دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 344

صفحه 344

بوده ! پس تو هم انصار را هجو کن . کعب جواب داده بود که تو مرا به شرک و کفر می خوانی ؟! من مردمی را هجو کنم که پیامبر خدا را پناه داده و یاری کرده اند؟ ولی من شاعری نصرانی به تو معرفی می کنم که ...در هر صورت اخطل انصار را هجو کرد و در ضمن آن گفت : ذهبت قریش بالمکارم والعلا...و اللؤ م تحت عمائم الانصار!! انصار از معاویه در تنبیه اخطل یاری خواستند معاویه گفت : زبانش را ببرید، مگر اینکه او در امان یزید در آمده باشد. و در همان حال به یزید گفت که من به اینان چنین و چنان گفته ام ، تو اخطل را در پناه خود بگیر...، ج 13، ص 174 و در ج 8، ص 299 آمده است که انصار به اعتراض گفتند این مرد کافر نصرانی مسلمانان را به باد ناسزا می گیرد و در حالی که جبه خز پوشیده و شالگردن خز به گردن ، و زنجیر طلا بهمراه صلیب بر گردن خود آویخته است . بوی شراب از ریشش متصاعد است مست و لا یعقل و بدون اجازه قبلی بر عبدالملک مروان وارد می شود! و آن چنان شعری را بر درگاه مسجد کوفه می سراید، ج 8، ص 321 و در ج 16، ص 68 آمده که او ندیم یزید و هم پیاله او در شرابخوارگی بوده است . و در ج 8، ص 301 اغانی آمده است که او به همراه یزید به جج رفته است !!

112- به جلد سوم کتاب نقش عایشه در تاریخ اسلام مراجعه

شود.

113- جلد سوم نقش عایشه ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، چاپ اول ، مصر، ج 1، ص 159-160.

114- در اغانی ج 2، ص 241-250 چاپ دارالکتب ، آمده است که مروان در آن ایام که از سوی معاویه حاکم مدینه بود، عبدالرحمان بن ارطاه را به جرم شرابخوارگی حد زده بود. عبدالرحمان به دوران جاهلیت هم پیمان با حرب ، جد معاویه بود. چون معاویه از ماجرا خبر یافت ، طی نامه ای به مروان نوشت تو همپیمان حرب را در انظار مردم هشتاد ضربه تازیانه زده ای و آبرویش را برده ای ! اگر او همپیمان پدرت بود این چنین آبرویش را نمی ریختی . اکنون با رسیدن این نامه یا اعلان می کنی که در حد زدنت به عبدالرحمان اشتباه کرده ای و از او اعاده حیثیت خواهی کرد، و یا دستور می دهم حد زدنت را باطل اعلام کنند، و عبدالرحمان به قصاص ، هشتاد ضربه تازیانه بر پشت بنوازد!! مروان ناگزیر به اجرای دستور معاویه دیگر از کارهای او، بستن زیاد بن ابیه بود طبق رسوم و آداب جاهلیت به پدرش ابوسفیان . و این کار او درست بر خلاف حکم اسلامی بوده که الولد للفراش ، وللعاهر الحجر به کتاب نقش عایشه در تاریخ اسلام و بخش استلحاق زیاد، از کتاب عبدالله بن سبا مراجعه فرمایید.

دیگر از کارهای او را ابن عبد ربه در کتاب العقد الفرید ج 3، ص 413 چنین آورده است : احنف بن قیس و سمره بن جندب را معاویه احضار کرد و به ایشان گفت : می بینم که این حمراء لقبی که

به غیر عرب داده بودند تعدادشان زیاد شده و به گذشتگان ما طعنه می زنند و دور نیست که بر ما بشورند و قدرت را از ما بگیرند. می خواهم جمعی از ایشان را بکشم و بقیه را به کار حمالی در بازار و راهسازی بگمارم !... احنف با پیشنهاد او مخالفت کرد، ولی سمره گفت : ای امیر! این کار را به من واگذار که آن را همان طور که تو می خواهی انجام خواهم داد. ولی سرانجام معاویه از تصمیم خود منصرف شد.

115- سمره بن جندب بن الهلالی الفزاری پس از مرگ پدر، مادرش او را با خود به مدینه آورد و به شیبان بن ثعلبه شوهر کرد و سمره هم تحت حمایت انصار درآمد. روزی پیغمبر خدا (ص ) به جمعی از اصحابش ، که سمره نیز در میان آنها بود، فرمود: آخرین تن از شما که بمیرد اهل آتش جهنم است . و سمره آخرین نفر از آنها بود. سمره در سال 59 هجری در بصره درگذشت ، شرح حال او را در اسدالغابه و النبلاء آمده است . همه اصحاب صحاح روایاتش را آورده اند. اخبارش با معاویه و حدیث سازیهایش برای او و تعداد کسانی را که به دستور او و در ایام امارتش به قتل رسیده اند در کتاب نقش عایشه در تاریخ اسلام جلد سوم می یابید.

116- ابن ابی الحدید ج 3، ص 15-16 در شرح و من کلام له (ع ) و قد ساله سائل عن احادیث البدع ؛ احمد امین در کتاب فجر الاسلام ، ص 275.

117- ابن ابی الحدید ج 1، ص 358 در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه