دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 205

صفحه 205

چنین حجی ادامه نمی دادند. با توجه به اینکه آنان پیشوایان سرشناس و رهبران اسلام بوده و در زمان حیات و حتی پس از مرگشان به آنها اقتدا شده ، ایشان را شایسته نبود که کاری را بر خلاف سنت و روش پیامبر خدا (ص ) ادامه داده باشند.

اما اختلافی را که علی رض و دیگران در این زمینه با آنها داشته اند، به این منظور بوده که نشان داده باشند چنین کاری مجاز است (771). و این از احادیث صحیح ثابت و روشن می گردد!

و باز از دلایل ترجیح چنین حجی این است که حج افراد، به اجماع نیازی به قربانی ندارد، و این کمال و فضیلت آن را می رساند؛ در صورتی که در حج تمتع و قران به خاطر جبران عدم حضور در میقات و غیره قربانی لازم است . و می دانیم آنچه را جبران مافات لازم نباشد، بهتر است .

دیگر اینکه امت اسلامی بدون هیچ کراهتی بر جواز حج افراد متفقند (772). در صورتی که عمر و عثمان ناخشنودی خود را از حج تمتع و قران ابراز داشته اند. پس با این دلایل حج افراد بهتر است ؛ و خدا داناتر می باشد.

و اگر گفته شود: چگونه بین صحابه پیغمبر (ص ) در چگونگی انجام حجی که آن حضرت به جا آورده است اختلاف افتاده ، در صورتی که آن حج ، تنها یک حج بوده که رسول خدا (ص ) به جا آورده و اصحاب آن حضرت هم از تنها رویدادی که شاهد و ناظر آن بوده اند خبر داده اند!

قاضی عیاض می گوید: مردم درباره همین احادیث احادیث

مورد بحث حج افراد و تمتع و قران بسیار سخن گفته اند. برخی از ایشان در مباحث خود با سعه صدر و گذشت و انصاف با این قضیه روبرو شده ، و برخی هم با کوته نظری و تکلف ، و عده ای با عبارت پردازی و پرگویی ، و گروهی به اجمال و اشاره و چشمپوشی از حقایق از کنار این مساءله گذشته اند. اما آن کس که در این زمینه گسترده تر و وسیعتر از همه داد سخن داده ، به ترتیب ، ابو جعفر طحاوی حنفی است که در این مساءله بیش از هزار برگ کاغذ را سیاه کرده و دیگری ، ابوجعفر طبری ، و سپس ابوعبدالله بن ابی صفره و بعد مهلب و آنگاه قاضی ابوعبدالله المرابط و قاضی ابوالحسن بن القصار بغدادی و حافظ ابو عمر بن عبدالبر و دیگران بوده اند...(773).

وی در ادامه می نویسد: بهترین سخنی که در این زمینه بجاست تا گفته شود، البته تا آنجا که مادر سخن ایشان بررسی و تحقیق کرده ایم و برگزیده هایی که از منتخبات ایشان برگزیده ایم که حاصل جمع بندی همه آن روایات و نزدیکترین به آن احادیث باشد، این است که پیامبر خدا (ص ) انجام انواع سه گانه حج را برای مردم مباح اعلام فرموده تا دلیلی بر جواز انجام آنها باشد. چه ، اگر حضرتش تنها یکی را فرمان می داد، این گمان می رفت که بقیه جایز نیستند. این است که اقسام سه گانه حج را به پیغمبر خدا (ص ) نسبت داده اند و هر یک از اصحاب از حجی که پیامبر خدا

(ص ) وی را به انجام آن فرمان داده و آن را مباح اعلام فرموده ، خبر داده و آن را یا به خاطر امر بی واسطه آن حضرت به او، و یا از راه تاءویل و اجتهاد شخصی به حضرتش نسبت داده است (774).

نووی در جای دیگر از شرحی که بر صحیح مسلم نوشته از قول مازری چنین آورده است : در مساءله متعه ای که عمر انجام آن را نهی کرده ، اختلاف است . برخی می گویند: آن عبارت از فسخ حج و تبدیل آن به عمره است ، و برخی معتقدند که آن ، عمره در ماههای ویژه حج و به دنبالش انجام حج در همان سال بوده که عمر آن را به خاطر تشویق (775) مردم به انجام حج افراد، که بهتر است ، نهی کرده است ؛ نه اینکه شخص او اعتقادی به بطلان و یا تحریم آن داشته است .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه