تاریخ فلسفه و تصوف صفحه 42

صفحه 42

مرتبه اطلاق؛ و تمیّز در مراتب از امور عقلیّه است؛ و موجود نیست مگر یک حقیقت که هستی صرف است.

تا آن که می گوید:

ای سید، هرچه در ادراک می دَرآید همه اوست و هرچه در ادراک نمی دَرآید اوست. آنچه او را وجود گویند ظهور اوست و آنچه او را عدم گویند بطون اوست. اول اوست. آخر اوست. باطن اوست. ظاهر اوست. مطلق اوست. مقیّد اوست. کلّی اوست. جزئی اوست. منزه اوست. مشبه اوست.(1)

حاج محمدعلی، که پیمانه صبرش پر شده و از این کلمات سخت متأثر شده بود، به سیاح پیاده رو کرد و با صدای خشنی گفت، نترس بگو: موسی اوست. فرعون اوست. فاعل اوست. مفعول اوست. ابراهیم اوست. نمرود اوست. عمر اوست. ابوبکر اوست. عثمان اوست. علی اوست. محمد اوست. زهرا اوست. شیطان اوست. مشرک اوست. کافر اوست.

عمو، این کلمات را به گوش حمار بگویی، رم می کند!! می دانی چه می گویی؟! تو با این مرام، بین شمر و حسین و بین یزید و حضرت سجّاد و بین معاویه و علی، فرقی نمی گذاری! افّ بر این توحید و اهل آن!

]سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوّاً کَبیراً[ (2)؛

منزه است پروردگار از آنچه ستمگران می گویند.

سخنی از ملا عبدالرحمن جامی

سیاح پیاده سخت برآشفت و گفت: یکی دیگر از بزرگان ما ملا عبدالرحمن جامی است که می گوید:

هم مقیَّد خود است و هم مطلق

گه ز باطل نموده گه از حقّ

اوست مغز جهان، جهان همه اوست

خود چه مغز و چه پوست چون همه اوست(3)

عطار نیشابوری و سخنانی درباره او


1- رساله نور وحدت، ص87 90.
2- الإسراء (17)، آیه 43.
3- ریاض العارفین، ص69 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه