نقش ائمه علیهم السلام در احیای دین جلد 2 صفحه 56

صفحه 56

لشکر جنگی باخبر ساخت،و به ایشان فرمود:«أشیروا علیّ.»:«نظر خود را به من بگویید!چه باید کرد؟!»

در این هنگام ابو بکر و عمر چنین گفتند:

«ای پیامبر خدا!به خدا سوگند،اینها قریشند که با همۀ قدرت و شوکت خود رو آورده اند؛ به خدا سوگند،قریش از آنگاه که با قدرت و شوکت شده اند،تا به امروز خوار و زبون نگردیده اند؛

به خدا سوگند،از آن روز که قریش کافر شده اند،ایمان نیاورده اند؛

به خدا سوگند،قریش هرگز قدرت و شوکت خود را از دست نمی دهند،و با تو می جنگند.پس آمادۀ کارزار باش.»

پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از آن دو و سخنان ترس آورشان روگردانید. (1)

«مقداد»پس از آن دو برخاست و گفت:

«ای پیامبر خدا!به فرمان خدا عمل کن،که ما با تو هستیم.

ما به شما گفتار بنی اسرائیل را نمی گوییم که به پیامبرشان گفتند:تو با خدای خود برو و جنگ کن،ما در اینجا می مانیم!

بلکه ما می گوییم:شما با خدای خود با آنان جنگ کن،و ما با شماییم و با آنها می جنگیم.

قسم به آنکه تو را به حق فرستاد،اگر تا ساحل دریا بروید،ما در رکاب می آییم.»

پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم او را دعای خیر گفت و دوباره سخن خود را تکرار کرد و فرمود:«أشیروا علیّ.»:

«مردم نظر خود را به من بگویید.»

انصار دانستند که پیامبر از آنها پاسخ می خواهد.«سعد بن معاذ»از سران انصار برخاست و گفت:یا رسول اللّه!گویا پاسخ ما را می خواهید؟!

پیامبر فرمود:آری.

سعد گفت:من از جانب انصار پاسخ می دهم و می گویم:

«ای پیامبر!شاید به قصد کاری از مدینه بیرون آمدی و اکنون از خدا فرمان کار دیگری به شما رسیده است.

ای پیامبر!ما به شما ایمان آوردیم و شما را تصدیق کردیم،و با شما عهد و پیمان فرمانبرداری


1- 1) -صحیح مسلم،کتاب الجهاد و السیر،باب غزوه بدر.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه