مدیریت و فرماندهی در اسلام صفحه 64

صفحه 64

عَلیماً; (و به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیّت داشتند; و (در مقابل،) خداوند آرامش و سکینه خود را بر فرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقیت تقوا ملزم ساخت، و آنان از هر کس شایسته

تر و اهل آن بودند; و خداوند به همه چیز دانا است.»(1)

ماجرا چنین بود که مشرکان مکّه سخت اصرار داشتند که مسلمانان را از ورود به مکّه مانع شوند، و از انجام مناسک عمره باز دارند، زیرا تصوّر می کردند اگر آنها چنین نکنند برای آنها یک نوع شکست است، و قبائل عرب، می گویند اینها قاتلان پدران و فرزندان خود را در جنگهای بدر و احد به خانه خود راه دادند! ولی با این ممانعت تمام سنن خویش را زیر پا می نهادند، زیرا سنّت عرب این بود که هیچ کس را از ورود به مکّه و انجام مراسم مانع شود، حتّی اگر کسی در مراسم حجّ و عمره چشمش به قاتل پدر خویش می افتاد، مزاحم او نمی شد که مکّه حرم امن خانه خدا بود و در ماههای حرام، امنیّت ویژه ای داشت، به علاوه همین امنیّت بود که جاذبه فوق العاده ای برای مکّه نزد تمام اقوام عرب ایجاد کرده بود و مرکزیّت خاصّی به آن می داد.

امّا به گفته قرآن، آنها گرفتار «حمیّت جاهلیّت» و تعصّبهای زشت و کینه توزیهای جاهلانه شدند و همه این واقعیّتها را به دست فراموشی سپردند.

از سوی دیگر، به هنگام تنظیم صلحنامه حدیبیّه هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)به علی(علیه السلام)فرمود بنویس: «بسم اللّه الرَّحمن الرَّحیم»، «سُهیل بن عمرو» نماینده قریش فوراً اعتراض کرد که ما با این جلمه آشنا نیستیم، همان تعبیر معروف خودمان را بنویس! بنویس: بِاسْمِکَ اللّهُمَّ! و هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود: «هذا ما صالَحَ عَلَیْهِ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ سُهَیْلَ بْنَ عَمْرو» مجدّداً دادِ «سُهَیْل» بلند شد که

اگر ما تو را رسول خدا می دانستیم، با تو دعوا نداشتیم! پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)فرمود، این کلمه را محو کن! علی(علیه السلام)که این کار را خلاف ادب می دانست، حاضر به محو کردن نبود، پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم)شخصاً آن را محو کرد.(1)

پاورقی

1 سوره فتح، آیه 26.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه