دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 242

صفحه 242

ابن حجر به نقل از ابن عباس آورده است که وی درباره حلال بودن گوشت (896) دراز گوش اهلی به این آیه

استدلال کرده است : قل لا اءحد فی ما اءوحی الی محرما...(897).

احتمال می رود نهی رسول خدا (ص ) از خوردن گوشت درازگوش اهلی ، ویژه درازگوشهای اهلی خیبر به سبب یکی از مواردی باشد که در روایات زیر آمده است :

در صحیح بخاری از ابن ابی اوفی آمده است که در جنگ خیبر در میان ما قحطی بروز کرد و مواد خوراکی کم یاب شد و گرسنگی به ما فشار آورد...دیگهای ما در حال جوشیدن بود که منادی پیامبر خدا (ص ) بانگ برداشت که : گوشت درازگوش را نخورید و آن را بدور افکنید. ابن ابی اوفی گفته است : ما در این مورد و علت آن به بحث و گفتگو نشستیم ، جمعی گفتند علت نهی آن بوده که خمس آن داده نشده و گروهی گفتند که سبب ، کثافتخوار بودن حیوان است (898).

و نیز شاید که ابوداود علت آن را یافته است که در سننش در کتاب الخراج ، باب تعشیر اهل ذمه ، از قول عرباض بن ساریه سلمی (899) آورده که گفته است : ما در خیبر فرود آمدیم و پیامبر خدا (ص ) را در این نبرد برخی از اصحاب همراهی می کردند. فرمانروای خیبر، که مردی خشک طبع و خشن بود، نزد پیغمبر آمد و گفت : این درست است که شما درازگوشهای ما را سر ببرید و میوه های ما را بخورید، و زنهای ما را آزار رسانید؟! از این سخن پیامبر خدا (ص ) به خشم آمد و رو به فرزند عوف کرد و فرمود: ای فرزند عوف ! بر اسب بنشین و بانگ برآور

که بهشت تنها جای مؤ منان است و مردم را به نماز جماعت فراخوان . راوی می گوید: مردم به جماع حاضر شدند، پیامبر خدا (ص ) با ایشان نماز بگزارد و سپس برخاست و فرمود: آیا از شما کسی خوش بر بالش خویش تکیه زده و چنین پنداشته است که هر چه را که خداوند حرام کرده در قرآن است ؟ با توجه به اینکه من شما را پند و اندرز داده ، به مواردی امر کرده ، از چیزهایی نهی نموده ام که همانند قرآن یا بیشتر از آن است . خداوند روا نمی دارد که بدون اجازه به خانه های اهل کتاب وارد شوید و زنانشان را آزار رسانید و یا میوه های ایشان را بخورید، هنگامی که آنچه را بر عهده گرفته اند به شما پرداخته باشند (900).

بنا به روایت ابن ابی اوفی ، در همان روز اصحاب پیامبر خدا (ص ) در پی نهی آن حضرت از خوردن گوشت درازگوش اهلی به بحث و گفتگو نشسته ، برخی از ایشان که ناظر آن رویداد بودند گفتند که سبب نهی این بوده که آنان خمس آن را نپرداخته بودند، که همین مورد، احادیثی را که درباره کش رفتن ، و دزدی پنهانی آمده است تاءیید می کند. یا اینکه درازگوش مزبور غارتی بوده و از این رو حرام شده و حدیث زیر ناظر بر آن است .

در سنن ابوداود به نقل از مردی از انصار آمده است که گفت :

ما در سفری به همراه رسول خدا (ص ) بیرون شده بودیم ، کمی غذا و آذوقه ما را به زحمت

انداخته بود. همراهان ، گوسفندی را دیدند و آن را به غارت بردند...دیگهای ما بر سر آتش می جوشید که پیامبر خدا (ص )، در حالی که بر کمانش تکیه زده بود، از راه رسید و با همان کمان دیگهایمان را واژگون کرد و گوشتهای درون آن را به زمین افکند و فرمود: غارتی ، حلالتر از مردار نیست (901).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه