- پیشگفتار 1
- آغاز راه 3
- بررسی واقعیت 4
- اخلاق 6
- مسافرتهائی به عراق و کویت 9
- گروههای اسلامی مرا وادار به رهائی از گذشته نمودند 12
- گروه تکفیر 14
- اندیشه حاکمیت 15
- کتابهای عقیدتی 18
- پیروی 20
- دین و میراث 23
- دین چیست ؟ 24
- میراث چیست ؟ 26
- حق وباطل 30
- میراث سنی و میراث شیعی 36
- دوران تردید 39
- بنی امیه 41
- قسمت اول 48
- توجیه وتاویل 48
- قسمت دوم 52
- پیامبر و زنان 55
- علم حدیث بین متن و سند 59
- قسمت اول 59
- قسمت دوم 67
- صحابه 72
- اجماع 78
- بزرگ جلوه دادن شخصیتها 85
- کوچک کردن شخصیت امام علی 87
- عشره مبشره به بهشت 91
- قسمت اول 91
- قسمت دوم 101
- قسمت اول 104
- عمر 104
- قسمت دوم 112
- عثمان 114
- طرح و ایده تشیع 125
- عوامل جذب 125
- قرآن و عقل 126
- امام علی 129
- اجتهاد 134
- بنیاد مذهبی 135
- دو اشکال در طرح تشیع 137
- عصمت وغیبت 137
- جایگاه اشکال 138
- عصمت 144
- غیبت 149
- پس از تشیع 156
- قسمت اول 157
- شخصیت مصری 157
- قسمت دوم 164
- انجمن شیعیان 168
- قرآن - اگر عثمان قرآن هارا نسوزانده بود, بنی امیه وجودی نداشتند 170
- جمع قرآن 171
- 1تا91 175
- پی نوشتها 175
- 92تا182 187
- 183تا280 199
- 281تا303 213
همچنان که انسان مصری در طول تاریخش تکیه بر نهر نیل دارد و در ک_نارش زندگی می کند, و اگر آبهایش زیاد شد گشایش در روزیش پیدامی شود و اگر آبهایش ک_م ش_د, ب_ه قحطی روی
می آورد, بر حکومتهانیز تکیه دارد .
مردم مصر آنچنان بر حاکمان خود ت_ک_یه می کنند که معتقدند همه چیز بدست آنها است و لذا چشم و گوش بسته خودرا در اختیار حاکمان قرار می دهند و به امید رهایی به دست آنان هستند.
و شاید به همین علت باشد که مصری ها مایل اند, کار حکومتی داشته باشند و آن را بر کارهای دیگر ت_رجیح می دهند زیرا بنظرشان رزق و روزی حکومت ثابت و قطعی است ولی روزی در جای دیگر ضمانت ندارد.
خ_لاص_ه رزق و روزی م_ه_مترین چیزی است که ایده کلی مصری هارا نسبت به زندگی , بیان م_ی کند .
و لذا همه چیز حتی دین را خاضع برای این ایده می دانند .
و هر چه با رزق منافات دارد, از ن_ظ_ر آن_ان م_ردود و م_ح_ک_وم است .
پس اگر روزی انسان مصری مختل شود,همه چیز نابود می گردد و در راه بدست اوردن ان , همه کاری ممکن است انجام دهد.
و ه_م_ین اندیشه است که روح تهور در بدست آوردن روزی را نزدآنان کشته است , چرا که ممکن اس_ت ای_ن ت_هور باعث نابودی روزی گردد .
و به خاطر همین اندیشه است که برخورد با حاکم را مردودمی دانند.