مدیریت و فرماندهی در اسلام صفحه 103

صفحه 103

«عُثمان بن حُنَیْف» پیرمرد پرهیزگاری بود و به سابقه ای که در اسلام داشت از طرف امیرمؤمنان علی(علیه السلام) به فرمانداری «بصره» منصوب گشت. شبی یکی از توانگران جوان بصره، او را به مهمانی دعوت نمود، و مجلس ضیافت با شکوهی ترتیب داد.

گزارش این ضیافت،

به علی(علیه السلام) می رسد; و به آن حضرت بس گران می آید که یکی از فرماندارانش با طبقه اشراف سر سفره بسیار رنگین بنشیند. امیر مؤمنان(علیه السلام)توبیخ نامه ای به این شرح برای او فرستاد:

«اَمَّا بَعْدُ، یَابْنَ حُنَیْف فَقَدْ بَلَغَنی أَنَّ رَجُلاً مِنْ فِتْیَهِ اِهْلِ الْبَصْرِهِ دَعاکَ اِلی مَأْدُبَه فَاَسْرَعْتَ اِلَیْها، تُسْتَطابُ لَکَ الاَْلْوانُ، وَتُنْقَلُ إِلَیْکَ الْجِفانُ، وَما ظَنَنْتُ أَنَّکَ تُجیبُ إِلی طَعامِ قَوْم، عائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوٌّ..; ای پسر حنیف! شنیده ام، یکی از جوانان بصره تو را به میهمانی دعوت کرده است، و تو مشتاقانه و حریصانه به آن مهمانی رفته ای! (میزبان) در سفره غذاهای گوناگون و رنگارنگ برای تو آراسته، من گمان نداشتم تو در مهمانی و جشن مردمی شرکت کنی که فقیران را از خود برانند و توانگران را بخوانند...!».(1)

از کلمه «بَلَغَنی» (به من گزارش شده است) استفاده می شود که در آن شهر از طرف امام(علیه السلام)بازرس و گزارشگر مورد اطمینانی بوده است که این گزارش را به امام رسانیده و امام(علیه السلام)در این نامه روی آن تکیه کرده است.

برخی از علمای اسلام نیز از حاکم زمان خود خواسته اند، گزارشگرانی به اطراف اعزام دارند. «ابویوسف» در کتاب «الخراج» به حاکم زمان خود توصیه می کند: «من صلاح می دانم، حاکم، گروهی از افراد لایق و پاک و کسانی که در دین و امانتداری مورد اعتماد هستند، به شهرها گسیل دارند تا از اوضاع و رفتار و عملکرد مأموران دولتی تحقیق نمایند; و اگر به تو گزارش رسید که از فرمانداران و مأموران دولتی، کسانی هستند که به مردم ظلم و تعدّی و خیانت می ورزند، در این

صورت بر تو حرام است بار دیگر آنها را به کار گماری!».

پاورقی

1 نهج البلاغه، قسمت نامه ها، نامه شماره 45.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه