- مقدمه 1
- پیشگفتار 4
- اشاره 7
- جریان های سیاسی آن دوره 7
- 1. جریان حاکم: 7
- 1-1. نمایی کلّی: 7
- 2-1. خلفای معاصر دوران امامت امام رضا (علیه السلام) 10
- اشاره 10
- 1-2-1. هارون (حک: 170-193 ه . ق) 10
- 2-2-1. محمد امین (حک: 193-198 ه . ق) 14
- 2-1- 3. عبدالله مأمون (حک: 198-218 ه . ق) 18
- اشاره 18
- 1-3-2-1. مسأله ی ولایت عهدی 24
- 2-3-2-1. وفات یا شهادت امام رضا (علیه السلام) 27
- 3-3-2-1. علل عدم پذیرش خلافت 29
- 1-2. خاندان عباسی و هوادارانشان: 33
- اشاره 33
- 2- جریان های مخالف حکومت: 33
- 2-2. خوارج 38
- 1-3-2. پیشینه ی قیام های علویان 41
- 3-2. علویان 41
- اشاره 44
- 2-3-2. قیام های علویان در دوره امامت امام رضا (علیه السلام) 44
- 1-3-2-2. قیام ابن طباطبا و ابوالسرایا 48
- 2-3-2-2. قیام محمد فرزند امام صادق (علیه السلام) معروف به دیباج: 52
- 4-3-2-2. قیام زید معروف به زید النار 55
- 3-3-2-2. قیام حسین بن حسن معروف به ابن افطس 55
- 5-3-2-2. قیام ابراهیم فرزند امام موسی کاظم (علیه السلام) 57
- جمع بندی و نتیجه گیری 59
- منابع: 62
مردم منتشر سازد که بخش مهمی از روایات آن حضرت (علیه السلام) تحت عنوان مسند الامام الرضا (علیه السلام) گردآوری شده است.
2-1- 3. عبدالله مأمون (حک: 198-218 ه . ق)
اشاره
از دوره ی بیست ساله حکومت مأمون فقط آن چه که مربوط به بحث است. از آغاز حکومت وی تا شهادت امام رضا (علیه السلام) در سال 203 ه . ق می باشد.
چنان چه اشاره شد، مأمون از مادری با نام مراجل که کنیزی باد غیسی بود، به دنیا آمد(1) و از همان دوران کودکی مراتب نبوغ و هوش خود را برای همگان به نمایش گذاشت.(2)
قدرت مدیریت و تدبیر او به گونه ای بود که پدرش در سال 186 ه . ق در حالی که فقط 16 سال از عمر او گذشته بود،(3) تمامی محدوده جغرافیایی خراسان بزرگ آن روز را همراه با تمامی بخش های اداری، سیاسی، نظامی و اقتصادی در اختیار او گذاشت.(4)
1- مروج الذهب، ج4، ص 4.
2- تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 415.
3- در نوشته های معاصر مانند دولت عباسیان، ص 131، و تاریخ خلافت عباسی، ص 67، نقل از ابن کثیر (البدایه والنهایه، ج 1، ص 274) سن مأمون را درهنگام این واگذاری 13 سال ذکر می کنند، درحالی که تاریخ ولادت مأمون، سال 170 ق، و در شب همان روزی است که هارون به حکومت رسید. (تاریخ الیعقوبی، ج2، ص 407) بوده و تاریخ عهدنامه سال 186 ق می باشد.
4- تاریخ الیعقوبی، ج2، ص 416، در عهدنامه ای که به دستور هارون و بهاملای او، محمدامین در سال 186ق نگاشته، چنین آمده است: وولاّه (ای هارون المأمون)خراسان بثغورها و کورها و اجنادها و خراجها و طرازها و بریدها و بیوتاموالها و صدقاتها و عشرها و عشورها و جمیع اعمالها فی حیاته وبعد موته.