دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 277

صفحه 277

در کافی و بصائر الدرجات از ابوبصیر آمده است که گفت من بر امام صادق (ع ) وارد

شده ، گفتم :

- فدایت شوم ! من از شما سوالی دارم . آیا کسی هست که سخنانم را بشنود؟ امام صادق (ع ) پرده ای را که بین دو اتاق آویخته شده بود به کناری زد و سر درون آن اتاق کرد و پس از آنکه دانست کسی در آنجا نیست ، فرمود:

- ای ابو محمد! هر چه می خواهی بپرس . گفتم :

- فدایت شوم . شیعیانت می گویند که پیامبر خدا (ص ) بر روی علی دری از علم گشوده که از آن در، هزار در دیگر باز می شود...امام فرمود:

- ای ابومحمد! جامعه در نزد ماست ، و دیگران چه می دانند که جامعه چیست . پرسیدم :

- فدای تو گردم . جامعه چیست ؟ فرمود:

- نوشته ای است به طول هفتاد ذراع به ذراع رسول خدا (ص ) و املای آن حضرت ، که از دو لب شریفش بیرون آمده و علی (ع ) آن را بدست خود نوشته ، و در آن از همه حلالها و حرامها، و هر چه را مردم به آن نیاز داشته باشند، آمده است ؛ حتی دیه خراش جزئی . آنگاه امام با دست خود به من زد و فرمود:

- ای ابومحمد! اجازه می دهی ؟ گفتم :

- فدای تو گردم . من در اختیار شما هستم ، هر چه می خواهی انجام ده . پس با دستش فشاری اندک به من داد و فرمود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه