الف) «فَإنَّ الْحَقَّ نَوْعٌ مِنَ السَّلْطَنَةِ عَلی شَیْءٍ مُتَعَلِّقٍ بِعَیْنٍ کَحَقِّ التَّحْجِیرِ وَ حَقِّ الرِّهانَةِ وَ حَقِّ الْغُرَماءِ فِی تَرَکَةِ الْمَیِّتِ أَوْ غَیْرِها کَحَقِّ الْخِیارِ الْمُتَعَلِّقِ بِالْعَقْدِ أَوْ عَلَی شَخْصٍ کَحَقِّ الْقِصاصِ وَ حَقِّ الْحِضانَةِ وَ حَقِّ الْقَسَمِ وَ نَحْوِ ذلِکَ، فَهِیَ مَرْتَبَةٌ ضَعِیفَةٌ مِنَ الْمِلْکِ بَلْ نَوْعٌ مِنْهُ.» سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، حاشیة المکاسب، قم، مؤسسه اسماعیلیان، 1378، ص 55.
ب) «وَ أَمَّا الْحَقُّ، فَهُوَ... سَلْطَنَةٌ مَجْعُولَةٌ لِلْإنْسان مِنْ حَیْثُ هُوَ عَلی غَیْرِهِ وَلَوْ بِالْإِعْتِبارِ مِنْ مالٍ أَوْ شَخْصٍ أَوْهُما مَعا»، سید محمد آل بحرالعلوم، بلغة الفقیه، تهران، مکتبة الصادق، 1403ه . ق، ج 1، ص 13. 10. سیدجلال الدین مدنی، مبانی و کلیات علم حقوق، تهران، نشر همراه، 1374، چ 3، ص 25.
2. نگاه به زن در طول تاریخ
در طول تاریخ، نگرشها و برخوردهای متفاوتی درباره زن بوده است که در ادامه، به بیان گوشهای از این دیدگاهها میپردازیم.
الف) زن در تمدنهای بزرگ
یونان، روم و ایران، سه تمدن بزرگ و شناخته شده در تاریخ جهان هستند که علم و فرهنگ از این سه تمدن سرچشمه گرفته است. هند و چین نیز به عنوان دو کشور پرجمعیت و با سابقهای طولانی، جوامعی هستند که وضع زن در آنها به اختصار بررسی میشود.
یک ـ یونان
در یونان قدیم، زن شخصیت انسانی نداشت و به آسانی، خرید و فروش یا هبه میشد.1 یونانیها، زن را موجودی شیطانی میدانستند2 و وظیفه او را خدمت به مرد و ارضاکننده غریزه جنسی او میشمردند.3 به همین دلیل، زن در تمدن بزرگ یونان جایگاهی نداشت. سقراط، سلوک با زن را نوعی زجر و ریاضتکشی میدانست و چشیدن این زهر و تحمل این زجر را برای تقویت اراده و مالکیت نفس، مفید میشمرد.4 پس از سالها و قرنها تلاش، زن از آن پندارهای پست و غیرانسانی خارج شد و جایگاهی شایسته به دست آورد، ولی این تلاشها نیز نتوانست زن را به مقام واقعی خود برساند؛ زیرا به تدریج، زن، مظهر فساد و فحشا و ارضاکننده شهوت مردان گردید.5
1. ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه: احمد آرام و دیگران، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1376، چ 5، ج 2، صص 60 و 61 ؛ حسن صدر، حقوق زن در اسلام و اروپا، تهران، سازمان چاپ و انتشارات جاویدان، 1355، چ 5، ص 39؛ سیدمحمد خامنهای، حقوق زن، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1375، چ 2، ص 17. 2. نعمتالله هاشمی، المراة ریحانه، بیروت، دارالعلوم، 1408 هـ . ق، چ 1، ص 11. 3. تاریخ تمدن، ج 2، ص 339. 4. یحیی نوری، حقوق زن در اسلام و جهان، ص 7؛ محمد قطب، جامعهشناسی تاریخی زن، ترجمه: محمد علی عابدی، بیجا، البرز، 1354، ص 10. 5. بنت الهدی صدر، زن در اسلام، ترجمه: سید مشتاق الحلو، تهران، عابد، 1379، چ 1، ص 12.
دو ـ روم