دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 108

صفحه 108

- یعنی هیچیک از مواردی را که پیشنهاد کرد نمی پذیری ؟! عمر پاسخ داد: - قسم به خدا که اگر به دست من بود می پذیرفتم ، اما چکنم که امیر تو موافقت نمی کند!!

حر با شنیدن این پاسخ بازگشت و با یکی از بستگانش به نام قره بن قیس در گوشه ای از میدان و دور از مردم بایستاد و به او گفت :

- قره ! اسبت را آب داده ای ؟ قره گفت :

- نه ، چطور مگر؟ حر گفت :

- نمی خواهی آن را آب بدهی ؟ قره خود می گوید قسم به خدا گمان بردم که می خواهد خود را از این مخمصه کنار بکشد و در جنگ شرکت نکند، اما از ترس بر ملا شدن رازش ، نمی خواهد کسی شاهد حرکتش باشد. این بود که جواب دادم :

- نه ، من اسبم را آب نمی دهم . این را گفتم و خود را از او کنار کشیدم . اما به خدا سوگند اگر او قصدش را با من در میان گذاشته بود، من هم با او خدمت حسین (ع ) می رسیدم !

باری ، حر حرکت کرد و آرام آرام به حسین (ع ) نزدیک و نزدیکتر شد، در این میان یکی از بستگان او، به نام مهاجرین اوس ، به او گفت : حر! چه در سر داری می خواهی حمله کنی حر چیزی نگفت . ولی بناگاه لرزشی سخت اندام او را فرا گرفت . این بود

که مهاجر به سخن خود ادامه داد و پرسید: حر! از کار تو در شگفتم ، زیرا به خدا سوگند در هیچ میدانی تو را این چنین ترسان و لرزان ندیده بودم ، و اگر از من سراغ شجاعترین مردم کوفه را می گرفتند، از تو نمی گذشتم . این چه حالتی است که در تو می بینم ؟ حر پاسخ داد:

قسم به خدا که من خود را در میان بهشت و دوزخ سرگردان می بینم ، ولی به خدا سوگند که من هیچ چیز را با بهشت عوض نمی کنم ، اگر چه پاره پاره ام کنند و به آتش بسوزانند. این بگفت و تازیانه براست خود زد و به خدمت امام رسید و گفت : ای فرزند پیامبر خدا! خدایم فدای تو گرداند. من همان کسی هستم که تو را از بازگشتن مانع شدم و در طول راه همراه و مراقب تو بودم تا تو را به فرود در اینجا مجبور ساختم . اما به خدایی سوگند که بجز او خدایی نیست ، هرگز گمان نمی بردم که این مردم همه پیشنهادهایت را رد کنند و با تو چنین رفتار نمایند، با خودم می گفتم : مانعی ندارد که قسمتی از دستورهای ایشان را به کار بندم تا ندانند که من از طاعتشان بیرونم . اینها بالاخره پیشنهادهای حسین (ع ) را خواهند پذیرفت اگر می دانستم که آنها با تو چنین معامله ای می کنند، قسم به خدا که با تو چنان رفتار نمی کردم . حالا به خدمتت آمده ام و از آنچه کرده ام از خداوند پوزش می طلبم و

توبه می کنم و در سختیها با تمام وجودم در کنارت می مانم تا آنگاه که پیش رویت کشته شوم . آیا این چنین ، توبه مرا مورد قبول می بینی ؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه