اذان و اقامه در اسلام صفحه 55

صفحه 55

مردم ! آیا به شما معرفی کنم دو نفر را که بهترین دایی و خاله را دارند؟ آنها حسن و حسین هستند و دایی آنها قاسم پسر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) است و خاله آنها زینب دختر رسول خداست . ای مردم بدانید جد و جده ایشان در بهشت هستند و پدر و مادرشان نیز در بهشتند و همینطور عمو و عمه شان و دایی و خاله شان بهشتی هستند و آن دو نیز خودشان در بهشتند.

هر که دو فرزند علی را دوست بدارد اهل بهشت و هر که با آنها کینه داشته باشد در آتش است و از امتیازات آنها این است که خداوند آن دو را در تورات شبر و شبیر نامیده است .

امام جماعت این سخنان را که از من شنید مرا بسیار محترم شمرد و گفت : تو چنین حدیثی درباره علی (علیه السلام ) نقل می کنی و حال و لباس و ظاهر قیافه ات این طور است ؟! پس دستور داد یک دست لباس برایم آوردند و قاطری در اختیارم گذاشت که من آن را به صد دینار (سکه طلا) فروختم .

بعد گفت : حال می خواهی تو را معرفی کنم به کسی که به تو محبت کند. سپس ادامه داد: من در این شهر چند برادر دارم یکی از آنها پیشنماز مسجدی است که هر روز صبح هزار مرتبه علی (علیه السلام ) را لعنت می کرده . در یک روز جمعه چهار هزار مرتبه

لعنت کرده بود. خداوند قیافه اش را عوض کرد و هر کس می دید از او عبرت می گرفت . اما او حالا علی (علیه السلام ) را دوست می دارد. یک برادر دیگر دارم که او از هنگام تولد تاکنون علی (علیه السلام ) را دوست داشته است ، اینک از جا حرکت کن و برو پیش او ولی آنجا نمان . امام جماعت و اهالی مسجد نیز به همراهم آمدند تا رسیدیم به خانه آنها. گفت : در را بکوب . بقیه مردم رفتند. در را کوبیدم دیدم جوانی بیرون آمد تا چشمش به قاطر افتاد. گفت : خوش آمدی ، به خدا سوگند می دانم فلان کس تو را خلعت نپوشانیده و بر قاطر خویش سوار نکرده مگر برای این که تو خدا و پیامبرش را دوست می داری ، اگر دل مرا هم شاد کنی ، من هم دلت را شاد می کنم .

قسمت دوم

منصور گفت : من بسیار ارزش برای این حدیثی که برایت نقل می کنم قائلم . پدرم از جد خود و او از پدرش نقل کرد که گفت : با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم ) نشسته بودیم . فاطمه زهرا (علیها السلام ) در حالی که امام حسین (علیه السلام ) را در آغوش داشت ، آمد و سخت گریه می کرد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: فاطمه جان ! چرا گریه می کنی ؟ گفت : پدر جان ! زنان قریش مرا سرزنش کردند که پدرت تو را به همسری کسی در آورده که

فقیر است و چیزی (از مال دنیا) ندارد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: ساکت باش مبادا از تو چنین حرفی را بشنوم من هرگز تو را به ازدواج او در نیاوردم مگر بعد از این که خدا این ازدواج را در عرش مقرر کرده بود که شاهد آن ازدواج جبرئیل ، میکائیل و اسرافیل بودند. خداوند سری به جهانیان زد، از میان تمام انسانها پدرت را انتخاب کرد و او را به پیامبری برگزید، برای مرتبه دوم سری به جهانیان زد و از میان همه اهل دنیا علی را انتخاب نمود پس به من وحی کرد و او را همسر تو قرار داد و به عنوان وصی و وزیر من برگزید.

علی شجاعترین فرد و داناترین شخص و با حلم ترین انسان و از همه مردم در اسلام آوردن ، مقدم بود. با جودترین مردم و خوش اخلاق ترین آنها است . فاطمه جان ! من لوای حمد را با کلیدهای بهشت در اختیار دارم و هر دو را در اختیار علی می گذارم . آدم و هر که فرزند اوست زیر پرچم من است . فاطمه جان من فردای قیامت علی را بر حوض وا می دارم تا هر که از امت مرا می شناسد، سیراب کند، فاطمه ! دو فرزندت حسن و حسین سرور جوانان بهشتند که نام آنها قبلا در تورات ذکر شده و در بهشت به نام شبر و شبیر نامیده می شوند. فاطمه جان پدرت را با دو حله بهشتی می آرایند و شوهرت علی را نیز با دو حله بهشتی ، لوای حمد در دست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه