مدیریت و فرماندهی در اسلام صفحه 106

صفحه 106

آری! این گونه مدیران افرادی را می پسندند که بگویند «می فرمایند» حتّی بفرمائید را هم نمی پسندند!

باز فراموش نمی کنم که در همان زمان کسی را دیدم که برای نجات مظلومی از چنگال ظالمان، به ملاقات یکی از مسؤولین درجه اوّل رژیم رفته بود، گفت: تا او فهمید برای چه کسی می خواهم شفاعت کنم، صدا زد: فلان کس! ببین چه می گویم؟ ما هنگامی که برای وساطت نزد شاه می رویم، هرگز جمله کامل نمی گوییم. نخست مبتدا

را ذکر کرده، مثلاً می گوییم مشهدی حسین.. بعد در قیافه شاه دقیق می شویم، هر گاه اخمش در هم رفت، می گوییم بسیار آدم زشت و بی شرم و نمک نشناسی است; امّا اگر تبسّم کرد یا قیافه عادی بود، می گوییم: قربان از ارادتمندان و چاکران است!

آری! آنها کسانی را می پسندند که حتّی از خود اراده جمله بندی نداشته باشند; «مبتدا» را بگویند، «خبر» را در قیافه منفور شاه بخوانند!

و دیدیم نتیجه این گونه مدیریّت چه شد! لذا مدیران و فرماندهان در حوزه کار خودشان باید به دقّت مراقب باشند که در این دام خطرناک نیفتند.

به تعبیر دیگر، مدیر و فرمانده لایق کسی است که این قدر «سعه صدر» داشته باشد که افراد لایق را که در مسائل مختلف «اظهار نظر» می کنند و «چون و چرا» و حتّی «انتقاد» دارند، تحمّل کند; بلکه از آنها استقبال نماید (البتّه مشروط بر این که انضباطی را که برای مدیریّت لازم است محترم شمارند) و به خاطر انتقاد و اظهار نظرشان، بر متملّقان چاپلوس و چشم و گوش بسته و بی اراده و «بله قربان بگو» مقدّم بشمرد; چرا که این گونه همکاران نالایق، علاوه بر این که آفت خطرناکی برای روند هر اداره و تشکیلاتی هستند، و مدیران خود را در حالت غفلت و بی خبری محض نگاه می دارند، رابطه آنها را از واقعیّتهای عینی قطع می کنند; گاه «کاه» را «کوه» و «کوه» را در نظرشان «کاه» جلوه می دهند; گاهی حتّی کاهِ نبوده را کوه می کنند!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه