آشنایی با کشورهای اسلامی صفحه 1

صفحه 1

جهان اسلام، ظرفیت‌ها و امکانات‌

بسم الله الرحمن الرحیم

جهان اسلام با داشتن بیش از یک پنجم جمعیت جهان، کشور و سرزمین‌های وسیعی که از شرق آسیا تا غرب آفریقا گسترده شده است، مجموعه‌متنوع و در عین حال توانمندی را تشکیل می‌دهد که به ویژه در چند دهه اخیر به مثابه یک هویت واحد مطرح شده است. «جهان اسلام» بیش از آنکه بیانگر یک موقعیت جغرافیایی باشد، معرف هویت بیش از یک و نیم میلیارد انسان است که دارای آیین و دینی مشترک هستند. آنچه که این جمعیت عظیم را علیرغم اختلافات نژادی، قومی و زبانی به یکدیگر پیوند می‌دهد، اعتقادات مشترک آنها نسبت به خدای واحد، قرآن، پیامبر گرامی اسلام و دستورات و احکامی است که خداوند توسط پیامبر و در قرآن کریم آنها را تبیین کرده است.

از لحاظ جغرافیایی می‌توان گفت پیروان اسلام در قاره‌های مختلف جهان حضور دارند. قاره آسیا بیش از یک میلیارد مسلمان جهان را در خود جای داده است. حدود 391 میلیون مسلمان ساکن آفریقا هستند. بیش از 20 میلیون مسلمان در اروپا و بیش از 27 میلیون مسلمان در روسیه به سر می‌برند. همچنین حدود یک و نیم میلیون مسلمان در آمریکای لاتین و 9 میلیون مسلمان در آمریکا و کانادا زندگی می‌کنند.

به دلیل وسعت سرزمین‌های اسلامی و میلیون‌ها مسلمانی که در نقاط مختلف زندگی می‌کنند، تنوع زبانی در جهان اسلام بسیار زیاد است. زبان‌های عربی، فارسی و ترکی از زبان‌های مهم در جهان اسلام محسوب می‌شوند. همچنین تعداد زیادی از مسلمانان در کشورهای پاکستان و هند به زبان اردو تکلم می‌کنند. حدود 14 درصد از جمعیت مسلمانان که در کشورهای اندونزی و مالزی زندگی می‌کنند، به زبان مالایی سخن می‌گویند.

علاوه بر این، درکنار کشورهای اسلامی، کشورهایی وجود دارند که مسلمانان به صورت اقلیت در آنها زندگی می‌کنند. در این خصوص، برخی نظیر مسلمانان چین و بالکان از قرن‌ها پیش در این مناطق ساکن بوده‌اند و گروهی دیگر از مسلمانان نیز به صورت مهاجر در کشورهای اروپایی و آمریکایی زندگی می‌کنند.

یکی از امتیازات مهم مکتب اسلام که در آیات و روایات به آن اشاره شده، این است که اسلام منحصر به قوم، زبان، ملیت و جغرافیای خاصی نیست و دین جهانی به شمار می‌آید. از همین رو ملل مسلمان از نژادهای مختلف تشکیل شده‌اند. در 19 کشور اسلامی، اکثریت با نژاد سامی و عرب است. البته اقلیت‌های دیگر نژادی نظیر کردها نیز در کشورهای عربی چون عراق و سوریه حضور دارند. در کشورهای آفریقایی عرب زبان نیز جمعیت‌های بربر دیده می‌شود. درمیان کشورهای مسلمان قاره آفریقا 11 کشور دارای اکثریت سیاه پوست هستند. منشاء نژادی برخی از مسلمانان که در آسیا زندگی می‌کنند، زرد است و شامل تیره‌هایی نظیر مغولی تاتار، زرد مالایایی و زرد اندونزیایی می‌باشند. منشاء نژادی ایرانی‌ها، افغان‌ها و تاجیک‌ها، آریایی است و مردم پاکستان از نژاد سفید و تیره‌های سند و پنجابی هستند. جهان اسلام شامل 5 کشور اسلامی است که پرجمعیت‌ترین آنها، اندونزی و کم جمعیت‌ترین آنها مالدیو است.

علاوه بر ویژگی جمعیتی، به لحاظ جغرافیایی، زیست محیطی و ذخایر طبیعی نیز سرزمین‌های اسلامی از شمار غنی‌ترین مناطق کره زمین به شمار می‌روند. امکانات و ویژگی‌های این سرزمین‌ها باعث شده است تا در طی قرن‌های متمادی، جهان اسلام نقش بسیار مهم و تأثیرگذاری در صحنه روابط بین‌الملل ایفا کند. کشورهای اسلامی بیش از درصد منابع انرژی جهان را که شاهرگ حیاتی نظام صنعتی به شمار می‌آید، در اختیار دارند و به لحاظ جغرافیایی و استراتژیک نیز کشورهای اسلامی بر بسیاری از دریاها و آبراه‌های بزرگ مانند خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای سرخ و کانال سوئز احاطه دارند.

به دلیل تأکیدی که دین مبین اسلام بر کسب علم و دانش دارد، مسلمانان در چندین قرن پس از بعثت پیامبر گرامی اسلام فراگیری علم را چنان در دستورکار خود قرار دادند که در اندک زمانی، توانستند دروازه‌های علوم و فنون را فتح کنند و در روزگاری که غرب در عصر تاریکی به سر می‌برد، اندیشمندان مسلمان به کشفیات نوینی در عرصه‌های علمی دست یافتند و آرام آرام این حرکت علمی مسلمانان تا آندلس و قلب اروپا پیش رفت. اندیشمندان غربی از دستاوردهای علمی مسلمانان بهره گرفتند و توانستند پایه‌های تمدن امروز خویش را با استفاده از کشفیات و تولیدات علمی جهان اسلام بنا نمایند. اما با وجود آنکه جهان اسلام در روزگاری مرکز تولید و صدور علم محسوب می‌شد، یکباره با رکود علمی مواجه شد.

از سوی دیگر، با وجود آنکه مسلمانان در سال‌هایی که کشورهای اروپایی در وضعیت قرون وسطایی بسر می‌بردندصاحب تمدن عظیم و قدرتمندی بودند که بر بسیاری از مناطق جهان احاطه داشت، اما به دلیل بروز اختلافات شدید و تفرقه میان مسلمانان به وضعیتی دچار شدند که در آغاز قرن بیستم هیچ کشور اسلامی قدرتمندی در جهان و در صحنه روابط بین‌الملل حضور نداشت.

پیدایش فرقه‌های مذهبی و رواج خرافات و بدعت‌ها، افراط و تفریط در نحوه درک و فهم احکام اسلامی و شیوه‌های اجرائی آنان بویژه در زمینه مسائل اجتماعی ازجمله علل فاصله‌گرفتن مسلمانان از ارزش‌ها و سنن الهی بود. مسلمانان تفسیر واحدی از اسلام نداشته و گاه در برخی زمینه‌ها، دیدگاه‌های آنها با یکدیگر بسیار متفاوت بود. این تفاوت‌ها، موجب شد که در عمل نیز مسلمانان چندگونه و گاه متضاد رفتار کنند. این درحالی است که اسلام و مبانی آن، از یک حقیقت واحد سرچشمه می گیرد.

وضعیت موجود و چالش‌های پیش‌رو

به رغم سهم قابل توجه مسلمانان از جمعیت و منابع مادی جهانی، در حال حاضر سهم آنان از اقتصاد، سیاست، علم و فناوری جهانی چندان قابل توجه نیست. با وجود عضویت بیش از پنجاه و شش کشور مسلمان در سازمان ملل، نمایندگان کشورهای اسلامی تاثیر چندانی بر تصمیمات جهانی ندارند و حتی مجموعه‌بزرگتری مانند سازمان کنفرانس اسلامی نیز به دلیل اختلافات درونی نقش بسزایی در مسایل جهانی و منطقه‌ای ایفا نمی‌کند.

با توجه به جایگاه مهم انرژی در تحولات سیاسی و اقتصادی جهان، کشورهای اسلامی از ابزار بسیار قدرتمندی در این زمینه برخوردارند، اما متاسفانه در طول دهه‌های گذشته به دلیل تسلط قدرت‌های بزرگ بر بسیاری از کشورهای اسلامی، این کشورها جز در موارد اندکی نتوانسته‌اند از این ابزار در جهت حفظ و تأمین منافع مشروع خود بهره ببرند. از سوی دیگر به دلیل وابستگی سیاسی و فساد داخلی، این ابزار در خدمت رشد و توسعه مسلمانان قرار نگرفته و مسلمانان به رغم بهره‌مندی از منابع عظیم نفت و گاز، در سطوح پایینی از رشد و توسعه اقتصادی و همچنین در زمینه مسائل علمی و فناوری‌های پیشرفته قرار داشته‌اند.

یکی از بنیان‌های اصلی ضعف دولت‌های جهان اسلام در برقراری ثبات سیاسی داخلی را باید در ناکامی این کشورها در تکمیل پروژه دولت ملت‌سازی دانست. به‌طورکلی، عدم جذب‌تقاضاهای قومی، ظهور دولت‌های اقتدارگرا از متن نیمه‌تمام پروژه دولت ملت‌سازی و پیدایش چرخه ترکیبی از نزاع‌های قومی و بین دولتی در این کشورها، از جمله عواملی هستند که پروسه دولت ملت‌سازی را در میان کشورهای اسلامی به ضعف و رکود دچار ساخته‌اند. بنابراین استدلال، فقدان ثبات سیاسی و امنیت کافی در جوامع اسلامی ریشه در ناکامی این کشورها در خلق ایده‌هایی همچون انگاره هویت ملی و حاکمیت ملی یا به طور کلی پروسه دولت‌سازی دارد. اگرچه فشار عوامل محیطی نیز در این زمینه تاثیر بسیار اساسی دارند.

از طرفی یکی از معضلات موجود، ضعف بینش سیاسی برای وحدت است. برخی ازکشورهای اسلامی بر این اعتقادند که منافعشان از طریق ارتقای روابط با غرب زیر چتر تولیدات، تکنولوژی، آموزش، بازار و امنیت غربی بهتر تامین می‌شود. بی‌ثباتی سیاسی در کشورهای اسلامی و تهدید جنگ‌های داخلی و منطقه‌ای، بعضی از کشورها را به معضل ناامنی دچار کرده است و در نتیجه آنها برای حمایت به غرب، خصوصاً آمریکا متوسل شده‌اند. این مسئله همچنین موجب شده است که بسیاری از کشورهای اسلامی برای تأمین امنیت خود به خرید انواع تسلیحات از کشورهای غربی روی آورند.

بر اساس برخی آمارها در حدود دوسوم فروش تسلیحات به کشورهای در حال توسعه انجام می‌شود و در این میان، خاورمیانه بزرگ‌ترین خریدار آن است. در طی سی سال گذشته، هزینه‌های نظامی جهان عرب به تنهایی به صدها میلیارد دلار بالغ می‌شوند. مسلمانان حدود 10 الی 15 درصد تولید ناخالص ملی خود را به نیروی نظامی اختصاص می‌دهند که این رقم در سایر کشورهای جهان 5/ 4 درصد است.

در کنار مسائل و مشکلات داخلی کشورهای اسلامی، رقابت و برتری‌جویی قدرت‌های جهان در مناطق استراتژیکی همچون خاورمیانه و خلیج فارس نیز مشکلات و گرفتاری‌های زیادی را برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است؛ اشغال نظامی افغانستان و عراق را می‌توان از این دست برشمرد که نتایج ناگواری برای منطقه دربر داشته است.

به علاوه، فشار کشورهای غربی و تحریم‌های اقتصادی و مالی نیز یکی دیگر از مشکلاتی است که بخشی از مسلمانان با آن مواجه می‌باشند. طبق آمار کمیساریای عالی حمایت از پناهندگان ملل متحد، بالغ بر سیصد میلیون نفر مسلمان تحت شرایط بسیار سخت اقتصادی با حمایت سازمان ملل متحد زندگی می‌کنند که این وضعیت مرگ هزاران نفر بی‌گناه را باعث می‌شود و تاثیر ویرانگری بر وضعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع کشورهای درگیر دارد. به علاوه مسلمانان بی‌پناه و آواره از هر گروهی در جهان بیشتر هستند.

چالش‌های اقتصادی جهانی، شاید بزرگ‌ترین چالش پیش‌روی مسلمانان، در وضعیت جهانی شدن باشد. فقدان ساختارهای صنعتی و تجاری قدرتمند، کشورهای اسلامی را در روند رقابت جهانی برای کسب بازارهای بیشتر دچار مشکل ساخته است. به همین دلیل، کشورهای اسلامی از یک سو نیازمند اتخاذ سیاست‌های اقتصادی موثر و منطقی به منظور افزایش قدرت رقابت‌پذیری در سطح داخلی هستند و از سوی دیگر باید ساز و کارهای همکاری را در میان خود تقویت نمایند. همکاری‌های اقتصادی در این زمینه باید از طریق ایجاد اتحادیه‌های گمرکی، توافقات دوجانبه و چندجانبه، مناطق آزاد تجاری و گروه‌های منطقه‌ای صورت گیرد. مسلمانان برای افزایش قدرت اقتصادی جهانی در معاملات بازرگانی و میزان تاثیرگذاری بر نوسانات بازار جهانی، باید بتوانند استانداردهای بین‌المللی را رعایت و مهارت‌های لازم را در حیطه مزیت نسبی کسب کنند.

در حال حاضر کشورهای جهان اسلام، به تنهایی توانایی مقابله با فشارهای بازیگران قدرتمند جهانی را ندارند. ازاین‌رو با توجه به آنچه بیان شد و با توجه به شرایط منطقه‌ای کشورهای جهان اسلام، نیازی فوری به تاسیس و گسترش سازمان‌های منطقه‌ای، مثل بانک توسعه اسلامی، برای افزایش رقابت و هدایت صحیح سرمایه‌های موجود، وجود دارد. پی‌گیری سیاست همکاری بین مسلمانان و تنظیم سیاست‌های مشترک، منافع منطقه‌ای و جهانی آنها را تضمین می‌کند.

اگرچه هدف نهادهایی چون سازمان کنفرانس اسلامی تلاش برای گسترش وحدت و تفاهم بین دولت‌های عضو است، اما کشورهای اسلامی از اختلافات درونی زیادی رنج می‌برند. در این میان حتی معضل و فاجعه بزرگی مانند فلسطین نیز نتوانسته است در کاهش این اختلافات نقش مؤثری ایفا کند. رفتارهای دوگانه برخی از کشورهای اسلامی در این زمینه تاکنون امکان دستیابی به یک وحدت‌رویه را در میان کشورهای اسلامی دشوار ساخته است.

علاوه بر این، اختلافات قومی فرقه‌ای در میان مسلمانان که اغلب توسط قدرت‌های بیرونی دامن زده می‌شود، یکی دیگر از چالش‌های کنونی مسلمانان به حساب می‌آید. گسترش احساسات افراطی ملی‌گرایانه در کنار اختلافات ارضی کشورهای اسلامی و از همه مهم‌تر مسئله اختلاف میان شیعیان و اهل تسنن، یکی از بزرگترین معضلاتی است که در حال حاضر گریبان‌گیر جوامع اسلامی می‌باشد. در سال‌های اخیر بهبود نسبی موقعیت شیعیان در لبنان و عراق موجب نگرانی برخی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای گردیده و در نتیجه به تشدید تلاش‌های آنان از طریق افزایش تنش و اختلاف میان شیعیان و اهل تسنن منجر شده است.

از سوی دیگر، امروزه برداشت‌های مختلف و گاه افراطی از اسلام، زمینه دخالت ابرقدرت‌ها را در برخی از کشورهای اسلامی پیش از گذشته فراهم کرده است. برای نمونه نگاه افراطی‌طالبان به اسلام و مغایرت رفتار آنها با اصول منطقی اسلام، بهانه‌ای برای کشورها و رسانه‌های غربی شده تا اسلام را مورد حمله شدید قرار دهند.

فرصت‌های پیش‌روی جهان اسلام‌

به طور کلی با توجه به شرایط موجود، می‌توان گفت که مسلمانان در جهان امروز چهار منبع مهم قدرت را در اختیار دارند:

توانمندی‌ها و ظرفیت‌های فرهنگی و عقیدتی اسلام که در حال حاضر مهم‌ترین عامل قدرت و اتحاد کشورهای اسلامی به شمار می‌آید؛

منابع عظیم نفت و گاز و همچنین بسیاری دیگر از منابع مهم اقتصادی؛

جمعیت قابل توجه مسلمانان که نسبت به چند دهه گذشته از سطح دانش و تخصص بالایی برخوردار شده‌اند؛

موقعیت استراتژیک و ژئواستراتژیک کشورهای اسلامی.

آنچه مسلم است، این است که تعریف مشترک از هویت و منافع، عامل اصلی ایجاد یکپارچگی و وحدت درونی جهان اسلام می‌باشد. شایان ذکر است رفع اختلافات موجود، که اساساً ریشه در سنت‌های دیرین و مطرود دارد، خود اساس همبستگی و اتحاد می‌باشد. به عبارت دیگر، ابعاد سیاسی دین مبین اسلام به قدری گویا، واضح و روشن می‌باشد که صرف‌نظر از ایجاد هرگونه ساختاری قادر خواهد بود تا ملت اسلام را به طور خودجوش، در مسیری که باید بپیمایند، قرار دهد.

***مجموعه حاضر که بنا به سفارش معاونت آموزش و پژوهش بعثه مقام معظّم رهبری و با تلاش تنی چند از محققین مرکز تحقیقات استراتژیک تهیه و تنظیم شده است، کوششی در جهت فراهم ساختن زمینه‌های آشنایی هرچه بیشتر با مسلمانان برخی از کشورهای مهم جهان اسلام می‌باشد. لازم به ذکر است که در این مجموعه تلاش شده است تا به طور ساده و روان برخی اطلاعات ضروری در این زمینه در اختیار خوانندگان محترم قرار گیرد.

حسن روحانی

رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک

تهران اردیبهشت 1387

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه