تاریخ فلسفه و تصوف صفحه 26

صفحه 26

می گردد؛ و هر که بخواهد، با اهل صدق و صفا به خواندن اشعار و کلمات پیر مشغول می شود. خلاصه، خانقاه مرکزی است که با هر کسی موافق طبعش معامله می شود و در آنجا قیود و موانع شرعی وجود ندارد.

دکتر حسین خان: مثلا اگر تازه وارد در خانقاه درویش و اهل طریقت نباشد، در آنجا چگونه وقت می گذراند؟

سیاح پیاده: مهمانی است که بر ما وارد شده؛ چه اهل طریقت باشد و چه اهل شریعت، چه مسلمان و چه کافر، آنچه طلب نماید موافق با طبع او برایش فراهم است.

حاجی صمد آقا: پس خوب است برای تفرّج و فارغ شدن از تمام قیدها، سری به خانقاه بزنیم!

حاج خلیل آقا که تا آن وقت مشغول تدارک ناهار بود، بر اثر صدای خنده، متوجه آقایان گردید و از صحبت آنان مطلع شد و با عصبانیت گفت: حاجی صمدآقا، چه می گویی؟! معلوم می شود خیال داری از قید بندگی و عبودیت پروردگار خارج و از دایره کمالات انسانی و دستورهای الهی بیرون شوی!

حاج صمد آقا بلند خندید و گفت: بلی، حاج آقا. می خواهم اهل طریقت و حقیقت شوم و درویش باشم!!

دکتر حسین خان کلام حاجی صمدآقا را قطع نموده، می گوید: اجازه بدهید نخست ناهار را بخوریم، سپس سخن را ادامه خواهیم داد. آن گاه، همگی لب استخر رفته دست ها را می شویند و یک یک بر سر سفره قرار می گیرند.

در میان سفره، پلوی بسیار مطبوع و در اطراف، خورش های قیمه و کدو چیده شده است. تنگ های دوغ و سکنجبین بر زینت سفره می افزاید و لیوان های مملو از یخ، لب های تشنه و جگرهای سوخته را به سوی خود می خواند. در چهارگوشه سفره، چهار مرغ بریان جلب نظر می کند. میهمانان به یکدیگر تعارف می کنند و به صرف ناهار مشغول می شوند.

آقای دکتر حسین خان بیشتر به خورش کدو مایل است. حاجی صمدآقا غالبا از خورش قیمه استفاده می کند. حاجی خلیل آقا برای آقایان غذا در ظرف ها می ریزد. آقای هژبر فیلسوف، به خاطر فشار خون، کمتر گوشت می خورد. آقای حاجی محمدعلی بیشتر از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه