تاریخ فلسفه و تصوف صفحه 144

صفحه 144

شده اند در اشیا. و نصارا در خصوص عیسی قائل شده اند. و صوفیه حلولیه در جمیع چیزها. و خداوند عالمیان نصارا را در اکثر قرآن به این سبب لعن کرده

و ایشان را به کفر یاد نموده که به خدا چنین نسبتی می دهند.

و جمعی از صوفیه اهل سنت که از حلول گریخته اند، به امر قبیح تر و شنیع تر قائل شده اند که آن اتحاد است. و می گویند که: خدا با همه چیز متحد است، بلکه همه چیز اوست و غیر او وجودی ندارد و همین اوست که به صورت های مختلفه برآمده؛ گاه به صورت زید ظهور می کند و گاه به صورت عمرو و گاه به صورت سگ و گربه و گاه به صورت قاذورات، چنانچه دریا موج می زند

و صورت های بسیار از آن ظاهر می شود و به غیر دریا دیگر چیزی نیست.

که جهان موجهای این دریاست موج و دریا یکی است غیر کجاست؟

و ماهیات ممکنه امور اعتباریه است که عارض ذات واجب الوجود است. و در جمیع کتب و اشعار خود، تصریح به امثال این کفرها و مزخرفات نموده اند... .

و محیی الدین، که از رؤسای ایشان است، در فصوص الحکم می گوید که: ما وصف حق به هیچ وصف نکردیم الا ما عین آن وصف بودیم و حق تعالی وصف نفس خود از برای ما می فرمود. پس هرگاه او را مشاهده کنیم، خود را مشاهده کرده ایم و هرگاه که او مشاهده ما می کند، مشاهده خود کرده باشد... .

و مکرر در تصانیفش می گوید که: زنهار که مقیّد به مذهبی مشو و نفی هیچ مذهب مکن. و هیچ معبود غیر خدا را از بت و غیره انکار مکن که به قدر آنچه از آن ها انکار می کنی، از خدای خود انکار می کنی و خدا در همه چیز ظهور دارد.

و می گوید که: خدا هارون را بر گوساله پرستان مسلط نگردانید آن چنان که موسی را مسلط گردانید، تا آن که حق در جمیع صور معبود شود؛ لهذا هیچ نوعی از انواع عالم نماند که معبود نشد.

و می گوید که: نصارا برای این کافرند که دعوای اتحاد با خدا درخصوص عیسی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه