گذری بر اندیشه دینی در غرب صفحه 42

صفحه 42

اساساً وقتی ارزش های دینی نفوذ و حاکمیت خود را به دلیل سستی بنیادشان 0از دست بدهند، کم کم الزامات و تکالیف دیگری جای گزین دین می گردند و مشروعیت عَرَضی می یابند. نیازهای بشر هرگز با روی گردانی از دین و ناسازگاری با قوانین دینی برطرف نمی شود. لیبرالیسم، اومانیسم، ناسیونالیسم و...، همه از عوارض و آسیب های اجتماعی و فرهنگی است که می توان سرچشمه آن را دور شدن غرب از دین دانست. مقدمه و زمینه ساز این گونه آسیب ها، بی اعتبار شدن ارزش ها و کم رنگ شدن بایدها و نبایدهای دینی است.

و) مذهب و سکولاریسم

و) مذهب و سکولاریسم

یکی دیگر از ویژگی های چیره بر دنیای جدید، روحیه سکولاریستی آن است. در دنیای پیش از رنسانس، تمامی مقوله های مربوط به زندگی بشر، مانند: علم، فلسفه، هنر، اخلاق، اقتصاد و...، در نسبت تنگاتنگ با مقوله دین داری قرار داشت. انسان پیش از رنسانس، در پی آن بود که مقوله های یاد شده را از متن دین بیرون بکشد و تمامی آنها را در خدمت دین قرار دهد. از دین خواستن و برای دین جستن، بر چگونگی هریک از مقوله های یاد شده مقدم بود. به همین دلیل، در دنیای قدیم، همه چیز در تقسیم بندی بشری به دو گونه «دینی» و «ضددینی» تقسیم می شد و جهان خوشایند، جهانی بود که دینی باشد. باید گفت انسان مدرن، این قاعده را به کلی درهم شکست. برای او تقسیم دوگانه بالا، به یک تصویر سه گانه تبدیل شد. مقوله ها و امور، دینی، ضد دینی یا غیر دینی هستند. برای انسان جدید، عرصه جدید مقوله های «غیر دینی» فراهم شده است که می تواند جهان مطلوب را در آنها بجوید. از چشم انداز او، مقوله هایی مانند: علم، فلسفه، هنر، سیاست، اقتصاد، مدیریت، تعلیم و تربیت، حقوق و...، برای آن که به زندگی انسان سامانی بهینه ببخشند، نیازی به دینی شدن ندارند. همچنین تأکید پیشینیان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه