نقش ائمه علیهم السلام در احیای دین جلد 2 صفحه 239

صفحه 239

آنچه آن را ناخوش دارم(انکار و ستیزۀ نزدیکان)روبرو می گردم.در نتیجه[هنوز]اقدامی نکرده بودم.تا اینکه جبرئیل بر من نازل شد و گفت:ای محمّد!اگر آنچه را بدان فرمان داده شده ای عمل ننمایی[و بازهم به تأخیر بیندازی]پروردگارت تو را عقاب خواهد نمود.بنابراین[ای علی!دیگر جای درنگ نیست،برخیز و]اندکی طعام آماده ساز...و سپس فرزندان عبد المطّلب (بنی هاشم)را گرد آور تا من با آنان سخن گویم و آنچه را بدان مأمور شده ام،ابلاغ نمایم.» (1)

امام علی علیه السّلام می گوید:

«آنچه را حضرتش فرموده بود انجام دادم و سپس آنان را به میهمانی فرا خواندم.آنان در آن زمان چهل تن-یک تن بیشتر یا کمتر-بودند.هنگامی که همگی نزد آن حضرت گرد آمدند، ایشان طعامی را که آماده ساخته بود،طلبید.چون آن را بیاوردم و بر زمین نهادم،رسول خدا قطعه ای از گوشت را برداشت و آن را با دندان خویش تکّه تکّه نمود و در اطراف ظرف غذا بیفکند.سپس فرمود:به نام خدا بردارید و شروع کنید.

حاضران بخوردند تا سیر شدند....قسم به خدایی که جان علی به دست اوست،آنان چنان بودند که یک نفرشان به تنهایی[باید]تمامی آنچه را که من برای همه آورده بودم،می خورد[تا سیر گردد].

پس از آن پیامبر به من فرمود:ایشان را سیراب ساز.من نیز دوغی را که آماده کرده بودم،بهر آنان بیاوردم و ایشان از آن بیاشامیدند تا اینکه همگی سیراب شدند.قسم به خداوند که[باید] یک نفر از آنان همۀ آن دوغ را می نوشید[تا سیراب می شد].

وقتی رسول خدا خواست با آنان سخن گوید،ابو لهب بر آن حضرت پیشدستی نمود و گفت:

او سخت شما را سحر کرده است!

وقتی ابو لهب چنین گفت،حاضران بدون اینکه رسول خدا با آنان سخن گفته باشد،پراکنده شدند و رفتند.»

در اینجا پیامبر سکوت فرمود و چیزی نگفت.او مأمور به دعوت بود،و بدین منظور نیز آنان را


1- 1) -این اوّلین باری است که پیامبر دعوت را از خانۀ خویش که خود آن حضرت و علی و خدیجه در آن زندگی می کردند، بیرون برده است.تا این روز،در سال سوم بعد از بعثت،اسلام در خانۀ پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بوده و تنها مسلمانان روی زمین،افراد این خانه بوده اند.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه