دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 190

صفحه 190

آورد.

اما روایت دوم که روایت اول او را رد می کند از آن رو آمده که نشان دهد معاویه جزو مقربان پیامبر خدا (ص ) بوده و در خدمت حضرتش بسر می برده تا بدان وسیله بر خود ببالد؛ اما فراموش کرده که این سخن با فتوای نخستینش متناقض است .

معاویه در راه احیای سنت عمر با مخالفت شدید سعد وقاص روبرو شد؛ چه بنا به روایات مسلم در صحیحش ، غنیم بن قیس گفته است : من از سعد وقاص از حکم عمره تمتع سؤ ال کردم . او گفت : ما عمره تمتع را روزگاری به جا می آوردیم که او در مکه کافر بوده است . و بنا به روایتی دیگر: فعلناها و هذا یومئذ کافر بالعرش (707).

لفظ: العرش را با دو ضمه آورده اند تا جمع العرش و به معنای خانه های مکه باشد؛ ولی دور نیست که سعد وقاص العرش به فتح عین گفته و منظورش خدای عرش باشد.

به این ترتیب سعد وقاص در بیشتر موارد با معاویه به مخالفت بر می خاست ، و این در حالی بود که هیچیک از صحابه موجود را مقام و منزلت سعد نبود. او فاتح عراق و تنها شخصیت باقیمانده از شش نفری بود که عمر او را جزو اصحاب شورا قرار داده و نامزد خلافت کرده بود. از این رو او می توانست در آن روزگار با دار و دسته خلافت به مخالفت برخیزد. با وجودی که به غیر از او کسان دیگری ، چون عمران بن حصین (708) صحابی وجود داشته اند که عمری را در برابر حقایق دم فرو بسته

بودند. عمران بن حصین چون خود را در آستانه مرگ دید، مهر از لب برداشت و در مورد عمره آشکارا نظرش را بیان کرد. مسلم و دیگران این مطلب را از قول مطرف چنین آورده اند.

عمران بن حصین در بستر مرگ کسی را به دنبال من فرستاد و گفت : من از احادیثی با تو سخن می گویم که شاید خداوند پس از من تو را از آن بهره مند سازد. اگر زنده ماندم آن را بکسی مگو، ولی اگر مردم ، چنانچه خواستی آن را بر زبان بیاور و برای مردم بیان کن که امنیت من در آن است . این را بدان که پیامبر خدا (ص ) بین حج و عمره را جمع فرمود و آیه ای هم در نسخ آن نیامد پیغمبر نیز ما را از انجام آن مانع نشد. بلکه مردی درباره آن هر چه را که دلخواهش بود بر زبان آورده است (709).

همین روایت به گونه ای دیگر چنین آمده است : امروز حدیثی را با تو در میان می گذارم که بعدها خدایت بدان سود خواهد رساند. این را بدان که پیامبر خدا (ص ) جمعی از خانواده خود را در دهه ذی حجه فرمان به انجام عمره داد و پس از آن آیه ای در نسخ آن نیامد و تا پیامبر زنده بود از آن نهی نکرد. تا اینکه مردی نظر و خواسته خودش را درباره آن بر زبان آورد! و در روایت دیگر: مردی عقیده خود را در آن اظهار داشت ؛ یعنی عمر (710).

این مساله تا معاویه زنده بود، این چنین بود؛ و چون او درگذشت

و با فرزندش یزید به خلافت بیعت بعمل آمد، در همان سال اول خلافتش کمر به جنگ با حسین (ع ) و زیر فشار قرار دادن اهل بیت او بست و به دنبال آن به کوبیدن صحابه و تابعین در مدینه پرداخت و آن قدر پافشاری کرد تا اینکه مدینه گشوده شد و در آنجا کرد، آنچه کرد. و از آنجا متوجه جنگ با عبدالله زبیر در مکه شد و او را در آنجا در حصار گرفت .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه