مدیریت و فرماندهی در اسلام صفحه 108

صفحه 108

3 با مجامله و ظاهر سازی با او رفتار نکنند!

4 خیال نکنند که حرف حق بر آن حضرت سنگین است!

5 حرف حق را صریحاً و بدون پرده بگویند!

6 از عرضه عدل و انصاف بر حضرتش خودداری ننمایند!

در پایان

این سخن، لازم می دانیم بار دیگر بر خطرات افراد بی عُرضه، چاپلوس و متملّق تأکید کنیم که از «نقطه ضعف»های مدیران و از غریزه حبّ ذات و خودخواهی و خود پسندی آنها سوءِ استفاده کرده و آنها را با دروغهای گوناگون، به خود مجذوب و از دیگران بیگانه می کنند; و پرده ای بر چشم و گوش مدیران می افکنند و عقل آنها را می دزدند و حسّ تشخیص آنها را به غارت می برند; آنها بلائی هستند همانند صاعقه و زلزله، ویرانگر!

چه جالب می گوید امیر مؤمنان علی(علیه السلام) در حقّ مؤمنان پرهیزگار (در خطبه معروف همّام):

«إِذا زُکِّیَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خافَ مِمّا یُقالُ لَهُ فَیَقُولُ: أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسی مِنْ غَیْری وَرَبّی أَعْلَمُ بی مِنّی بِنَفْسی! أَللّهُمَّ لاتُؤاخِذْنی بِما یَقُولُونَ، وَاجْعَلْنی أَفْضَلَ مِمّا یَظُنُّونَ، وَاغْفِرْلی مالایَعْلَمُونَ; هر گاه یکی از آنها ستوده شود، از آنچه درباره او گفته شده، ترسان

می شود و می گوید: من نسبت به خودم از دیگران آگاهترم و پروردگارم به اعمال من از همه آگاهتر است! خداوندا! مرا به آنچه آنها می گویند موأخذه مفرما و مرا برتر از آن قرار بده که آنها فکر می کنند، و آنچه را آنها نمی دانند (و تو می دانی) بر من ببخش!»(1)

آری! اولیای گرامی اسلام نه تنها از تملّق و چاپلوسی و ستایش بی معنی بیزار بودند; بلکه، مدح آمیخته به تملّق را نیز از عیوب اخلاقی می شمردند، و در مقابل رفتار و گفتار ذلّت آمیزی که منافی با عزّ و شرف انسانی بود، سکوت نمی کردند; و اگر کسی مرتکب چنین عمل خلافی می شد، مورد انتقاد قرار می دادند.

پاورقی

1

نهج البلاغه، خطبه 192.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه