گذری بر اندیشه دینی در غرب صفحه 24

صفحه 24

«پروتستانتیسم» به رهبری مارتین لوتر از آلمان آغاز شد که در مخالفت او با کلیسا در مورد مسئله فروش «آمرزش نامه ها» ریشه داشت. شب لوتر می گفت آمرزش گناهان براساس توبه و تنها نزد وجدان امکان پذیر است. بدین وسیله او به فروش بهشت و بخشیدن گناهان که یکی از کارهای معمول و پردرآمد کلیسا بود، حمله کرد. زمانی که او تکفیرنامه پاپ را آتش زد، در عرض چند روز، آوازه او در تمام اروپا پیچید. او در نامه ای خطاب به فرمانروایان و اشراف آلمان از آنها خواست تا کلیسا را اصلاح کنند!

لوتر تأکید می کرد که اصلاح کلیسا ضرورت دارد؛ چون کلیسا به وضع خود توجهی ندارد. لوتر، دیدگاه کلیسای کاتولیک را که بر اساس آن، گروه «روحانیان برگزیده»، کاهنان الهی شمرده می شوند، رد کرد و این سخن را که تنها آنها قشر «روحانیان» کلیسا خوانده شوند، انکار کرد. به باور او، همه مسیحیان از نظر روحانی در یک مرتبه اند و همه روحانی شمرده می شوند. روحانیان کلیسا؛ یعنی کشیشان و راهبه ها از مقام و مرتبه ای متفاوت از دیگران برخوردار نیستند و تنها عملکرد و وظیفه آنها با دیگران متفاوت است. لوتر در اثر خود به نام اسارت بابلی کلیسا، به هفت آیین مقدس مورد تأیید کلیسای کاتولیک حمله کرد. از نظر او، تنها آیین هایی باید به عنوان آیین های رسمی کلیسا پذیرفته شوند که خود مسیح علیه السلام آنها را مقرر کرده است که عبارتند از: «آیین تعمید» و «عشای ربانی».

لوتر در کتاب دیگری به نام آزادی یک مسیحی، میان مسیحیت درونی و بیرونی تمایز قایل شد. در مورد مسیحیت درونی، وی بر این امر تأکید کرد که ما تنها به واسطه «ایمان» عادل شمرده می شویم؛ نه «کردارهای نیک». تنها ایمان، ما را به شخصی عادل تبدیل می کند و کردارهای نیک، وسیله ای برای عادل شدن انسان نیستند، بلکه نتیجه عادل شدن فرد هستند. او می گفت:

ایمان ما به مسیح، نه تنها ما را از اعمال، بلکه از داشتن اعتقاداتی نادرست در مورد اعمال نیز رهایی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه