دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 230

صفحه 230

و بر عکس ، فرمانروایانی را در این دوره سراغ درایم که در ممنوعیتشان از ازدواج موقت ، و عمره تمتع تنها به منطق زور و ارعاب متوسل می شدند و مخالفان خود را آزار و شکنجه روحی می دادند. و در مقابل ، معتقدان به حلیت و درستی نیز، همچنان که دیدیم ، همواره و در هر فرصتی که برای گفتگو و ابراز عقیده خود به دست می آورده اند، با اسلحه سنت پیامبر خدا (ص ) به رویارویی با ایشان بر می خاستند.

از آن جمله در صحیح مسلم و مسند احمد بن حنبل و طیالسی و سنن بیهقی و مصادر دیگر از ابونضره آمده است که گفت : در نزد جابر بن عبدالله نشسته بودم که کسی آمد و گفت : ابن عباس و ابن زبیر بر سر مساءله ازدواج موقت و عمره تمتع درگیر شده اند. جابر گفت : این چه حرفی

است ؟! ما در زمان پیغمبر خدا (ص ) هر دو را انجام می دادیم ، تا اینکه عمر ما را از آن ممنوع کرد، ما هم کوتاه آمدیم (834)! و در روایتی دیگر چنین آمده است : من به جابر گفتم که ابن زبیر از متعه جلوگیری می کند و ابن عباس فتوا به حلال بودن آن می دهد! جابر گفت مخزن حدیث نزد من است ؛ ما در زمان پیامبر خدا (ص ) عمره تمتع به جا می آوریم ، اما چون عمر سر کار آمد، گفت :

خدای عزوجل هر جه را خواسته برای پیامبرش حلال کرده و قرآن نیز همان را تاءیید کرده است . من اکنون به شما دستور می دهم که بین حج و عمره تان را فاصله بیندازید و از ازدواج موقت با زنان نیز خودداری کنید که اگر مردی را به نزد من بیاورند که ازدواج مدت دار کرده باشد، بی گمان سنگسارش می کنم (835)!

سخن جابر در کتاب بیهقی چنین آمده است : ما در زمان پیامبر خدا (ص ) و ابوبکر رض از متعه بهره مند شده ایم ؛ اما چون عمر به خلافت نشست ، در بین ما به سخنرانی برخاست و گفت : رسول خدا (ص ) همین پیامبر است و قرآن ، همین قرآن . دو متعه در زمان پیغمبر رواج داشت که من هر دو را نهی می کنم و مرتکب آن را بسختی مجازات می نمایم : یکی ازدواج موقت است ، و نبینم مردی ، زنی را برای مدتی معین به ازدواج خود درآورده باشد که او را سنگسار خواهم

کرد! و دیگری هم عمره تمتع می باشد. پس بین حج و عمره تان را فاصله بیندازید تا حج و عمره شما تمام و کامل برگزار شود (836).

بین ابن عباس و دیگران

در مصنف عبدالرزاق آمده است که ابن صفوان مدعی بود که ابن عباس فتوا به زنا می دهد! چون این سخن به گوش ابن عباس رسید، گفت : من فتوا به زنا نمی دهم ، مگر ابن صفوان داستان ام اراکه را به دست فراموشی سپرده است ؟ به خدا قسم که پسر ام اراکه از همین ازدواج به دنیا آمده است . آیا این زناست که مردی از قبیله جمح از آن سود برده است (837)؟

و در روایتی دیگر در همان کتاب از قول طاووس آمده است که ابن صفوان گفت : ابن عباس زنا کردن را مجاز می داند! ابن عباس هم مردانی را نام برد که از همین ازدواج به وجود آمده اند، ولی من از میان آنها فقط نام معبد بن امیه را می برم (838). یعنی معبد بن سلمه بن امیه .

و در روایتی دیگر آمده است که ابن عباس گفت : امیرالمؤ منین عمر، هیچکس را بجز ام اراکه در این مورد معذور نداشت . چه ، او در حالی که حامله بود و با شکمی برآمده از خانه بیرون شده بود، عمر او را دید و ماجرا را از او پرسید و او پاسخ داد که سلمه بن امیه مرا به ازدواج موقت خود درآورده است . ولی ابن صفوان چنین چیزی را از ابن عباس نپذیرفت . پس ابن عباس به او گفت : حالا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه