- پیشگفتار 1
- 1- مَثَل آتش 4
- 2- مَثَلِ باران و رگبار 7
- 3- مَثَل پشه 12
- 4- مَثَل چوپان و گوسفندان 22
- 5- مَثَل بذر پر برکت 27
- 6- مَثَل باران و سنگ صاف 34
- 7- مَثَل باغ حاصلخیز 40
- 8- مَثَل گردباد آتشبار 43
- 9- مَثَل آفرینش عیسی و آدم علیهما السّلام 50
- 10- مَثَل باد سموم و کشتزار 53
- 11- مَثَل نور و ظلمات 57
- 12- مَثَل شتر و سوراخ سوزن 62
- 13- مَثَل زمین نرم و زمین شوره زار 67
- 14- مَثَل سگ هار 70
- 15- مَثَل بنای محکم و بنای سست 80
- 16- مَثَل تجارت مجاهدان 86
- 17- مَثَل زندگی و آب 94
- 18- مَثَل کور و بینا ، کر و شنوا 101
- 19- مَثَل کف دست و آب 106
- 20- مَثَل آب و کف 111
- 21- مَثَل خاکستر و تندباد 118
- 22- مَثَل درخت پاکیزه و درخت ناپاک 122
- 23- مَثَل برده و آزاد 131
- 24- مَثَل گنگ مادر زاد و انسان سالم 133
- 25- مَثَل منطقه امن 137
- 26- مَثَل زندگی دنیا و گیاه 142
- 27- مَثَل مگس 155
- 28- مَثَل چراغ و چراغدان 160
- 29- مَثَل سراب و ظلمات 171
- 30- مَثَل عنکبوت 180
- 31- مَثَل اصحاب قریه 191
- 32- مَثَل غلام یک خواجه و غلام چند خواجه 201
- 33- مَثَل یاران رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلّم 205
- 34- مَثَل خوردن گوشت برادر مرده 211
- 35- مَثَل زندگی دنیا و آب باران 218
- 36- مَثَل نور خدا و پف دهان 229
- 37- مَثَل دراز گوش 234
- 38- مَثَل چوب خشک (منافقان ) 240
- 39- مَثَل زنان بد و شوهران خوب 246
- 40- مَثَل دو زن الگو و نمونه 249
- فهرست منابع 254
- پی نوشتها 1 262
- پی نوشتها 262
- پی نوشتها 2 283
- پی نوشتها 3 300
در جوار آن حضرت به عنوان مهمان می ماند ، چندین سال این برنامه ادامه داشت . بعد به فکر افتاد که در مدینه
خانه ای بخرد و مزاحم امام نشود ، لذا مبلغ ده هزار درهم به امام صادق علیه السّلام داد و عرض کرد : با این مبلغ یک خانه ای برای من خریداری کنید که وقتی به مدینه می آیم به منزل خودم بروم و باعث زحمت شما نشوم . امام علیه السّلام هم قبول کرد و
تمام آن مبلغ را بین فقرای سادات تقسیم کرد . آن مرد وقتی از مکّه برگشت به حضور امام آمد و عرض کرد : جانم به فدایت ، آیا معامله را انجام دادید ؟
امام فرمود : آری ، قباله اش را هم برایت نوشته ام ، آنگاه قباله را به او داد و دید در قباله چنین نوشته است :
بسم اللّه الرحمن الرحیم ((این قباله ای است که فروخت جعفر بن محمّد به فلان شخص جبل عاملی خانه ای در فردوس که دارای چهار حدّ است : حد اولش رسول اللّه ، حد دوّمش امیر المؤ منین ، حد سوّمش حسن بن علی و حد چهار آن حسین بن علی است )) .
آن مرد وقتی از محتوای این قباله مطّلع شد با کمال خرسندی به امام صادق علیه السّلام عرض کرد : آقاجان ، جانم به قربانت من به این معامله راضی هستم . آنگاه امام علیه السّلام فرمود :
تمام پول تو را بین فقیرهای سادات حسنی و حسینی تقسیم کرده ام امیدوارم خداوند متعال این بخشش و انفاق را از تو قبول کند و در بهشت پاداش تو را عطا فرماید . آن مرد قباله را گرفت و از امام خداحافظی کرد و به وطنش
بازگشت و چند روزی نگدشت که مریض شد ، اهل و عیالش را جمع کرد و آنها را قسم داد و گفت : هرگاه من از دنیا رفتم ، این قباله امام صادق علیه السّلام را در کفنم بگذارید و با من دفن کنید و در همان بیماری از دنیا رفت و بازماندگانش طبق وصیّت او آن قباله را در کفنش گذاشته و با خودش دفن کردند .
روز بعد که برای فاتحه خوانی سر قبرش رفتند ، دیدند همان قباله روی قبر نهاده شده و در ذیلش از قول آن مرد نوشته شده است : به خدا سوگند ، جعفر بن محمّد به آنچه به من وعده داده بود وفا کرد . (173)