تاریخ فلسفه و تصوف صفحه 46

صفحه 46

و هژبر فیلسوف مشغول کشیدن سیگار شدند. سیاح پیاده نیز چپق خود را چاق کرده و چند پک صفیردار به آن زد و گفت: اجازه بدهید اشعاری از مرشد بزرگ ملای رومی بخوانم.

اشعاری از ملای رومی

سیاح پیاده با صدای جذابی شروع به خواندن کرد:

ای عاشقان ای عاشقان من عاشق رسواستم

عشقم چو سر بر می زند من واله شیداستم

هم عاشق و شیداستم هم واله یکتاستم

اینجاستم آنجاستم نه زیر و نه بالاستم

در عرش و در کرسی منم و الاصل لایخطی منم

با حاملان عرش گو من پیش از این برخاستم

عالم منوّر شد ز من، آدم مصوّر شد ز من

هم عالمم هم فاضلم هم قاضی القضاستم

قاضی به من نازد همی فتوا ز من سازد همی

فتوا به ناحق می دهد نه زین و نه زینهاستم

برخاستم برپاستم پیداستم برجاستم

پنهان نیَم پنهان نیَم من میر مولاناستم

ج

هم پیر و هم برنا منم هم شیخ و هم رعنا منم

هم زشت و هم زیبا منم هم شیر و هم خرماستم

هم با صلاه دائمم هم بی صلاه قائمم

هم صبح را بشناختم هم شام را آشناستم

دنیا منم عُقبا منم طوطی منم قُمری منم(1)

اِنسی منم جنّی منم، من حوت این دریاستم

هم کوه و هم صحرا منم هم گوهر دریا منم

در شعله های عشق بین کاندر زبان گویاستم

دریای بی پایان منم با نوح کشتیبان منم

یوسف منم عیسی منم هم موسی و شعیاستم

ایّوب را درمان منم یعقوب را هم جان منم

هم حکمت لقمان منم هم یونس و یحیاستم

هم احمد و حیدر منم هم باده احمر منم

هم صاحب کشور منم زان باده تقواستم

آن دم منم این دم منم هم ریش و هم مرهم منم

هم درد هم درمان منم با درد او افراستم(2)

فرمانبر و فرماندهم هم جانستان هم جان دهم

جان از من و من هم ز جان از حضرت اعلاستم

نیز، می گوید:

هر لحظه به شکلی بت عیّار برآمد دل برد و نهان شد

هر دم به لباس دگر آن یار برآمد گه پیر و جوان شد(3)


1- نسخه: چون در.
2- شمس الحقایق، ص42.
3- شمس الحقایق، ص199 200. فقیه عالم کامل میرزای قمی€ در جامع الشتات، ج2، ص762 از ملای رومی این اشعار را نقل کرده و شاهد بر کفر او گرفته است، (مؤلف).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه