دو مکتب در اسلام جلد دوم صفحه 59

صفحه 59

اءلا قل لحی اءوطئوا بالسنابک

تطاول هذا اللیل من بعد مالک

قضی خالد بغیا علیه لعرسه

و کان له فیها هوی قبل ذلک

فاءمضی هواه خالد غیر عاطف

عنان الهوی عنها، و لا متمالک

و اءصبح ذا اءهل ، و اءصبح مالک

الی غیر اءهل هالکا فی الهوالک (246)

یعنی به سوار کارانی که با اسب تاختن آوردند بگو که پس از مالک شب تار ما را پایانی نخواهد بود. خالد که از گذشته دلباخته زن مالک بود، ناجوانمردانه به خاطر آن زن ، مالک را از پای درآورد. و بدین سان خالد آتش شهوت خود را فرو نشانید و نتوانست که عنان هوای دلش را در دست بگیرد و آن را از آن کار باز دارد. خالد شبی را به صبح آورد، در حالی که همسر مالک را به دست آورده بود و مالک در آن صبحگاه به خاطر آن زن ، در خاک و خون خود برای ابد آرمیده بود.

آنگاه منهال به همراه یکی از بستگانش بر کشته مالک بن نویره گذر کرد. پس از انبانش پیراهنی بیرون کشید و بدن مالک را با آن کفن کرد و به خاک سپرد(247).

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه