چهل مثل از قرآن کریم صفحه 94

صفحه 94

در جوار آن حضرت به عنوان مهمان می ماند ، چندین سال این برنامه ادامه داشت . بعد به فکر افتاد که در مدینه

خانه ای بخرد و مزاحم امام نشود ، لذا مبلغ ده هزار درهم به امام صادق علیه السّلام داد و عرض کرد : با این مبلغ یک خانه ای برای من خریداری کنید که وقتی به مدینه می آیم به منزل خودم بروم و باعث زحمت شما نشوم . امام علیه السّلام هم قبول کرد و

تمام آن مبلغ را بین فقرای سادات تقسیم کرد . آن مرد وقتی از مکّه برگشت به حضور امام آمد و عرض کرد : جانم به فدایت ، آیا معامله را انجام دادید ؟

امام فرمود : آری ، قباله اش را هم برایت نوشته ام ، آنگاه قباله را به او داد و دید در قباله چنین نوشته است :

بسم اللّه الرحمن الرحیم ((این قباله ای است که فروخت جعفر بن محمّد به فلان شخص جبل عاملی خانه ای در فردوس که دارای چهار حدّ است : حد اولش رسول اللّه ، حد دوّمش امیر المؤ منین ، حد سوّمش حسن بن علی و حد چهار آن حسین بن علی است )) .

آن مرد وقتی از محتوای این قباله مطّلع شد با کمال خرسندی به امام صادق علیه السّلام عرض کرد : آقاجان ، جانم به قربانت من به این معامله راضی هستم . آنگاه امام علیه السّلام فرمود :

تمام پول تو را بین فقیرهای سادات حسنی و حسینی تقسیم کرده ام امیدوارم خداوند متعال این بخشش و انفاق را از تو قبول کند و در بهشت پاداش تو را عطا فرماید . آن مرد قباله را گرفت و از امام خداحافظی کرد و به وطنش

بازگشت و چند روزی نگدشت که مریض شد ، اهل و عیالش را جمع کرد و آنها را قسم داد و گفت : هرگاه من از دنیا رفتم ، این قباله امام صادق علیه السّلام را در کفنم بگذارید و با من دفن کنید و در همان بیماری از دنیا رفت و بازماندگانش طبق وصیّت او آن قباله را در کفنش گذاشته و با خودش دفن کردند .

روز بعد که برای فاتحه خوانی سر قبرش رفتند ، دیدند همان قباله روی قبر نهاده شده و در ذیلش از قول آن مرد نوشته شده است : به خدا سوگند ، جعفر بن محمّد به آنچه به من وعده داده بود وفا کرد . (173)

17- مَثَل زندگی و آب

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه