تاریخ فلسفه و تصوف صفحه 67

صفحه 67

سجده کردم و با او تکلم نمودم. وقتی که رفقای مجلس این حکایت را شنیدند، او را به نزد ابن سعدان بردند که برایش حدیث پیغمبر را درباره عرش شیطان مابین زمین و آسمان نقل کند. ابن سعدان حدیث را برای او نقل نمود. آن صوفی نمازهای خود را قضا کرد و گفت: من شیطان را عبادت می کردم.

آقایان متصوفه اعتراف نموده اند که مکاشفات، شیطانی و رحمانی دارد و باید مکاشفه را به برهان عرضه نمود. یکی از برهان های قاطع بر این که مکاشفات آن ها را اعتبار و حقیقتی نیست اختلاف خود آن ها در اصول دین است که بعضی از آن ها سنی و بعضی شیعی و برخی ملحد و عده ای بی قیدند و در بین آن ها، سلسله های مختلف و عقاید متضاد با یکدیگر وجود دارد که هر یک دیگری را گمراه و خود را اهل حق می داند؛ حال آن که همه اهل کشف و شهودند.

بدیهی است که این اختلاف دلیل بر بطلان مسلک و طریقه آن هاست و شیطان مرشد و پیر بزرگ آن هاست که از شریعت بر حقّ الهی دورشان کرده؛ بلکه در نظر آن ها شریعت و دین الهی را مانع رسیدن به حقیقت معرفی نموده است.

نجیب الدین در مجلس ورد و ذکر سهروردی حاضر شد. مطرب آنان انشا کرد:

أیا جَبلَی نُعمَانُ بِاللهِ خَلِّیا نَسیمُ الصَّبَا یخلَّصُ إِلَیَّ نَسِیمها

یعنی: ای دو کوه نعمان، سوگند به خدا که بگذارید نسیم صبا به سوی من بوزد.

شخصی اظهار کرد که در خاطرش القا شد آن دو کوه محمد و ابراهیم اند که نمی گذارند نسیم روح به عشّاق بوزد و زنجیرهای شرایع آنان است که قیود

و موانع ترقی و وصول به حقیقت است. دیگران هم کلمات او را پسندیدند.(1)

علامه مجلسیŠ در عین الحیاه از محیی الدین نقل کرده، در معراج خود، دید که مرتبه علی پست تر بود از مرتبه ابوبکر و عثمان.(2)


1- طرائق الحقائق، ج1، ص166.
2- عین الحیاه، ص578.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه