- جهان اسلام، ظرفیتها و امکانات 1
- فرصتهای پیشروی جهان اسلام 1
- وضعیت موجود و چالشهای پیشرو 1
- (طرح خاورمیانهی بزرگ: نقشهی راه آیندهی آمریکا برای منطقه) 2
- اشاره 2
- سیاست جهان سلطه در رابطه با اسلام و ... 2
- راهکارهای ایران در قبال چگونگی برخورد با القاعده 3
- مواضع نظام جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با 3
- الف میراث وهابیت از خوارج همانند: 3
- دلایل لزوم توجه بیشتر ایران به ماهیت فکری و فرهنگی القاعده 3
- مقدمه 3
- الهامبخشی القاعده 3
- اشاره 3
- وهابیت جدید (القاعده) و طرح سؤالی برای جمهوری اسلامی ایران 3
- اشاره 3
- ماهیت ضد شیعی جریان القاعده 3
- ج میراث وهابیت از کلام اشعری: 3
- ظرفیت بالای سیاسی اخوانالمسلمین؛ 3
- اشاره 3
- حزبالله 3
- اشاره 3
- القاعده 3
- تفکرات ایدئولوژیک القاعده 3
- توجه به نفوذ تفکر القاعده به مناطق سنینشین ایران 3
- القاعده به عنوان یک جریان فکری 3
- ب میراث وهابیت از مذهب حنبلی: 3
- اخوانالمسلمین 3
- د میراث از ابن تیمّیه: 3
- اشاره 4
- مشخصات و شرایط عمومی عربستان سعودی 4
- موقعیت جغرافیایی 4
- سیاست خارجی ایران در قبال عربستان سعودی 4
- ساختار حکومت 4
- ساختار و شرایط اقتصادی 4
- جریانها و گروههای سیاسی عربستان سعودی 4
- ساختار اجتماعی فرهنگی 4
- عربستان سعودی 4
- پیش زمینه تاریخی 4
- جمعیت 4
- بهبود تصویر ایران در افکار عمومی عراق 5
- ساختار اجتماعی فرهنگی 5
- پیشزمینه تاریخی 5
- سیاست خارجی ایران در قبال عراق پس از صدام 5
- جریانها و گروههای سیاسی عراق 5
- ساختار و شرایط اقتصادی 5
- حمایت از گروههای شیعی 5
- ساختار حکومت 5
- موقعیت جغرافیایی 5
- جمعیت 5
- کمک به بازسازی عراق 5
- عراق 5
- مشخصات و شرایط عمومی عراق 5
- حمایت از دموکراسیسازی در عراق 5
- تلاش برای برقراری رابطه استراتژیک 5
- امارات متحده عربی 6
- اشاره 6
- بحرین 6
- کویت 6
- شیخنشینهای حاشیه جنوبی خلیج فارس 6
- قطر 6
- پیش زمینه تاریخی 7
- اشاره 7
- ساختار اجتماعی فرهنگی 7
- عمان 7
- روابط عمان و ایران 7
- موقعیت جغرافیایی 7
- ساختار و شاریط اقتصادی 7
- مشخصات و شرایط عمومی عمان 7
- جمعیت 7
- ساختار حکومت 7
- روابط خارجی ترکیه 8
- اشاره 8
- ب) پیروان سایر ادیان: 8
- مشکلات ترکیه با کشورهای همجوار 8
- اشاره 8
- تاریخ 8
- موقعیت جغرافیایی 8
- مردم ترکیه و زبان آنها 8
- ترکیه 8
- موقعیت استراتژیک 8
- الف) پیرامون اسلام که خود به چندین فرقه و مذهب تقسیم میشوند و اهم آنها عبارتند از: 8
- اشاره 8
- مذهب در ترکیه 8
- سیستم سیاسی ترکیه 8
- دانستنی هایی در مورد ترکیه 8
- 2 حرکه المقاومه الاسلامیه (جنبش مقاومت اسلامی حماس) 9
- 4 جبهه آزادیبخش فلسطین 9
- 3 جبهه خلق برای آزادی فلسطین (فرماندهی کل) به دبیر کلی احمد جبرئل 9
- تاریخ فلسطین 9
- 5 جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین 9
- فلسطین 9
- فلسطین شهر اسلام 9
- 7 موضع جمهوری اسلامی ایران 9
- اشاره 9
- گروهها و نیروهای اصلی در فلسطین 9
- 6 جبهه مقاومت مردمی فلسطین 9
- 3 جنبش جهاد اسلامی 9
- 1 حرکه التحریر الوطنی الفلسطینیه (جنبش فتح) 9
- فرهنگ و زبان 10
- تحولات جاری 10
- لبنان 10
- اشاره 10
- نظام سیاسی 10
- احزاب سیاسی 10
- تاریخ لبنان 10
- موضع جمهوری اسلامی ایران 10
- جنگ 33 روزه 10
- موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی 10
- ساختار جمعیتی و مذهبی 10
- دوران معاصر 11
- پیش از اسلام 11
- وجه تسمیه شام و سوریه 11
- سوریه 11
- تاریخ سوریه 11
- مردم سوریه 11
- مذاهب و فرق مذهبی در سوریه 11
- پس از اسلام 11
- موقعیت جغرافیایی و طبیعی 11
- موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی 12
- حزب وفد (حزب الوفدالجدید) 12
- احزاب سیاسی 12
- ساختار جمعیتی و مذهبی 12
- حزب دموکراتیک ملی (حزب الوطنی الدیمقراطی) 12
- فرهنگ مصریها 12
- تاریخ مصر 12
- روابط با جمهوری اسلامی ایران 12
- اشاره 12
- مصر 12
- سیاست خارجی مصر 12
- نظام سیاسی و تقسیمات کشوری 12
- اقتصاد 13
- جمعیت 13
- ساختار حکومت 13
- الجزایر 13
- روابط ایران و الجزایر 13
- تاریخ 13
- موقعیت جغرافیایی 13
- ساختار اجتماعی فرهنگی 13
- دین 14
- اوضاع فرهنگی 14
- ساختار سیاسی 14
- تاریخ 14
- آثار تاریخی 14
- مراکش 14
- جغرافیا 14
- اوضاع اقتصادی 14
- اشاره 14
- نظام حکومتی 15
- اشاره 15
- تونس 15
- سیاست خارجی 15
- قوه مقننه 15
- تونس و ایران 15
- جنبش اسلامی ملی افغانستان (جنبش ملی اسلامی افغانستان) 16
- محیط زیست 16
- جنبشهای اسلامی 16
- ارتش 16
- احزاب اقلیت در حال فعالیت 16
- ولایات 16
- نظام قانونی 16
- قوای اجراییه 16
- آموزش و پرورش 16
- جمعیت 16
- منابع طبیعی 16
- احزاب ممنوع شده 16
- وضعیت قومی و مذهبی 16
- زبان 16
- قوه قانونگذاری 16
- جماعت اسلامی 16
- تاریخ 16
- اقتصاد 16
- افغانستان 16
- حزب اسلامی 16
- دولت 16
- احزاب اصلی در حال فعالیت 16
- موقعیت جغرافیایی 16
- حزب وحدت 16
- قوه قضائیه 17
- وظایف و اختیارات قوه مقننه 17
- جایگاه قوا در اداره کشور 17
- نفوذ ادیان در حاکمیت 17
- درگیری میان ادیان و مذاهب مختلف 17
- سیر تحولات فرهنگی 17
- تکوین مذاهب در شبه قاره 17
- کمکهای خارجی 17
- قوه قانون گذاری 17
- حکومت محلی و سیستم مجالس قانون گذاری 17
- موقعیت سرزمینی 17
- مبانی و اصول سیاست خارجی 17
- تشکیلات مذهبی 17
- ویژگیهای اقتصادی 17
- اشاره 17
- وظایف و اختیارات قوه قضائیه 17
- قوه مجریه 17
- پاکستان 17
- جمعیت 17
- حوزههای دینی و رهبران مذهبی 17
- روابط ایران و پاکستان 17
- توان هستهای 17
- اشاره 17
- ساختار حکومتی 17
- آداب و سنن مذهبی و میزان پایبندی مردم به مذهب 17
- اقتصاد هند 18
- زبان 18
- ورود اسلام به هند 18
- زبان فارسی در هند 18
- موقعیت مسلمانان هند 18
- جمعیت 18
- تقسیمات کشوری 18
- سیاست 18
- استقلال هند و جدایی پاکستان 18
- ایالتهای هند 18
- مشخصات کلی 18
- روابط ایران و هند 18
- ادیان 18
- کشاورزی 18
- رسانهها 18
- کشور هند 18
- موقعیت سرزمینی 18
- نظام قضائی 18
- جمعیت 19
- منابع طبیعی 19
- تقسیمات کشوری 19
- جغرافیا 19
- دولت و سیاست 19
- حکومت 19
- مالزی 19
- نژاد و جمعیت 19
- جغرافیا 19
- تاریخ 19
- اقتصاد 19
- احزاب سیاسی اصلی عبارتند از: 19
- اقتصاد 19
- فرهنگ 19
- آموزش 19
- اشاره 19
- آموزش 19
- مذهب 19
- اندونزی 19
مواضع جمهوری اسلامی ایران ... جریانهای مخلتف ...
مواضع نظام جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با
اشاره
جریانهای مختلف موجود در کشورهای اسلامی
مقدمه
گروههای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبی در کشورهای اسلامی در قالب تشکلهای مختلف همانند احزاب، سازمانهای سیاسی نظامی،
OGN
و غیره به چشم میخورند. جمهوری اسلامی ایران میتواند در قالب دیپلماسی نرم یا دیپلماسی عمومی (ycamolpiD cilbuP) با آنها در ارتباط قرار گیرد و اهداف و منافع ملی خود را علاوه بر شیوههای کلاسیک یعنی روابط بینالدولی و دیپلماسی رسمی، از این کانال نیز پیگیری نماید. البته در بحث حاضر، امکان بررسی تمامی آنها وجود ندارد و به ناچار روی مهمترین و اثرگذارترین این گروهها بحث خواهیم کرد. در این بعد، گروهها و احزاب مهم جهان اسلام به دو دستهی کلی قابل تقسیم هستند:
الف گروهها و احزاب اسلام گرا (مذهبی)؛
ب گروهها و احزاب غیر آن.
به جهت تناسب موضوع، بحث ما در مورد دسته نخست است و در این میان نیز دو گروه قابل شناسایی است:
آن دسته از سازمانهای اسلامی که دارای رابطه تعریف شدهای با جمهوری اسلامی ایران هستند. به عنوان مثال میتوان از حزب الله لبنان و حماس یا جهاد اسلامی در فلسطین اشغالی نام برد.
از آن جا که در کتاب حاضر، موضوع حزبا ... در مبحث لبنان و موضوع گروههای فلسطینی در مبحث فلسطین مورد توجه قرار گرفتهاند، در این جا اشارهای اجمالی درباره حزبا ... خواهد شد.
گروههایی که چنین رابطه تعریف شدهای ندارند و در این بخش نیز دو گروه بزرگ و با اهمیت اخوانالمسلمین و القاعده را که اولی گرایش سلفی معتدل و دومی گرایش سلفی افراطی با مشخصه ضد شیعی دارد مورد بررسی اجمالی قرار خواهیم داد.
اگر چه در این بخش ما از گروه نخست به اختصار یاد خواهیم کرد و نوع نگاه جمهوری اسلامی ایران به آنان را مورد ارزیابی قرار خواهیم داد. باز هم به دلیل تناسب موضوع، بحث اصلی را به دو گروه اخوان و القاعده اختصاص میدهیم و منافع جمهوری اسلامی ایران را در چگونگی برخورد با این دو گروه بررسی خواهیم کرد:
حزبالله
جنبش حزبالله از بدو تشکیل خود در سال تاکنون تنها یک اثر مکتوب که بیانگر مواضع این حزب باشد انتشار داده است که همانا اعلامیه اعلام موجودیت خود در سال و در سالگرد شهادت شهید شیخ راغب حرب، در حسینیه شیاح بیروت بوده است. لذا این نامه سرگشاده را که در یک کتابچه صفحهای تنظیم شده است میتوان منشور یا «مانیفست سیاسی حزبا ...» نامید. همین کتابچه در واقع نوع نگاه و رویکرد ایران به حزبالله را به خوبی تبیین خواهد کرد:
این نامه که با آیهای از قرآن آغاز و به شهید راغب حرب و سایر شهیدان لبنان تقدیم میشود، حزبالله را ادامه دهندهی راهی میداند که امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران پیشتاز آن بودهاند. همچنین حزبالله خود را یک سازمان شیعی اما بخش تفکیکناپذیری از پیکرهی امت واحده اسلامی در سراسر جهان میداند. حزبا ... خود را پیرو ولی فقیه و منبع فرهنگ خود را قرآن و سنت معصومین (ع) و فتاوای مراجع تقلید زمان اعلام میکند و قدرت نظامی خود را بینهایت میداند، زیرا در صورت اعلام جهاد، تمام افراد به یک مبارز تبدیل میشوند. حزبا ... معتقد است تمامی استکبار جهانی به جنگ علیه مسلمین برخاسته و ریشهی تمام مصیبتها آمریکاست. نهایتاً رویارویی اجتنابناپذیر است و اهداف حزبا ... عبارت از اخراج نهایی اسرائیل، آمریکا، فرانسه و همپیمانان آنان از لبنان، محاکمه عادلانه خائنین داخلی و اعطای حق تعیین سرنوشت به ملت لبنان میباشد. مسیحیان مارونی را از سیاستهایی که سبب تعصبات قومی میشود بر حذر داشته و به وحدت فراخوانده است. حزبا ... معتقد به لزوم ریشهکنی و نابودی اسرائیل و ضرورت اتحاد مسلمانان و پیروی علمای اسلام از اندیشههای امام خمینی است و ....
همین سیر و بررسی اجمالی از منشور حزبا ... به تنهایی میتواند بیان کنندهی نوع نگاه جمهوری اسلامی ایران به این گروه باشد. زیرا تمامی مواد لازم برای اتحاد و همراهی و هماهنگی ایران را با حزبا ... در خود گنجانده است و شاید این تنها گروه و گزینهی منحصر به فرد در جهان اسلام برای ایجاد یک اتحاد استراتژیک شیعی که هم منافع شیعیان لبنان و هم منافع جمهوری اسلامی ایران را تأمین مینماید باشد. حزبا ... از یک نگاه، عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه و یک عامل بازدارنده در مقابل اقدامات احتمالی رژیم صهیونیستی علیه ایران محسوب میشود. بدین ترتیب حمایت همهجانبه معنوی و سیاسی ایران از تمامی شیعیان جهان و خصوصاً شیعیان لبنان امری کاملًا عادی و مشروع تلقی میشود.
اخوانالمسلمین
اشاره
از آن جا که اسلام از دروازه مصر وارد آفریقا شده، لذا همواره آفریقای مسلمان از دریچهی مصر به جهان اسلام مینگریسته و در طول تاریخ اسلامی، مصر جوامع اسلامی آفریقا را تغذیه نموده است. نظر به توانمندیها و امکانات مصر در گذشته و حال، همیشه این کشور تغذیه کنندهی عمده تفکرات مذهبی جهان اهل سنت بوده و بسیاری از علمای برجستهی اهل سنت که در کشورهای اسلامی مشغول تبلیغ میباشند یا مصری هستند و یا فارغ التحصیل دانشگاه الأزهر میباشند.
بالا بودن سطح علمی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در مصر این امکان را فراهم کرده است تا این کشور به مهد و کانون اندیشههای متعدد سیاسی، اجتماعی و مذهبی تبدیل شود. پناه بردن سیدجمالالدین اسدآبادی به مصر به همین دلیل بوده و بخش عمدهای از موفقیتهای وی نیز در دوران اقامت او در قاهره حاصل شده است.
یکی از مهمترین جنبشهای اسلامی شکل گرفته در مصر، جنبش اخوانالمسلمین است و از این کانون، اندیشهها و افکار خود را به سایر کشورهای اسلامی نیز گسترش داد. در حال حاضر ستون فقرات جنبشهای اسلامی در جهان به ویژه در آفریقا و خاورمیانه را اخوان یا اخوانیهای سابق تشکیل میدهند. رهبران اصلی دو گروه جهاد اسلامی و جماعت اسلامی از اعضای سابق جنبش اخوانالمسلمین میباشند. به رغم تفاوت دیدگاه شاخههای مختلف اخوانالمسلمین در کشورهای اسلامی، میتوان تأکید کرد که هم چنان مصر مرکز اصلی و مؤثر تصمیمگیری ایشان است. محمد مهدی عاکف، رهبر معنوی فعلی اخوانالمسلمین در مصر مستقر است.
در حال حاضر حدود حزب سیاسی عمده در مصر مشغول فعالیت هستند که برخی از آنها احزاب اسلامگرا محسوب میشوند. گروههای اسلامی مصر به دلیل عدم امکان فعالیت قانونی، بالأجبار دارای فعالیتهای زیرزمینی هستند که مهمترین این گروهها اخوانالمسلمین است که البته فعالیت زیرزمینی نداشته و به طور علنی ولی غیر قانونی به فعالیت میپردازد. یکی از احزاب مهم مصر، یعنی حزب کار عمدتاً از طریق ائتلاف با اخوانالمسلمین فعالیت میکند. یکی از ثمرات نزدیکی این دو حزب سیاسی و مذهبی این است که اخوانالمسلمین بتواند در میان سندیکاهای صنفی مصر، حضوری فعال پیدا کند. به عنوان مثال از اواخر دهه هشتاد، اخوانالمسلمین تصمیم گرفت تا با شرکت در انتخابات سندیکاهای مختلف (همانند سندیکاهای پزشکان، کارگران، مهندسان، دانشگاهیان، دندانپزشکان، داروسازان و ...) در اداره آنها نقش محوری ایفا نماید و بدین ترتیب توانست با سیطره بر اکثر سندیکاها، آنها را به صحنه سیاسی وارد نماید و از حالت صنفی صرف خارج سازد. البته دولت مصر نتوانست این وضعیت را تحمل نماید و حتی با مداخله آشکار در مسائل صنفی، شوراهای قانونی و منتخب سندیکاهای مذکور را که اکثراً از اعضای اخوانالمسلمین بودند منحل و برکنار نمود. اما به هر حال همین مقدار حضور اخوانیها در این سندیکاها، نقش مهمی در سیاسی شدن آنها ایفا کرد و این وضعیت کماکان ادامه دارد.
همان گونه که گفته شد، اخوان المسلمین به دلیل سابقه تاریخی، گرایشات اسلامی سلفی معتدل، تشکیلات منسجم و بسیار قوی و سلسله مراتب ایدئولوژیک و روحانی، قابلیت بسیاری برای استمرار حیات سیاسی و نیز توسعه به سایر نقاط جهان اسلام و عرب از خود نشان داده است. به طوری که امروزه ستون فقرات بسیاری از نهضتهایی را که در گوشه و کنار جهان عرب و با نامهای گوناگون فعالیتهای آشکار و پنهانی را دارند تشکیل میدهد. اخوان امروزه در مصر، سوریه، عراق، اردن، فلسطین، سودان، لیبی، الجزایر، یمن، عربستان، کویت و حتی ترکیه و پاکستان و اندونزی و غیر آنها فعال است و نمایندگانی را در مجالس این کشورها در اختیار دارد. اخوانالمسلمین از توان بازیگری سیاسی بالایی برخوردار است و در هر کشوری که فرصت و ظرفیت فعالیت سیاسی پیدا نموده است، حتی تا بالاترین مراتب سیاسی پیشرفته است. به عنوان مثال حزب عدالت و توسعه، یعنی همان اسلامگرایانی که حکومت را در ترکیه در اختیار گرفتند دارای گرایشات اخوانی هستند. در فلسطین نیز در پی نخستین مشارکت حماس به عنوان یک سازمان اخوانی در انتخابات، با کسب اکثریت بالا به دولت دست یافتند. اگر چه بعدها با فشار آمریکا، اروپا و اسرائیل این حق قانونی از آنان سلب شد. اخوان حتی در یک انتخابات نیمه آزاد در مصر، به کسب بیش از هشتاد کرسی در پارلمان نائل شد و نمایندگان زیادی در برخی مجالس عربی همانند اردن در اختیار دارد.
جمهوری اسلامی ایران مناسب است به دلایل زیر، ارتباطات خود را با اخوانالمسلمین گسترش داده و از تواناییها و نفوذ آن به نحو احسن استفاده نماید:
ظرفیت بالای سیاسی اخوانالمسلمین؛
ماهیت متعادل و معتدل ایدئولوژیک و اسلامگرایانهی اخوان که معتقد به لزوم وحدت همهی گرایشات اسلامی در راه دستیابی به آرمان وحدت اسلامی است و این امر با آرمانهای انقلاب اسلامی بسیار نزدیک است؛
نفوذ اخوانالمسلمین در میان افکار عمومی، روشنفکران و حتی دولت مردان در بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی؛
استفاده از رابطه با اخوان به عنوان پل ارتباطگیری با سایر جریانهای سنی مذهب در جهان اسلام.
القاعده
اشاره
در سالهای اخیر، شاهد تشکیل و گسترش گروهی سیاسی، نظامی با عنوان" القاعده" بودهایم. آنچه در نخستین مرحله به ذهن متبادر میشود، مذهب سنی از نوع وهابیت، ملیّتهای عمدتاً عربی، شیوههای مبارزاتی خشونتآمیز و تروریستی و ماهیت ظاهراً ضد آمریکایی و ضد غربی آن است. دلایل متعددی که نهایتاً به امنیت ملی کشورمان معطوف هستند، لزوم شناخت ماهیت این سازمان و سازمانهای اقماری آن را اجتناب ناپذیر مینمایند، تا بدین وسیله این خطر از حیطه منافع و امنیت ملی ایران دور نگاه داشته شود.
تفکرات ایدئولوژیک القاعده
اشاره
مذهب مورد نظر القاعده وهابیت است. وهابیت ترکیبی است از چهار میراث تاریخی شامل:
الف میراث وهابیت از خوارج همانند:
1 کافر پنداشتن بقیه مسلمانان به جز خودشان.
2 عداوت سخت با حضرت علی (ع) و خاندان او و تکفیر شیعیان.
3 اخذ به ظاهر الفاظ قرآن و سنت بدون لحاظ مبانی عقلی و بدعت دانستن هر چیزی که در قرآن و سنت نیامده است.
ب میراث وهابیت از مذهب حنبلی:
1 از نظرفقهی میتوان آنان را در زمره اهل حدیث دانست.
2 تمسک به «سلف صالح».
ج میراث وهابیت از کلام اشعری:
به معنای مخالفت شدید با رأی و استدلال عقلی و مخالفت با منطق، فلسفه و علم کلام.
د میراث از ابن تیمّیه:
که مهمترین اصول عقاید وی عبارتنداز:
1 تجسیم خداوند، قائل بودن به جبر، انکار حسن و قبح ذاتی افعال.
2 ارائه تعریف جدیدی از" بدعت".
3 تحریم زیارت قبور انبیاء و صلحا و ساخت گنبد و ضریح بر آنها و تحریم درخواست شفاعت، دعا، زیارت، توسل، استغاثه و سوگند به غیر خدا.
وهابیت جدید (القاعده) و طرح سؤالی برای جمهوری اسلامی ایران
پس از آن که دولت سعودی با حمایت وهابیان و بهرهگیری از نیروی آنان توانست با حذف همهی رقبا در عربستان به قدرت برسد، با دو نیرو مواجه بود: یکی زمامداران امور دینی در نجد که سخت به تعالیم وهابی پایبند بودند و با هر چیز تازهای حتی استفاده از تلگراف و اتومبیل تحت عنوان بدعت به شدت مخالفت میکردند، و دیگری موج تمدن جدید بود که نظام حکومت، به بسیاری از آنها نیاز داشت. دولت سعودی کوشید تا ایدهی وهابیت را متناسب با ضرورتهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جدید تعدیل نماید. اگر چه در این کار توفیق نسبی به دست آورد، اما راه چارهی بهتر را در تفکیک دو حوزه سیاسی و مذهبی دیده و بدین جهت حوزه سیاسی، اقتصادی و ... حکومتی را در انحصار آل سعود نگاه داشت و حوزه دینی را به خاندان آل شیخ (نسل محمدبن عبدالوهاب) سپرد.
به هر حال مقتضیات زمان، جامعه متعصب عربستان را به برخی تعدیلها نسبت به واپسگرایی و تعصبات وهابی واداشت، به طوری که اینک وهابیت در عربستان، شکل تلطیف شده و ترکیبی از وهابیت عبدالعزیز و رهبران مذهبی آن همراه با فرهنگ مصرفی طبقه متوسط سعودی است. این دو حوزه در ارتباط با یکدیگر و با بهرهگیری از دلارهای نفتی، به گسترش حوزه وهابیت فراتر از سرزمین عربستان همت گماشتند و سراسر ممالک اسلامی را هدف قرار دادند. در این میان نسل جوان و جدید وهابی که به یمن رشد اقتصادی، از اواخر دهه 60 میلادی به این سو، در داخل و خارج عربستان خصوصاً اروپا و آمریکا تحصیل کرده بودند، با واقعیتهای جدیدی آشنا شدند، که امکان انطباق آنها با نظام حکومتی سعودی و یا حوزههای علمیه بسیط و متعصب وهابی نجد و مدینه وجود نداشت. این نسل حتی تلفیق مذهب وهابی را با برخی از اشکال مدرنیسم که توسط آل سعود برای ایجاد هماهنگی میان سنت و مدرنیسم ایجاد شده بود نمیپسندیدند و راه چاره را مدرنیزه کردن و انجام اصلاحات هر دو بخش فوق در جامعه سعودی میدانستند، تا ضمن نوسازی نظام سیاسی، اندیشهی خالص وهابی را نیز منطبق با مقتضیات زمان گسترش دهند. از آنجا که جامعه عربستان امکان برآورده شدن مسالمتآمیز این خواستهها را فراهم نمیکرد، به تدریج رویکرد مبارزهی مسلحانه تحت عنوان" جهاد" در میان آنان تقویت شد و تشکلهایی در این زمینه شکل گرفت. دولت سعودی که خطر را احساس کرده بود با استفاده از موقعیت تجاوز نظامی شوروی سابق به افغانستان، این گروههای جوان، پرشور و عملگرا را تحت عنوان جهاد با کفار و دفاع از دارالاسلام البته با همکاری و حمایتهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا و سازمان سیا با پول و امکانات فراوان راهی افغانستان نمود. حضور برخی جوانان داوطلب جهاد از کشورهای عربی و سایر نقاط جهان، سبب برقراری ارتباط میان آنان شده و بنلادن توانست سرکردگی آنان را به دست گیرد. با شکلگیری هستههای اولیه" القاعده"، به تدریج دامنه آن گسترش یافت و امروزه شعبهها و حتی گرایشهای متفاوتی به شکل یک سازمان چند ملیتی با مرکزیت گروه بنلادن در نقاط مختلف جهان از جمله آسیای جنوب شرقی، افغانستان، پاکستان و شبه قاره، آسیای مرکزی، کشورهای عربی و حتی اروپا فعال هستند. بدین ترتیب القاعده و سازمانهای اقماری آن را میتوان دومین نسل از تجدیدنظر طلبیهای وهابی دانست که به اصول زیرپایبند است:
1 پایبندی به تمامی آن چه که در آغاز بحث در تعریف وهابیت بیان شده است، همراه با کمی تعدیل در ضدیت با خردگرایی در مسائل دینی.
2 مبارزه با آل سعود و سایر حکومتهای وابسته به کفار در جهان اسلام.
3 تشدید عداوت با خاندان اهل بیت (ع) و اعتقادات شیعی و جواز قتل شیعیان و هر کسی که با وهابیان به مقابله برخیزد.
4 تشدید گرایش به سلفیگری و وجوب تبلیغ آن در جهان.
5 گسترش اندیشهی جهاد به هر دو صحنه نظری و عملی (یعنی هم وجوب مبارزه با تمامی مخالفان و هم وجوب مهیا ساختن کلیه امکانات و افراد برای تحقق آن) و لزوم بهرهگیری از مدرنترین امکانات نظامی در راه این هدف.
6 وجوب جهاد با کفار و مشرکین که امروزه آمریکا بارزترین مظهر آن به شمار میرود، خصوصاً بدان دلیل که سرزمین و حکومتهای اسلامی را در سیطره خود دارد.
بدین ترتیب ملاحظه میشود وهابیت که روزی با حیلهها و نقشههای استعمار انگلستان و با هدف ایجاد تفرقه میان مسلمانان توسط مسترهمفر، جاسوس معروف بریتانیا ایجاد و بعدها نیز با هدف تجزیه امپراتوری عثمانی با کمک انگلیسیها در عربستان به قدرت رسیده و در مرحله سوم توسط آمریکا و سیا با هدف مقابله با شوروی در راستای رقابت دو بلوک شرق و غرب در دوران جنگ سرد تجهیز وحمایت شده بود، و در مرحله چهارم نیز پس از فروپاشی شوروی، وهابیت در شکل طالبانی آن با حمایت همه جانبه آمریکا در افغانستان به قدرت رسید تا به عنوان رقیب، اهرم فشار و تهدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران باشد، امروزه ظاهراً به یکی از دشمنان آنان تبدیل شده است.
تاکنون این تصور وجود داشته است که وهابیگری در همان شکل سنتی خود (به عنوان اندیشهای متصلب که عمدتاً گروهی از عوام اهلسنت را از طریق تحریک احساسات متعصبانه برمیانگیخته است)، چیزی است که به دلیل ناسازگاری با ترقیات فکری و فرهنگی بشری و چیره شدن رویکردهای عقلگرایانه و مداراجویانه در روابط بین ملل و مذاهب در عصر جدید، به تدریج کارآیی خود را از دست خواهد داد. امّا اینک به نظر میرسد باید در مورد نوع نگاه سنتی نسبت به وهابیگری تجدیدنظر اساسی به عمل آید و ضرورت این کار خصوصاً با توجه به رویکرد و اقدامات" القاعده" بیشتر میشود. امروزه طرفداران و فعالان القاعده، اعراب بدوی شترسوار نجدی و روحانیون متعصّب تحصیل کرده مدارس مدینه، که معتقد به تحریم استفاده از دستاوردهای تکنولوژیک بشر همانند اتومبیل و تلفن یا تحریم رانندگی زنان و ... بودند، نیستند؛ بلکه عمدتاً جوانان تحصیل کرده و آشنا به علوم جدید خصوصاً تحصیل کردههای کشورهای غرب هستند. به علاوه، امروزه اگر چه حکومتوهابی به طور رسمی فقط در عربستان سعودی پا برجاست ولی گرایشهای وهابی در میان برخی دولتمردان بسیاری از کشورهای عربی همانند امارات متحده و غیرعربی همانند پاکستان وجود دارد. امروزه وهابیت به دنبال به دستگیری قدرت در کشورهای اسلامی است و نمونهی حکومت منسوخ طالبان در افغانستان از آن جمله است. عوامل حوادث 11 سپتامبر عمدتاً دانشجویان یا فارغالتحصیلان دانشگاهها، خصوصاً از کشورهای اروپایی یا آمریکا بودند که هر یک مدتی را نیز در این کشورها زندگی کرده و با فرهنگ، تمدن و زندگی مدرن غربی نیز آشنایی کامل داشتند. عمده رهبران القاعده پزشک، مهندس و امثال آن هستند. خود بنلادن به عنوان شاخصترین فرد این تفکر، پیش از این از نزدیکترین دوستان و متحدین آمریکا بود و بیشترین سرمایههای خانوادگی آنان در اروپا و آمریکا در گردش بوده و هست.
راهکارهای ایران در قبال چگونگی برخورد با القاعده
1 ایران نباید القاعده را صرفاً به عنوان یک جریان در حوزه سیاسی امنیتی و یا صرفاً در چارچوب روابط ایران با عربستان جستوجو نماید. حتی امروزه باید این سؤال مطرح شود که اصولًا خاندان آل سعود که به اقتضاء شرایط سیاسی و حکومت، تا حدودی از برخی از اصول اولیه وهابیت عدول کردهاند، چه جایگاهی در میان وهابیان جدید دارند؟ به عبارت دیگر ایران باید سیاست خارجی خود را در مورد گروههای وهابی همانند القاعده و حکومت وهابی آل سعود از یکدیگر تفکیک نماید. بنابراین، سطح بحث اختلاف و تفاوتها میان وهابیون قدیمی با القاعده را نباید صرفاً به تقابل سنت و مدرنیسم تقلیل داده و بگوئیم جوانان عرب وهابی در اثر تحصیل و زندگی در غرب با مسائل سیاسی جهان آشنا شده و به تقابل با غرب کشیده شدهاند. زیرا این همان تقلیل ماهیت بحث درباره القاعده به مباحث سیاسی و امنیتی خواهد بود و ما را از هویت واقعی و فرهنگی این تفکر جدید غافل خواهد نمود.
به نظر میرسد در کشور ما پیرامون ابعاد فرهنگی وهابیت جدید که القاعده نمونه بارز آن است کار نشده و عمده مطالعات و تحقیقات در ابعاد سیاسی و امنیتی متمرکز بوده است. شاید یکی از دلایل عدم وجود یک راهبرد مشخص در روند سیاست خارجی ایران در قبال چگونگی برخورد با القاعده، همین عدم شناخت درست در قبال آن باشد. این مسأله سبب شده است برخی، القاعده و تفکر نو وهابی را یک فرصت برای ایران تلقی کنند که با استفاده از تواناییهای سیاسی و نظامی خود، آمریکا و دیگر مخالفین اسلام را مورد حمله قرار میدهد و باید مورد حمایت و کمک قرار گیرد، یا لااقل از ایجاد موانع در قبال فعالیتهای القاعده خودداری گردد و برخی دیگر با استناد به دیدگاه فکری القاعده که دشمنان خونی شیعه محسوب میشوند معتقدند باید با آنان مقابله صورت گیرد و عدم مقابله جدی ایران با آنان را ناشی از این نگرانی میداند که آنان حملات تروریستی خود را علیه ایران سازماندهی کنند.
جمهوری اسلامی ایران باید در مورد نوع فعالیتهای تبلیغی دستگاههای رسانهای ایران در قبال اقدامات القاعده در عراق دقت زیادی مبذول دارد. جهتگیریهای تبلیغی این رسانهها به گونهای است که گویا ایران از اتفاقاتی که در عراق توسط طرفداران القاعده و البته بقایای رژیم بعث میافتد، خرسند است. این عمل بدبینی و تأثیرات سوئی را در میان برخی از شیعیان عراق که این اقدامات را برخلاف منافع و مصالح خود میدانند نسبت به ایران به وجود میآورد و آنان گهگاه نگرانی و نارضائی خود را از آن اعلام داشتهاند. این رویکرد تبلیغی ایران ناشی از همان نوع نگرش نسبت به القاعده است که صرفاً آن را یک جریان سیاسی نظامی و امنیتی میبیند نه یک جریان فکری و فرهنگی و در نتیجه اقدامات آنان را در چارچوب مقاومت مشروع مردم عراق تعریف میکند.
دلایل لزوم توجه بیشتر ایران به ماهیت فکری و فرهنگی القاعده
ایران به دلایل متعددی باید در مورد ماهیت نو وهابیون خصوصاً القاعده و سازمانهای اقماری آن در کشورهای مختلف تحقیقات عمیق و دقیقی انجام دهد. زیرا این امر به دلایل چهارگانهی ذیل، امروزه صرفنظر از ارتباطش با حوزه امنیت ملی ایران، به ماهیت سیاسی، فکری و فرهنگی آن نیز بستگی دارد:
القاعده به عنوان یک جریان فکری
القاعده، امروزه یک حرکت فکری در دنیای اسلام است که در میان نسل جدید دنیای اسلام و اهل سنت از فیلیپین تا غرب آفریقا در حال رشد کردن است و به نظر میرسد به شدت تأثیرگذار شده و به همین دلیل ماندگار خواهد شد. خصوصاً با توجه به این نکته که بخشی از مسلمانان اهل سنت گرایش بیشتری به تفکر افراطی سنی پیدا کردهاند و این امر خود زمینهی رشد و ظهور بیشتر القاعده و پرچمداری آن را فراهم میکند.
الهامبخشی القاعده
از آنجا که القاعده نهضتی فرهنگی است که به عنوان پدیدهای تأثیرگذار در آیندهی منطقه و جهان اسلام به راه افتاده است، یکی از مسائلی که برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان داعیهدار حرکت فرهنگی در جهان اسلام پیش میآید این است که آیا با وجود این تفکر و اقداماتی که القاعده در پیش گرفته است، آن هدفی را که ایران از زمان انقلاب اسلامی تاکنون مدنظر داشته و در تدوین چشمانداز 20 ساله نیز بر آن صحه گذارده شده است (یعنی الهامبخشی در جهان اسلام)، قابل تحقق خواهد بود. به نظر میرسد این دو الهامبخشی (انقلاب اسلامی ووهابیت جدید) با یکدیگر در تعارض قرار گرفتهاند.
ماهیت ضد شیعی جریان القاعده
شکی نیست که این ماهیت که از بنیادهای فکری وهابیت سرچشمه میگیرد، سبب میشود این تفکر، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان کشور مقتدر شیعی با حکومت مذهبی به عنوان دشمن یا لااقل رقیب ایدئولوژیک خود بشناسد. به علاوه بزرگترین رسالت خود را که همان مبارزه با شیعیان است در نخستین فرصتی که برای آنان به دست آید علیه ایران با هر حکومتی سازماندهی نماید. القاعده نخستین بارقههای رقابت و دشمنی با شیعیان و ایران را در افغانستان و حمایت مالی و سیاسی برای تشکیل حکومت طالبان و کشتن دیپلماتهای ایرانی، و سپس در عراق در مواردی چون" تلاش برای پیشگیری از حضور و نفوذ ایران"،" جلوگیری از به قدرترسیدن شیعیان در عراق" و" تلاش برای کشتار شیعیان عراق" نشان داده است. همین هویت ضد شیعی، ضرورت بازشناسی دقیق ماهیت فکری و فرهنگی این گروه را برای ایران دو چندان مینماید.
توجه به نفوذ تفکر القاعده به مناطق سنینشین ایران
یکی دیگر از دلایلی که ایران باید نسبت به شناسایی ماهیت تفکر القاعده اقدام کند، رشد این تفکر در میان نسل جوان اهل سنت در نواحی سنینشین ایران، خصوصاً در سیستان و بلوچستان، است. گزارشها حاکی از تبلیغات وسیع آنان و گرایش برخی از جوانان سنی ایران به این تفکر است.