جلوه های نور صفحه 105

صفحه 105

در پیام از حدیث شریف قدسی است که ((اِذَا وَجَدْتَ قَسَاوَهً فِی قَلبِکَ اَوْ حِرْمَانا فِی رِزْقِکَ اَوْ سُقْما فِی بَدَنکَ فَاعْلَمْ اَنَّکَ تَکَلَّمْتَ فِی م ا لا یَعْنی کَ))(116) (هر آنگاه که قلبت را تاریکی و سختی فرا گرفت و یا از روزی محروم ماندی و یا در بدنت بیماری بهم رسید بدان که در چیزی سخن گفتی که به کارت نمی آمد) .

قلب که باید با نور و بصیرت و علم و فهم در انعطافِ الطافِ رحمانی باشد با سخنی بیهوده به قساوت و ظلمت می رود ، قلبی که حقیقتِ وجودی انسان و مبنای مسئولیّت پذیری آدمی است ، و هم وجه ممیّزه انسان از حیوان است .

نیکوتر است ، چه لقمان ناظر بر

ساخت زره بود ولی نمی دانست که چه می سازد و از سؤ ال خودداری نمود که نکند کلامی بر زبان راند که به کارش نیاید . او با تحمّل و کنترل خود موفق شد که بیجا نگوید ، و با عمل به این دانش که نباید بیهوده بگوید ، بر درخشش اندیشه خود افزود و با عدم تحمّل و یاوه گوئی از نورانیتِ حکمت فاصله نگرفت .

و در مقابلِ سخن بیهوده ، که یکی از سه اثر ویرانگر آن سختی و تاریکیِ قلب یا جانِ آدمی است ، سخن پاکیزه باعث استحکام و روشنی دل است ، کما اینکه خداوند تبارک و تعالی وقتی به لقمانْ حکمت عطا فرمود در ملازمت با

س ه 5/12/67

شُکُوه جبهه

مشتاقانِ لقاء پروردگار را ، در لبیک به سوی میقاتِ تقدیم ، جلال و شکوهی به یاد ماندنی است که همچنان و به تدریج پرده ها به کنار می رود ، و یقین به کمال می رسد . در آنجا احساس و ادراک ، به والائی ، سقایت می شود ، و شمیمِ روح انگیز رَوح و ریحان ، مشام جان را نوازش می دهد . در آن وادی ، بهشتْ فراروی است ، چه حجابِ ظلمتِ معاصی در حالت ملکوتیِ جبهه ، اگر شدّت سرما اشک می آورد ، سرشک شوق است که فرو می ریزد و اگر گرما و عطشِ فراوانِ کربلا گونه زبان را به کام می چسباند ، لفظ جلاله اللّه است که دیگر انتظار فراق ندارد مگر تا گفتن اللّه اکبر ! در آن همه عظمت که می بیند ! و در آن همه شگفتی

ها که لمس می نماید !

در آنجا ، آدمی در دریافت آن همه فضیلت ، به فضل خداوند تعالی می پیوندد ، و در همان حال که از دید مردمِ آن همه عظمت و استقامتِ مردمِ خدائی ، ثمره یگانه پرستی آنهاست که گفتند ، و به صداقت گفتند ، که خدا یکی است اما همهمه حیات ، مانند فریب دجّال است که انسان هائی را اغوا می کند ، و خودباختگیها و بی توجهی را به مبداء و معاد شکل می دهد ، و وجود آدمی را در محضر پروردگار از حضور ذهن تهی می سازد ، که آرزوهای دور و دراز و تعلّقات فریبای زندگی ، عوامل نفوذی آن هستند ، نفوذ در آنان که از جبهه ها گریزان اند ، آنها که وسوسه می شوند و شیطان را با توکّل به خداوند متعال از خود دور نمی کنند ، و در نتیجه جائی در قلب و ذهن خود برای درک حقایق و تجلّیِ جَلَوات ربّانی ندارند ، جز آنان که به خود آیند و در هر بُعدی از زمان و مکان و موقعیّت ، از ساختار جبهات الهی در خودسازی خود بهره گیرند ، و از رهگذر طاعت ، پیشانیِ اخلاص بر قبله حضور گذارند که توفیق و فرصت به سرعت می گذرند .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه