- پیشگفتار 1
- 1- مَثَل آتش 4
- 2- مَثَلِ باران و رگبار 7
- 3- مَثَل پشه 12
- 4- مَثَل چوپان و گوسفندان 22
- 5- مَثَل بذر پر برکت 27
- 6- مَثَل باران و سنگ صاف 34
- 7- مَثَل باغ حاصلخیز 40
- 8- مَثَل گردباد آتشبار 43
- 9- مَثَل آفرینش عیسی و آدم علیهما السّلام 50
- 10- مَثَل باد سموم و کشتزار 53
- 11- مَثَل نور و ظلمات 57
- 12- مَثَل شتر و سوراخ سوزن 62
- 13- مَثَل زمین نرم و زمین شوره زار 67
- 14- مَثَل سگ هار 70
- 15- مَثَل بنای محکم و بنای سست 80
- 16- مَثَل تجارت مجاهدان 86
- 17- مَثَل زندگی و آب 94
- 18- مَثَل کور و بینا ، کر و شنوا 101
- 19- مَثَل کف دست و آب 106
- 20- مَثَل آب و کف 111
- 21- مَثَل خاکستر و تندباد 118
- 22- مَثَل درخت پاکیزه و درخت ناپاک 122
- 23- مَثَل برده و آزاد 131
- 24- مَثَل گنگ مادر زاد و انسان سالم 133
- 25- مَثَل منطقه امن 137
- 26- مَثَل زندگی دنیا و گیاه 142
- 27- مَثَل مگس 155
- 28- مَثَل چراغ و چراغدان 160
- 29- مَثَل سراب و ظلمات 171
- 30- مَثَل عنکبوت 180
- 31- مَثَل اصحاب قریه 191
- 32- مَثَل غلام یک خواجه و غلام چند خواجه 201
- 33- مَثَل یاران رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلّم 205
- 34- مَثَل خوردن گوشت برادر مرده 211
- 35- مَثَل زندگی دنیا و آب باران 218
- 36- مَثَل نور خدا و پف دهان 229
- 37- مَثَل دراز گوش 234
- 38- مَثَل چوب خشک (منافقان ) 240
- 39- مَثَل زنان بد و شوهران خوب 246
- 40- مَثَل دو زن الگو و نمونه 249
- فهرست منابع 254
- پی نوشتها 1 262
- پی نوشتها 262
- پی نوشتها 2 283
- پی نوشتها 3 300
آیت اللّه مطهری (ره ) در این باره می گوید :
((زنها در قدیم مشهور بودند که زیاد غیبت می کنند . شاید این به عنوان یک خصلت زنانه معروف شده بود که زن طبیعتش این است و جنساً غیبت کن است ؛ در صورتی
که چنین چیزی نیست ، زن و مرد فرق نمی کنند . علّتش این بود که زن مخصوصاً زنهای متعیّنات ، زنهایی که کلفت داشته اند و در خانه ، همه کارهایشان را کلفت و نوکر انجام می دادندهیچ شغلی و هیچ کاری ، نه داخلی و نه خارجی نداشت ، صبح تا شب باید بنشیند و هیچ کاری نکند ، کتاب هم که مطالعه نمی کرده و اهل علم هم که نبوده ؛ باید یک زن هم شاءن خودش پیدا کند ؛ با آن زن چه کند ؟ راهی غیر از غیبت کردن به رویشان باز نبوده ، و این برایشان یک امر ضروری بوده ؛ یعنی اگر غیبت نمی کردند واقعا بدبخت و بیچاره بودند . . .
در یکی از شهرها یا ایالات آمریکا در خانواده ها قمار آنقدر رایج شده بود که زنها به آن عادت کرده بودند و در خانه ها به صورت یک بیماری رواج یافته بود ، و شکایت همه این بود که زنها دیگر کاری غیر از قمار ندارند . اوّل این را به عهده واعظها گذاشتند که آنها این بیماری را از سر مردم بیرون ببرند . ولی آخر بیماری علّت دارد ؛ تا علّتش از میان نرود که بیماری از بین نمی رود . واعظها شروع کردند به موعظه در زیانهای قمار و آثار اخروی آن ؛ ولی اثر نداشت . یک شهردار پیدا شد و گفت که من این بیماری را معالجه می کنم . آمد و کارهای دستی از قبیل بافتنی را تشویق کرد و برای زنها مسابقه های خوب گذاشت و جایزه
های خوب تعیین کرد . طولی نکشید که زنها دست از قمار کشیده و به این کارها پرداختند .
آن مرد علّت را تشخیص داده و فهمیده بود که علّت پرداختن زنها به قمار ، بیکاری و احتیاج آنها به سرگرمی است . کار دیگری برایشان به وجود آورد تا توانست قمار را از میان ببرد یعنی در واقع یک خلا روحی در میان آنها وجود داشت و آن خلا منشاء این گناه بود ؛ آن آدم فهمید که این خلا را باید پر کرد تا بشود قمار را از بین برد و تا آن خلا
به وسیله دیگری پر نشود نمی توان آن را از میان برداشت )) . (392)
خلاصه این که یکی از عوامل آلوده شدن به ((غیبت )) و گناهان دیگر ((بیکاری )) است و یکی از راههای مهم جلوگیری از آن ((اشتغال )) به کار و پرهیز از بیکاری و تنبلی می باشد ؛ و بهترین کار این است که انسان به بررسی عیوب خویش بپردازد تا بدین وسیله از عیب جویی دیگران در امان بماند ، چنانچه امیر المؤ منین علیه السّلام می فرماید : ((یا ایّها النّاس طُوبی لِمَنْ شَغَلَهُ عَیْبُهُ عَنْ عُیُوبِ النّاس ؛ (393) ای مردم خوشا به حال کسی که اشتغال به عیب خودش او را از عیبجویی دیگران باز دارد)) .
4- علاج غیبت و توبه آن
((غیبت )) مانند بسیاری از صفات ذمیمه تدریجاً به صورت یک بیماری روانی در می آید ، به گونه ای که غیبت کننده از کار خود لذّت می برد و از این که پیوسته آبروی این و آن را