مدیریت و فرماندهی در اسلام صفحه 146

صفحه 146

قطعه آهنی را در آتش گذارد; هنگامی که سرخ و گداخته شد نزدیک دست برادر برد، ناگهان فریادش بلند شد، و امام(علیه السلام) فرمود:

«عزاداران بر مرگ تو اشک بریزند، از آتشی که در برابر قیامت بازیچه ای بیش نیست فریاد می زنی و مرا به سوی آتش سوزانی که خشم خدا آن را برافروخته است می کشانی!» (أَتَئِنُّ مِنْ حَدیدَه أَحْماها إِنْسانُها لِلَعِبِهِ وَتَجُرُّنی إلی نار سَجَرَها جَبّارُها لِغَضَبِهِ!)(1)

آیا در تمام دنیا کسی را سراغ دارید که در رأس حکومت نیرومند و پهناوری با بیت المال بسیار گسترده ای باشد، و در برابر تقاضای کوچکی از برادرش، اینچنین برای حفظ ضوابط پافشاری کند!

داستان زنی به نام فاطمه از یک قبیله معروف حجاز درعصر پیامبر (قبیله بنی مخزوم) که دزدی کرده بود و قبیله نیرومندش سخت پافشاری بر عدم اجرای حد داشتند، در تاریخ اسلام معروف است; که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) بی اعتنا

به این رابطه، دستور اجرای حد را در مورد او صادر فرمود; سپس افزود: «امّتهای پیشین به خاطر این نابود شدند که وقتی فرد ضعیفی مرتکب خطائی می شد او را مجازات می کردند امّا اگر یکی از اشراف آنها دست به سرقت می زد او را از کیفر معاف می داشتند; به خدا سوگند که اگر فرزند خودم مرتکب چنین گناهی شده بود او را معاف نمی کردم!»(2)

و نیز داستان معروف گردن بند را که یکی از دختران علی(علیه السلام) از خازن بیت المال به عنوان عاریه گرفته بود، و مسأله نزد علی(علیه السلام) روشن شد، خازن بیت المال را سخت نکوهش کرد و دخترش را با عبارت تندی از تکرار این کار بر حذر داشت.

پاورقی

1 نهج البلاغه، خطبه 244.

2 شرح این ماجرا در کتاب عدالت و قضاء در اسلام، صفحه 247 آمده است. آنچه در بالا آمد خلاصه ای از آن بود.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه