دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 214

صفحه 214

گرفتن عهد و پیمان از او که اگر زنده ماند آن را پوشیده دارد، فاش کرد و گفت : پیامبر خدا (ص ) بین حج و عمره را جمع می کرد و تا زنده بود از آن نهی نکرده و در کتاب خدا هم آیه ای در نسخ آن نازل نشده ، بلکه مردی خود سرانه ، هر چه را که در نظر داشت ، درباره آن بر زبان آورد.

تمام آنچه را که از آن دوره در اینجا آورده ایم ، آشکارا این مطلب را می رساند که آن دوره از گذشته های خود از دو جهت ممتاز و برجسته بوده است : نخست اینکه ایشان در این دوره سنت عمر را به عنوان اصل و دین و آیینی قابل اجرا پذیرفتند و آشکارا بدان عمل کرده و به همگان نیز اعلام کردند؛ تا آنجا که ضحاک رئیس پلیس معاویه گفت : هر کس که به عمره عمل کند جاهل به امر خداست ! و آن وقت او و معاویه نهی عمر را دلیل ادعای خود آوردند! در حالی که سعد وقاص عمل پیامبر خدا (ص ) را در انجام آن دلیل آورد. دوم اینکه این دوره به ساختن حدیث از زبان پیغمبر خدا (ص )، آن هم برای تاءیید فرمان عمر، ممتاز می باشد.

پس از سپری شدن دوره حکومت معاویه ، پیروان مکتب خلفا همچنان بر این دو مورد یاد شده ادامه دادند و در زنده نگه داشتن آن کوشیدند؛ مانند عبدالله و عروه فرزندان زبیر در مکه که همچنان بر سنت عمر ادامه دادند و با استشهاد به نهی ابوبکر و عمر، از

انجام عمره تمتع جلوگیری کردند. در حالی که ابن عباس ، از پیروان مکتب اهل بیت ، به انجام آن فرمان می داد که به سبب این جسارت سرانجام به او گفتند:

تا به کی مردم را با واداشتن به انجام عمره در ماههای ویژه حج به گمراهی می کشانی ؟ در صورتی که ابوبکر و عمر آن را نهی کرده اند؟! و ابن عباس پاسخ داده : می بینم که به همین زودیها به هلاکت می افتند. من می گویم پیغمبر خدا (ص ) چنین فرموده ، اما آنها می گویند ابوبکر و عمر آن را نهی کرده اند!

و بدین سان بین دو جبهه خصومت و درگیری و دشنام بشدت ادامه داشت ؛ تا آنجا که عروه حدیثی دروغین به پیامبر و یارانش بست و گفت : آنها در حجه الوداع و دیگر حجها، حج افراد به جا آورده اند! و مادر و خاله اش ، اسماء و عیاشه ، دختران ابوبکر، را به عنوان گواه معرفی کرد. ولی آن دو مدعی شدند که ما در حجه الوداع ، عمره به جا آوردیم !

پیروان مکتب خلفا پس از گذشت این دوره به ساختن حدیث به نقل از پیامبر خدا (ص ) و علی بن ابی طالب نیز ادامه دادند که آنها حج تنها را به جا آورده و به انجام آن هم فرمان داده اند. و بر زبان ابوذر نهادند که او گفته است : عمره تمتع ویژه ما اصحاب پیامبر خدا (ص ) بوده است . و احادیث ساختگی دیگر که مهارت و استادی در ساختن و پرداختن آنها به کار رفته است

. برای نمونه از ابوذر در ربذه ، و امیرالمؤ منین علی (ع ) در نصیحت به فرزندش محمد بن حنفیه و از قول یکی از اصحاب پیامبر خدا (ص ) آورده اند که او به عمر خبر داده رسول خدا (ص ) در بستر بیماری ای که منجر به رحلت آن حضرت گردید، او را از انجام عمره با حج نهی کرده است !

اما با تمام این احوال و کوششهای به کار رفته ، مردم به انجام عمره تمتع علاقه قلبی داشته ، این مطلب را هم به ابن عباس ابراز کرده اند. و این ، نه از جهت مخالفت با سنت عمر بوده ، بلکه به این علت بوده که قادر به انجام چنین امری نبوده اند. چه ، برای مسلمانان ممکن نبود که بارو بنه در بندند و از اقصی نقاط کشور پهناور اسلامی دو بار عنان عزیمت به جانب مکه بکشند؛ یک بار به خاطر عمره ، و یک نوبت هم برای حج در ماههای ویژه حج . همچون آن خراسانی که از حسن بصری در مکه تکلیف خود را پرسید و گفت که من مردی خراسانیم و از جایی بسیار دور به اینجا آمده ام ...و یا آن دیگری که از مجاهد پرسید که این نخستین بار است که به حج آمده ام ، اینک دلم آرام نمی گیرد، تو فکر می کنی کدامیک بهتر است ، اینکه همین جا بمانم ، یا اینکه آن را عمره قرار دهم (781)؟

محل زندگانی چنین کسانی در حجازی نبود تا بتوانند چنان که عمر و عثمان و پیروانشان مقرر می داشتند از خانه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه