تاریخ فلسفه و تصوف صفحه 124

صفحه 124

قائِمَهٌ وَالآیَاتُ وَاضِحَهٌ وَالْمَنَارُ مَنْصُوبَهٌ... ؛(1)

بنده دیگری هست که خود را عالم و دانشمند نامیده؛ در حالی که عالم نیست. نادانسته هایی را از نادانان و مطالبی گمراه کننده را از گمراهان فرا گرفته و دام ها برای فریب دادن مردم گسترده؛ قرآن را به رأی و فکر خود تطبیق می دهد و حق را بر طبق هوس های دلش بر می گرداند. مردم را از گناهان بزرگ تأمین می دهد و جرائم بزرگ را در نظرها سبک جلوه می دهد.

می گوید که در شبهه ها توقف می کنم، حال آن که در آن ها غوطه ور است؛ و می گوید که از بدعت ها دوری می کنم، حال آن که در میان آن ها غَلْط می زند. در ظاهر، به صورتِ انسان است؛ ولی در باطن، حیوانی بیش نیست. راه هدایت را نمی شناسد تا از آن پیروی کند

و باب گمراهی را نمی داند تا از آن دست بردارد. او مرده بین زندگان است. پس کجا می رود و رو به کدام طرف می رود؟! حال آن که پرچم های حق برپاست و نشانه های آن آشکار و چراغ هایش منصوب است.

حاجی صمدآقا: آقای صباحی، این خطبه چگونه بر آن ها تطبیق می کند؟

صباحی: فلاسفه عرفان مسلک و عرفا مطالب فلسفی و عرفانی را از یونانیان پیش از مسیح† گرفته اند و خداوند را مصداق وجود مطلق می دانند و مخلوق را وجود مقید و محدود؛ و به سنخیت بین خالق و مخلوق قائل شده مخلوق را پرتو هستی مطلق می دانند. آنان تمام موجودات را اطوار و شئون وجود مطلق می شمارند و علم ذات مقدس را علت ممکنات می پندارند.


1- نهج البلاغه، خطبه 87 ، ص146؛ بحارالأنوار، ج2، ص57 ، ح36 (باب 11 از ابواب العلم از کتاب العقل و العلم و الجهل).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه