دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 261

صفحه 261

دوالیبی

در تعریف اجماع آن را به دو قسمت مشخص تقسیم کرده است :

1. اتفاق دانشمندان امت درباره موضوعی که مورد بحث قرار بگیرد، و نه اتفاق همه امت .

2. اتفاق صورت گرفته در مکانی که آن حادثه در آنجا رخ داده است ؛ مانند مدینه منوره ، و نه همه سرزمینها. آنگاه می گوید: چون دوران صحابه سپری شد و دانشمندانی دیگر در پس ایشان آمدند، اجماع را چون اصلی از اصول شریعت پذیرفته اند؛ با این تفاوت که اینان در برابر خود اصلی را که حدودش معلوم و مشخص باشد ندیدند...(943)

تمام آنچه را تا اینجا آورده ایم ، گفتارشان از عمل به رای تجاوز نمی کند. چه در قضایایی که رای خود را تاءویل ، نامیدند یا آنجا که اجتهاد و دیگر اسامی را بر آن نهادند همه یکسان است .

زیرا در حقیقت قیاس عبارت از این است که مجتهد در مساءله ای ، با توجه به حکمی که در مساءله دیگر آمده است ، حکم می کند؛ به خاطر اینکه بین آن دو مساءله وجه تشابهی مشاهده می نماید.

و استحسان عبارت از ترک حکم مشابه مساءله است ، آنجا که شخص مجتهد صدور حکم خلاف آن را مصلحت بداند.

و استصلاح اعلام نظر مجتهد است پس از اجتهاد در هر قضیه که به مصلحت تشخیص بدهد بدون اینکه دست به مقایسه ای زده باشد.

و اجماع عبارت است از اتفاق نظر و آراء دانشمندان ، و یا هالی یک منطقه در حکم هر قضیه ای .

و به این ترتیب تمام قواعد اجتهاد در مکتب خلفا به رای و اظهار نظر منتهی می شود؛ علاوه بر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه