با آن هرگز به گمراهی نخواهید افتاد. از ترس اینکه مبادا حکمرانی یکی از بنی هاشم نصی بنویسد که مایل نبودند نبوت و خلافت در میانشان جمع شود!

و باز به همین خاطر بود که عمر، صحابی قریشی ، و دیگر مهاجران قریشی همفکر او، بعد از وفات رسول خدا(ص ) برای گرفتن بیعت به نام ابوبکر، قریشی تیمی ، تمام سعی و کوشش خود را به کار بردند. و به همین خاطر بود که ابوبکر، خلیفه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه