دو مکتب در اسلام جلد سوم صفحه 187

صفحه 187

هفتاد و دو نفر از یاران امام (ع ) به شهادت رسیدند و یک روز پس از شهادت ایشان بدن مطهر امام و یارانش به وسیله ا هالی غاضریه ، از بنی اسد، به خاک سپرده شد. اما یاران عمر سعد، به غیر از مجروحین ، هشتاد و هشت نفر کشته شدند که عمر سعد بر آنان نماز گزارد و به خاکشان سپرد.

در همان روز که امام (ع ) کشته شد، سر مبارکش به همراه خولی بن یزید و حمید بن مسلم ازدی برای عبیدالله زیاد به کوفه فرستاده شد. خولی پس از ورود به کوفه عازم قصر دارلاماره گردید، ولی چون در قصر را بسته دید، یکراست به خانه خود رفت و آن سر مقدس را به زیر طشتی در خانه اش پنهان کرد.

خولی را دو زن بود: یکی از طایفه بنی اسد، و دیگری از حضرمی ها و به نام نوار، دختر مالک بن عقرب که بر حسب تصادف آن شب ، شب او بوده است . هشام می گوید پدرم از قول نوار آورده است : خولی سر حسین را به خانه آورد و آن را زیر طشتی در حیاط خانه نهاد و سپس آهنگ رختخواب کرد. من به

او گفتم : با خود چه آورده ای ؟! گفت : گنجینه جهانی را به خانه ات آورده ام ؛ من سر حسین را برای تو آورده ام ! گفتم : وای بر تو، مردم طلا و نقره به خانه ات می آورند، ولی تو سر بریده پسر پیغمبر را؟ قسم به خدا که دیگر سر بر بالینت نمی گذارم . این را گفتم و برخاستم و به حیاط خانه رفتم . و زن اسدی او را فرا خواندم و با خود به اتاق بردم و به نظاره سر بریده پسر پیغمبر پرداختم . به خدا سوگند دیدم نوری از آسمان به آن طشت می تابید و کبوتری سفیدبال به گرد آن پرواز کرد.

صبحگاهان خولی آن سر را به نزد عبیدالله زیاد برد. عمر سعد آن روز و فردایش را درنگ کرد. آنگاه حمید بن بکیر احمری را فرمان داد تا بانگ حرکت به سوی کوفه را سر دهد. سپاه کوفیان به جانب کوفه روان شدند. در این حرکت دختران و خواهران امام حسین (ع ) و کودکان آن حضرت و علی بن حسین (ع ) را، که سخت بیمار بود، با خود به همراه داشتند. (227)

طبری از قول قره بن قیس تمیمی آورده است : هنگامی که بانوان حرم حسینی را بر اجساد آغشته به خون حسین و بستگان و فرزندانش عبور می دادند، من خود دیدم که آنان صدا به گریه و زاری برآورده بر سر و صورت خود می زدند...

فرزند قیس گفت : از چیزهایی که هرگز از خاطرم محو نمی شود، سخن زینب ، دختر فاطمه است ، که به هنگام

عبور از کشته برادرش حسین می گفت : یا محمداه ! یا محمداه ! صلی علیک ملائکه السماء، هذا حسین بالعراء! مرمل بالدماء، مقطع الاعضاء، یا محمداه ! و بناتک سبایا، و ذریتک مقتله تسفی علیها الصبا قره گفت : به خدا سوگند که زینب با این سخنانش همه دوستان و دشمنانش را به گریه انداخت .

طبری می گوید سرهای دیگر شهدا را، که هفتاد و دو سر بریده بود، به همراه شمر بن ذی الجوشن و قیس بن اشعث و عمرو بن حجاج و عزره بن قیس به نزد عبیدالله زیاد فرستادند. (228)

سرهای شهدا در میان افراد سپاه خلافت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه