- مقدمه 1
- بخش اول : تشریع اذان و اقامه 2
- تشریع اذان و اقامه 2
- جبرئیل ، اولین مؤ ذن 4
- موارد استفاده دیگر اذان 5
- تفسیر فرازهای اذان و اقامه 7
- بخش دوم : فرازهای اذان و اقامه 7
- تفسیری دیگر از امیر المؤ منین (علیه السلام ) 9
- تعداد جملات در اذان و اقامه 13
- حکایت و تکرار اذان 14
- بخش سوم : ثواب مؤ ذن 15
- دعای بعد از اذان 15
- ثواب مؤ ذن در روایات 16
- ثواب اذان در بیان بلال ، مؤ ذن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم ) 20
- بخش چهارم : شهادت به ولایت در اذان و اقامه 21
- ولایت در راستای شریعت 21
- حق مؤ ذن از نظر امام علی زین العابدین (علیه السلام ) 21
- شهادت خداوند و پیامبر خدا به ولایت علی (علیه السلام ) 26
- شهادت حمزه سیدالشهداء به ولایت علی (علیه السلام ) 26
- گواهی عباس ، عموی دیگر پیامبر 28
- ابن عباس و گواهی او به هنگام مرگ 29
- شهادت سلمان و ابوذر به ولایت علی (علیه السلام ) 30
- شهادت حضرت مهدی (عج ) به ولایت علی (علیه السلام ) 31
- نظر علمای شیعه درباره شهادت ثالثه در اذان 32
- مؤ ذن خداوند در آخرت 37
- بخش پنجم : احکام اذان و اقامه 37
- اذان و اقامه ، استحباب یا وجوب 37
- اذان در چند مورد ساقط است 38
- خلاصه ای از شرایط اذان و اقامه 40
- مستحبات اذان و اقامه 41
- بلال و اذان ناتمام 42
- بخش ششم : داستان های مؤ ذنین در اسلام 42
- مهاجرت بلال به شام 46
- اذان بلال بر فراز کعبه 47
- اذان بلال در قیامت 48
- اذان گو را در حال اذان شهید کردند 48
- بانگ اذان و رنجش معاویه از آن 49
- اذان و برهان بو علی سینا 49
- اذانی در دل صحرای کربلا 50
- اذانی دیگر در تاریخ کربلا 51
- کیفر مؤ ذنی خیانت پیشه 52
- قسمت اول 52
- قسمت دوم 55
- دو مؤ ذن و سوء عاقبت 58
- مؤ ذنی که زیانکار شد 58
- پی نوشتها 60
- اذان در اسارت 60
شنیدم . با خود گفتم : باید اول در اینجا نماز بخوانم (بعد به جستجوی مسجد مورد نظر بپردازم ).
پیاده شدم و وارد مسجد گردیدم ، شخصی را دیدم که قد و قامتش شبیه همان دوست دیروز بود. رفتم در طرف راست او به نماز ایستادم تا به رکوع و سجده رسیدم . در این موقع عمامه از سرش افتاد. دیدم صورتش مانند خوک است ، سر و دست و پایش نیز همانطور است . نفهمیدم چطوری نماز را خواندم ، پیوسته در اندیشه (این موجود) عجیب بودم ، سلام نماز را داد. پیشنماز نگاهی در چهره من انداخت . گفت : تو دیروز پیش برادرم رفته بودی و چنین و چنان به تو داد؟ گفتم : آری ، دست مرا گرفت و نشاند. اهل مسجد نیز به تبعیت ما نشستند. به یک نفر دستور داد درب مسجد را ببندد و نگذارد احدی وارد شود. در این موقع پیراهن خود را بیرون آورد دیدم بدنش ، بدن خوک است .
گفتم : برادر! این چه وضعی است که در تو مشاهده می کنم . گفت : من مؤ ذن این مردم بودم ، هر روز صبح بین اذان و اقامه هزار مرتبه علی (علیه السلام ) را لعن می کردم .
روزی از مسجد خارج شدم و رفتم به خانه ام . آن روز جمعه بود و من چهار هزار مرتبه ایشان و فرزندانش را لعنت کرده بودم . گوشه ای تکیه کردم ، فوری خوابم برد. در خواب بهشت را دیدم . جانب بهشت رهسپار شدم . دیدم علی (علیه السلام ) با حسن و حسین
(علیهما السلام ) آنجا هستند و همه مسرور و خوشحالند. زیر پای ایشان قالیچه ای نورانی است ، چشمم افتاد، دیدم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) نیز نشسته است . امام حسن و امام حسین جلو آن سرورند و به دست امام حسن یک جام است .
فرمود: حسن جان ! یک کم آبم بده ! آب داد و ایشان آشامید. بعد به امام حسن (علیه السلام ) فرمود: به این مردم آب بده ! ایشان همه را سیراب کرد. بعد فرمود: به این کسی که تکیه کرده نیز آب بده ! اما امام حسن (علیه السلام ) روی از من برگردانید و گفت پدر چگونه به او آب دهم در حالی که او هر روز پدرم را هزار مرتبه لعن می کند و امروز چهار هزار مرتبه لعن کرده است .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: خدا لعنتت کند. چرا علی (علیه السلام ) را لعن می کنی ؟ چرا به برادرم ناسزا می گویی و فرزندانم را به ناسزا یاد می کنی ؟ پیامبر آب دهان خود را به رویم انداخت . تمام بدنم که آب دهان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) رسیده بود، به صورت خوک در آمده بود. دیگر رسوا شدم .
بعد منصور گفت : سلیمان ! آیا در فضایل علی (علیه السلام ) عجیب تر از این دو حدیث شنیده ای ؟! حب علی ایمان و بغضه نفاق لا یحب علیا الا مؤ من و لایبغضه الا کافر ، دوست داشتن علی ایمان و کینه او علامت
نفاق است جز مؤ من علی را دوست ندارد و جز کافر با او به دشمنی نمی پردازد.
سلیمان گفت : به من امان می دهی ؟ گفت : امان دادم . گفتم : درباره کسی که آنها را بکشد، نظر شما چیست ؟ گفت : شکی ندارم که در جهنم است . گفتم : درباره کسی که اولاد و نواده های او را بکشد، چه می گویی ؟