تاریخ فلسفه و تصوف صفحه 29

صفحه 29

هژبر فیلسوف: آقایان اجازه دهند تا حضرت آقا معنای حقیقت را بفرمایند؛ زیرا تا بیان نکنند، شما از مرام و اعتقادات آقایان مطلع نخواهید شد.

سیاح پیاده: جناب عالی حکیم هستید و از مرام فلاسفه و حکما آگاهید!؟

دکتر حسین خان: ایشان خود فیلسوف و به گفته های حکما و فلاسفه معتقد است.

سیاح پیاده: پس ما هر دو هر چند در دو طریق سیر می کنیم، در نتیجه، به یک مقصود می رسیم. رنگ آقای هژبر فیلسوف تغییر کرد و چیزی نگفت. آن گاه، سیاح پیاده چپقی از توتون و چَرس پر کرده چند پُک محکم صفیردار بر آن زد و با لهجه و آهنگ مخصوصی شروع کرد به خواندن این اشعار:

ما چو ناییم و نوا در ما ز تُست

ما چو کوهیم و صدا در ما ز تُست

ما عَدَم هاییم و هستی های ما

تو وجود مُطلقی فانی نما(1)

نی(2) دو باشد تا تویی صورت پرست

پیشِ او یک گشت کز صورت بِرَست

چون به صورت بنگری چشمت دو است

تو به نورش در نگر کان دو یک است


1- مثنوی معنوی، دفتر اوّل، ص32، ابیات 599 و 602.
2- نسخه: نه.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه