نقش ائمه علیهم السلام در احیای دین جلد 2 صفحه 58

صفحه 58

آنکه در زمان اقامت پیامبر در مکّه،خدمتی به اسلام و دفاعی از پیامبر داشتند،مانند«ابو البختری» که در ضمن چند تنی بود که همکاری کردند و عهدنامۀ قریش علیه مسلمانان را دریدند.

پیامبر به خصوص نام«عبّاس»را برد و گفت:او را به قتل نرسانید،چه او را قریش با اکراه با خود آورده اند.

در این هنگام ابو حذیفه پسر عتبه گفت:ما پدران و فرزندان و برادران و کسان خود را به قتل برسانیم و عبّاس را نکشیم؟!به خدا اگر او را ببینم،شمشیرم را در بدنش فرو می برم!

پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رو به عمر کرد و فرمود:آیا بر روی عمّ پیامبر شمشیر می زنند؟!

عمر گفت:ای پیامبر!بگذار گردنش را با شمشیر بزنم.به خدا سوگند،نفاق خود را آشکار کرد. (1)

پیامبر به عمر چنین اجازه ای نداد.

اختلاف در تقسیم غنائم

آنگاه که لشکر قریش شکست خورد و به میدان جنگ پشت کرد،گروهی از لشکر اسلام آنها را در صحرا دنبال کردند و به هر که دست یافتند،کشتند و یا اسیر ساختند.دسته ای دیگر به خیمه های دشمن یورش بردند و دارایی آنها را با خود آوردند.عدّه ای نیز به گرد جایگاه پیامبر به پاسداری پرداختند،تا مبادا در آن حال که لشکر اسلام از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم دور شده اند،دشمن فرصت یابد و به جایگاه پیامبر حمله کند.

پس از ختم جنگ،میان این سه گروه بر سر غنائم اختلاف شد.آن دسته که غنائم را با خود آورده بودند،خود را مالک آن می دانستند و حقّی برای دیگران قائل نبودند.

آن دسته که دشمن را دنبال کرده بودند،می گفتند:به خدا سوگند،شما سزاوارتر از ما به غنائم نیستید؛زیرا چنانچه ما دشمن را دنبال نمی کردیم و مشغول نمی ساختیم،آنها نمی گذاشتند اموالشان را شما به غنیمت برید.

و آنان که به پاسداری پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم پرداخته بودند،گفتند:ما آنگاه که اموال دشمن را بی محافظ دیدیم،بیم آن کردیم که اگر برویم آن غنائم را جمع آوری کنیم،دشمن جایگاه پیامبر را خالی از محافظ ببیند و بازگردد و به پیامبر حمله کند.بنابراین بر پاسداری پیامبر باقی ماندیم.پس شما


1- 1) -رجوع کنید به:معجم البلدان،مادّۀ«سیر»؛سیره(ابن هشام)281/2.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه