تاریخ فلسفه و تصوف صفحه 112

صفحه 112

هژبر: مردهای مطرب و رقاص که، در موقع کار، لباس زنانه تن می کنند.

صدای خنده باز هم بلند شد؛ ولی سیاح پیاده گفت: آقای هژبر! دست شما درد نکند! ما گیسوان هم نخواستیم!

حاجی صمدآقا: اجازه می دهید سلمانی بیاید؟

حاجی خلیل آقا: شما شوخی می کنید. ممکن است ایشان ناراحت شوند.

هژبر فیلسوف: باید مجلسِ باشکوهی برپا کنیم و آن وقت، این کار انجام شود.

سیاح پیاده: خیر، چنین نیست. فرمایش آقای صباحی ناتمام است؛ بعد از بیانات ایشان، حاضرم.

بعد از صرف نهار، یک دوره چایی داده شد.

دکتر حسین خان: جناب آقای صباحی، همگی تمنا داریم دنباله فرمایشتان را بیان فرمایید.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه