دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 36

صفحه 36

و نیز آورده اند که مردی از انصار در مجلس رسول خدا (ص ) می نشست و به سخنان پیغمبر گوش می داد و از آنها در شگفت می شد و لذت می برد، ولی هیچکدام آنها در خاطرش باقی نمی ماند. پس شکایت حال خود را به پیغمبر (ص ) برد و رسول خدا (ص ) به او فرمود: از دستت کمک بگیر، و اشاره به دست او کرد. یعنی آنها را بنویس (143).

و از عمرو بن شعیب ، از پدرش از جدش ، آورده اند که گفت به رسول خدا عرض کردم : ای رسول خدا! اجازه می فرمایی تا آنچه را که از

حضرتت می شنوم یادداشت کنم ؟ فرمود: آری . پرسیدم : هر سخن تو را، چه از روی خشم و چه از روی رضا و خشنودی ؟ فرمود: آری ، زیرا که من در هر حالی جز به حق سخن نمی گویم .

و در روایتی دیگر همین موضوع چنین آمده است : من چیزهایی را که از شما می شنوم اجازه می فرمایید که آنها را بنویسم ؟ فرمود: آری (144).

و از عبدالله بن عمرو عاص روایت شده است که گفت :

من هر چه را که از پیغمبر خدا (ص ) می شنیدم ، برای اینکه آن را با خود داشته باشم ، یاد داشت می کردم ، تا اینکه قریش مهاجران قریشی مرا از این کار مانع شده و گفتند: تو هر چه را که از پیغمبر خدا (ص ) می شنوی می نویسی ، در صورتی که پیامبر خدا هم بشر است و سخن از سر خشنودی و خشم می گوید! این بود که از نوشتن احادیث پیغمبر دست برداشته ، ماجرا را با رسول خدا (ص ) در میان گذاشتم . آن حضرت با اشاره به دهان مبارکش به من فرمود: بنویس ، که به خدایی سوگند که جانم در دست قدرت اوست ، از اینجا بجز حق چیزی بیرون نمی آید (145). و در روایت دیگر بعد از این آمده است :

عبدالله به خدمت رسول خدا (ص ) آمد و گفت : ای پیامبر خدا! به خاطر اینکه احادیث تو را بازگو کنم قصد آن دارم که آن را بنویسم و به خاطر بسپارم . آیا شما موافقت کرده اجازه چنین

کاری را به من می دهید؟ آن حضرت فرمود: حدیثم را بنویس و به خاطر بسپار (146).

و از عمرو بن شعیب ، از پدرش از جدش ، آمده است که گفت من به پیامبر خدا (ص ) گفتم : ای رسول خدا! ما احادیثی را از شما می شنویم ، ولی به خاطر ما باقی نمی ماند. آیا آنها را بنویسیم ؟ فرمود: آری آنها را بنویسید (147).

اکنون این سوال مطرح است که : اگر همان طور که در احادیث صحیح گذشته آمده است که پیغمبر (ص ) مردم را امر و تشویق کرده که احادیثش را بنویسند و انتشار دهند، پس چگونه آن احادیثی که گویای نهی پیغمبر از نوشتن احادیثش می باشد، و پیشتر بدانها اشاره کردیم ، از آن حضرت روایت شده اند؟ پاسخ این است که قریش ، و یا مهاجران قریشی ، که از نوشتن احادیث رسول خدا (ص ) بشدت جلوگیری می کردند، همانهایی بودند که مانع نوشتن وصیت پیغمبرش پیش از وفات او شدند، و پس از آن هم خلیفه دوم قرشی ، با تمام نیرو از نوشتن حدیث پیامبر جلوگیری به عمل آورد، و احادیثی را هم که نوشته شده بود یکجا جمع آورده همه را به آتش کشید. و بدینسان مانع انتشار حدیث شد، و اصحابی را هم که با این عمل وی مخالف بودند در مدینه بازداشت کرد!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه