دیباچه
امروزه، حقوق زنان از بحثهای جدی با ماهیت سیاسی ـ دینی شده است و در نشستهای داخلی و خارجی، مطبوعات و جراید و سخنرانیها، حجم زیادی از گفتارها و نوشتارها را به خود اختصاص داده است. در شرایطی که عدهای سخن گفتن درباره این موضوع اساسی را وجهه همت خویش ساختهاند گروهی راه صلاح را در پیش گرفته و عدهای نیز در قالب شعارهای تند فمینیستی و پیروی از فرهنگ و ارزشهای مبتذل غربی مشکلات نوینی را فراروی این قشر عظیم گشودهاند. ناگفته پیداست که علیرغم تبلیغات و تظاهر به حرمت زن و به رسمیت شناخت حقوق وی، متأسفانه زن در غرب حرمت و شخصیت خود را از دست داده و به ابزاری مصرفی مبدل شده و راه نزول و انحطاط را میپیماید. در حالیکه ارزش زن در اسلام همانند مردان، در پیدایش، رشد فردی و اجتماعی، انجام تکلیف در مقابل خداوند، جامعه، خانواده، قابلیت آموزش و پرورش، اهلیت تملک و تصرف و دیگر حقوق اجتماعی و سیاسی، در نظر گرفته شده است و تفاوتهای جزیی آن دو نیز ناشی از ویژگیهای آنان به لحاظ نوع تخصص، تقسیم کار و مسئولیت و لحاظ نمودن تواناییهای جسمی است. جهانبینی اسلام همه عقاید تحقیرآمیز و بینشهای باطل و جاهلی را درباره زنان فرو ریخت و به جای آن الگوی جدیدی را در روابط فردی و اجتماعی با زن، به جهان عرضه کرد. از این دیدگاه به زن و مرد به طور مساوی نگریسته شده است. با وجود تمام مقررات روشنی که اسلام درباره حقوق زن و وظایف آنان آورده است، متأسفانه زن در بعضی از جوامع اسلامی هنوز موقعیت واقعی و شایسته خود را باز نیافته و از حقوق اولیه خود محروم مانده است. در این جوامع مسئله زن با وجود همه شعارها و شور و فریادها، هیچگاه مسئلهای طراز اول نبوده است و مجالس قانونگذاری و مجامع بینالمللی آن را جدی و فوری نپنداشتهاند. در جوامع غربی نیز این تأسف شدیدتر خود را مینمایاند. رهبر فرزانه انقلاب حضرت آیت الله خامنهای (28/6/1375) در این باره فرمود: امروز، نه فقط در ایران، بلکه در سراسر جهان، معضل بزرگی وجود دارد و آن عبارت است از اینکه نسبت به حقوق و شخصیت بانوان در بعضی از بخشهای زندگی کوتاهی یا تعرض انجام میگیرد یعنی به زنان ظلم میشود. بعضی خیال میکنند که این کوتاهی و تعرض، مخصوص کشورهای شرقی یا کشورهای اسلامی است، این اشتباه است. ظلم به زنان در کشورهای غربی با همه ادعاهایی که نسبت به زنان دارند اگر بیشتر از کشورهای اسلامی و شرقی نباشد کمتر نیست! در راستای تبیین حقوق زن از دیدگاه قرآن پژوهشگر ارجمند خانم زهرا عظیمی کوشیدهاند تا آن را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار دهند و سرکار خانم حسینینیا نیز تا آنجا که مقدور بود در بخشهای مختلف نوشتار به تکمیل و تتمیم آن همت نهادند. با سپاس از تلاشهای ارزشمند این پژوهشگران، امید که مورد استفاده اصحاب رسانه قرار گیرد. انّه ولیّ التوفیق اداره کل پژوهش مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما
پیشگفتار
زنان، نیمی از پیکر اجتماع و از پایههای اساسی نظام خانواده هستند که و همین امر، عامل اصلی در شکلگیری حقوق ویژه آنان است. از گذشته تاکنون، با توجه به فرهنگ، مذهب، شرایط زندگی و مانند آن، حقوقی برای زن در نظر گرفتهاند. از همین رو، همواره حقوق زن در پردهای از ابهام بوده و در هر دورهای با او بهگونهای برخورد شده است و میشود. زمانی زن را طفیلی مرد میدانستند و حقوق کمتری برای او در مقایسه با مرد قائل میشدند. امروزه نیز برخی خواستار آزادی و همسانی حقوق زن و مرد، بدون در نظر گرفتن جنسیت آنها هستند. دین مبین اسلام در شرایطی که زن هیچگونه ارزشی نداشت و حتی در انسانیت او تردید میکردند، با بیان کامل حقوق زن و جایگاه وی در خانواده و اجتماع، تمامی اندیشههای خرافی آن روز را باطل شمرد و با دقت نظر و دوراندیشی و بدون افراط و تفریط، حقوق و تکالیف زن را بیان داشت. در قرآن کریم، توجه ویژهای به زن شده و حقوقش سازگار با طبیعت او قرار داده شده است. البته حقوق زن و مرد، تفاوتهایی دارد، ولی این تفاوتها هرگز به معنای کم ارج بودن زن و بیمقدار بودن حقوق او نیست، بلکه نشان توجه ویژه کاملترین دین الهی به زن و مرد است. خداوند، حقوق و تکالیف آن دو را سازگار با روح و جسمشان و نیز متناسب با نقش ایشان در خانواده و جامعه، وضع کرده است. محور اصلی این پژوهش، حقوق زن به عنوان همسر در خانواده است. پیش از ورود به بحثهای اصلی و پس از تعریف حقوق، وضعیت زن در طول تاریخ و در برخی فرهنگها و تمدنها بررسی شده است. در فصل دوم، به بررسی تفاوتهای زن و مرد از نظر جسم و روح پرداختهایم. فصل سوم، به حقوق زن در ازدواج اختصاص دارد و فصل چهارم، حقوق اقتصادی زن را بیان میکند. فصل پنجم نیز به بیان حقوق زن در طلاق میپردازد. در این میان، باید دانست بالاتر و برتر از موارد حقوقی برای زن، سفارشهایی است که در آیات و روایتهای اسلامی درباره خوشرفتاری با زن وجود دارد. اسلام، زن را انیس و مونس مرد و شریک زندگی او میداند و به مردان سفارش میکند با احترام کامل با زنان رفتار کنند. در فصل ششم این پژوهش به همین موضوع، پرداختهایم. فصل هفتم و هشتم نیز به تبیین حقوق اجتماعی و سیاسی زن و همراه با برنامه سازان میپردازد.
فصل اول: کلیات
پیش از ورود به بحث اصلی، لازم است کلیاتی درباره دو واژه «حقوق» و «زن» بیان شود. ازاینرو، در ابتدا به تعریف حقوق از نظر حقوقدانان و فقیهان اسلامی خواهیم پرداخت و سپس رویکردهای مختلف برخی جوامع را به جایگاه اجتماعی زن در طول تاریخ، بررسی میکنیم.
1. مفهومشناسی حقوق
واژه حقوق، در سه معنای مختلف کاربرد دارد: الف) حقوق به معنای مجموعه مقررات حاکم بر روابط اجتماعی؛ یعنی مجموعه بایدها و نبایدهایی که اعضای یک جامعه، ملزم به رعایت آنها هستند و دولت ضمانت اجرای آنها را برعهده دارد. واژه حقوق در این معنا، به معنای جمع به کار رفته و بر مجموعهای از مقررات دلالت میکند، ولی به عنوان یک کلمه جمع که دارای مفرد باشد، مورد توجه نیست، بلکه نظیر کلماتی همچون «گروه» و «قبیله» (اسم جمع) به کار میرود. میتوان گفت حقوق به این معنا، نظیر واژه شرع یا شریعت در اصطلاح فقهای اسلام است. حقوق در این معنا، گاهی مرادف «قانون» دانسته میشود؛ مثلاً به جای «حقوق اسلام» گفته میشود: «قانون اسلام».1 ب) حقوق به معنای جمع حق؛ «برای تنظیم روابط مردم و حفظ نظم در اجتماع، حقوق برای هر کس امتیازهایی را در برابر دیگران میشناسد و توان خاصی به او میبخشد. این امتیاز و توانایی را حق مینامند که جمع آن حقوق است و «حقوق فردی» نیز گفته میشود».2 ج) حقوق به معنای علم حقوق؛ «یعنی دانشی که به تحلیل قواعد حقوقی و سیر تحول آن میپردازد».3 در این پژوهش، مقصود از حقوق، معنای دوم است. چون در این معنا، حقوق جمع حق است، به اختصار به تعریف حق میپردازیم. البته برای حق، تعریفهای فراوانی شده است که در اینجا، تنها چند تعریف آورده میشود: الف) «حق، امری است اعتباری که بر حسب آن، شخص یا گروه خاصی، قدرت قانونی پیدا میکنند که نوعی تصرف خارجی یا اعتباری در شیء یا شخص دیگر (انجام دهند) و لازمه آن، امتیازی برای ذی حق بر دیگران میباشد».4 ب) «برای تنظیم روابط مردم و حفظ نظم در اجتماع، حقوق برای هر کسی امتیازهایی را در برابردیگران میشناسد و توان خاصی به او میبخشد. این امتیاز و توانایی را حق مینامند؛ مثل حق حیات، حق مالکیت، حق آزادی شغل و...».5 ج) «حق، امری است اعتباری که برای کسی (له) و بر دیگری (علیه) وضع میشود».6 د) «حق، سلطه و اختیاری است که حقوق هر کشور به منظور حفظ منافع اشخاص به آنها میدهد».7 و) «حق، امتیاز و نفعی است متعلق به شخص که حقوق هر کشور، در مقام اجرای عدالت، از آن حمایت میکند و به او توان تصرف در موضوع حق و منع دیگران از تجاوز به آن را میدهد».8 در فقه امامیه نیز حق، نوعی قدرت و توانایی بر چیزی یا کسی یا هر دو تعریف شده است.9 با توجه به آنچه گذشت، میتوان گفت «حق، اقتدار، سلطه و امتیازی است که برای شخصی اعتبار شده است و دیگران به رعایت آن مکلف هستند».10
1. قدرتالله خسروشاهی و مصطفی دانشپژوه، فلسفه حقوق، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمهالله، 1379، چ 1، ص 16. 2. ناصر کاتوزیان، مقدمه علم حقوق، تهران، شرکت انتشار با همکاری بهمن برنا، 1371، چ 15، ص 2. 3. همان. 4. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر حقوق اسلامی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1364، چ 1، ج 1، ص 52. 5. همان، صص 1و2. 6. محمدتقی مصباح یزدی، حقوق و سیاست در قرآن، نگارش: محمد شهرابی، قم، مؤسسهآموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمهالله، 1377، چ 1، ج 1، ص 24. 7. مقدمه علم حقوق، ص 266. 8. ناصر کاتوزیان، مبانی حقوق عمومی، تهران، نشر دادگستر، 1377، چ 1، ص 374. 9. برای نمونه، به دو تعریف از فقیهان امامیه اشاره میشود: