مدیریت و فرماندهی در اسلام صفحه 11

صفحه 11

فرمود: «وَ مَکانُ القَیِّمِ بِالاَْمْرِ مَکانُ النِّظامِ مِنَ الخَرَزِ، یَجْمَعُهُ وَ یَضُمُّهُ فَاِذا انْقَطَعَ النِّظامُ تَفَرَّقَ الخَرَزُ وَ ذَهَبَ ثُمَّ لَمْ یَجْتَمِعْ بِحَذا فیرِهِ أَبَداً; موقعیّت فرمانده و قیام کننده به امور دین، مانند کار رشته است که مهره ها را جمع می کند، و پیوند می دهد; اگر رشته بگسلد، مهره ها از هم جدا شده پراکنده می گردد و دیگر هرگز به تمامی جمع نخواهد شد!»(1)

«مدیریّت» چنان که در بحثهای آینده خواهد آمد، به نیروها «جهت» می دهد و هم «انگیزه» و هم «سازمان» و هم «کنترل» و «هماهنگی»; اصولی که هر گونه بازدهی در سایه آن صورت می گیرد.

پیام معروف امیرمؤمنان علی(علیه السلام) که در واپسین لحظات عمر، به عنوان یک اساسنامه زندگی برای همه پیروان مکتبش از بستر شهادت فرستاد، همین بود.

«أوُصیکُما، وَ جَمیعَ وَلَدی وَ أَهْلی وَ مَنْ بَلَغَهُ

کِتابی، بِتَقْوَی اللّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُمْ...; من شما و تمام فرزندان و خاندانم و کسانی را که این وصیّتنامه ام به آنها می رسد، به تقوا وترس از خداوند، و نظم امور خود توصیه می کنم!»(2)

آنچه در قرآن در سوره نور درباره مؤمنان راستین آمده که:

«إِنَّمَا الْمُؤمِنُونَ الَّذینَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا کانُوا مَعَهُ عَلی أَمْر جامِع لَمْ یَذْهَبُوا حَتّی یَسْتَأْذِنُوهُ; مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده اند و هنگامی که در کار مهمّی با او باشند، بی اجازه او جائی نمی روند...»(3) بیانگر یک دستور انضباطی تشکیلات است که مسأله اِعمال مدیریّت را، حتی در نظارت بر مسأله «حضور و غیاب» منعکس می کند.

پاورقی

1 نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 146.

2 نهج البلاغه صبحی صالح، بخش نامه ها، نامه شماره 47.

3 سوره نور، آیه 62.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه