مدیریت و فرماندهی در اسلام صفحه 105

صفحه 105

درست است که شرط پیشرفت امر مدیریّت و فرماندهی انضباط نفرات و همکاران است; ولی، این بدان معنی نیست که مدیران به سراغ «بله قربان گو»ها بروند.

ترجیح این گونه افراد نالایق که به خاطر کمبودهای روحی و فکری، همیشه چشم و گوش بسته تسلیمند، در تمام طول تاریخ بشر، بلای بزرگی برای همه زمامداران و مدیران و فرماندهان بوده است.

نباید فراموش کرد که این نوع گزینش، تنها از «روح استبداد سرچشمه می گیرد، و مستبدّان همیشه ترجیح می دهند که افرادی را در اختیار داشته باشند که بی چون و چرا تسلیم فرمانند. آنها حاضر نیستند با افرادی کار کنند که گه گاه اظهار نظر، و چون و چرا، و از آن بالاتر انتقاد کنند; هر چند منطقی و سازنده باشد نه مخرّب و ویرانگر.

این امر

سبب می شود که «مدیران مستبد» از همکاری افراد هوشیار و متعهّد و با شخصیّت وآگاه محروم باشند; و این ضایعه ای است جبران ناپذیر در امر مدیریّت که نتواند چنین افرادی را به سوی خود جذب کند.

فراموش نمی کنم در رژیم «طاغوت» و عصر «ساواک» در یکی از مراحل که مرا به ساواک تهران بردند،مدّتی در اتاق انتظار و دفتر متوقّف ساختند; مسؤول دفتر و اتاق انتظار هنگامی که زنگ تلفن به صدا درمی آمد و آقای رئیس با او کاری داشت، با دستپاچگی گوشی را برداشته و می گفت: «می فرمایند»! (به صورت جمع غائب و جمله خبریّه!) دیدم این بینوای چاپلوس حتّی حاضر نیست بگوید بفرمائید! چرا که «بفرمائید» هر چه باشد «صیغه امر» است، و امر به آقای رئیس درست نیست حتّی امر به فرمودن! لذا جمله «انشائیّه» را تبدیل به «خبریّه» کرده است.

تازه آن هم نه به صورت مخاطب، چرا که خطاب هر چه باشد، خلاف مراتب احترام است، باید به صیغه غائب باشد تا از دسترس اوج اندیشه برتر گردد و با نهایت تملّق و چاپلوسی موافقت داشته باشد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه