دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 133

صفحه 133

در کتاب الخراج ابو

یوسف ، سنن نائی ، الاموال ابو عبید، سنن بیهقی ، تفسیر طبری و احکام القرآن الجصاص از قول حسن بن محمد بن الحنفیه آمده است که گفت (510):

پس از وفات رسول خدا(ص )، مردم درباره سهم پیغمبر و سهم ذوی القربی دستخوش اختلاف شدند. برخی گفتند سهم پیغمبر به خلیفه بعد از او می رسد، و بعضی هم گفتند سهم ذوی القربی به نزدیکان پیغمبر تعلق می گیرد. و عده ای می گفتند سهم ذوی القربی پس از پیغمبر به نزدیکان خلیفه می رسد. این بود که در آخر همراءی شدند که هر دو سهم را در تهیه جنگ افزار و چهارپایان به مصرف برسانند!

در سنن نسائی و الاموال ابوعبید آمده است که این تصمیم در دوران خلافت ابوبکر و عمر عملی شد (511).

اما در روایت ابن عباس آمده است که سهم خدا و پیامبرش را یکی کرده ، آن را با سهم ذوی القربی به مصرف تهیه جنگ افزار و اسبان سواری رسانیدند. و سهم یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان را هم قرار شد که به غیر ایشان داده نشود (512). و در روایتی دیگر گفته است : هنگامی که خداوند پیامبرش را از ما گرفت ، ابوبکر سهم ذوی القربی را به مسلمانان بازگردانید و آن را در کارهای خیریه به مصرف رسانید (513).

و چون از قتاده درباره سهم ذوی القربی پرسیدند، پاسخ داد که :

سهم ذوی القربی ممری برای اعاشه رسول خدا(ص ) بود اما وقتی که حضرتش از دنیا رفت ، ابوبکر و عمر آن را در امور خیریه به مصرف رسانیدند (514).

و شاید که جبیر بن مطعم

نیز همین مطلب را در روایت خود در نظر داشته که می گوید: آنچه را پیامبر به ذوی القربی می داد، ابوبکر از پرداخت آن به ایشان خودداری نمود (515).

آنچه که در این روایات از ابتدای امر، بویژه در دوران خلافت ابوبکر، آمده است ، نشانگر مشی سیاست گردانندگان دستگاه خلافت و توجه آنهاست به اعزام سپاه برای سرکوبی گروههای مخالف با بیعت ابوبکر، که برخی از ایشان مانند مالک بن نویره (516) با خودداری از پرداخت زکاتشان به هیئت حاکمه مخالفت خود را ابراز می داشتند، و یا آنانی که با متصدیان دریافت زکات در پاره ای از مسائل دچار اختلاف نظر شده درگیری پیدا کرده بودند، همانند قبایل کنده (517)، مرتد خوانده می شدند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه