فصل هشتم: همراه با برنامهسازان
بررسی و نقد عملکرد رسانه
رسانه میتواند با الگوسازی درست و شایسته در ارتقای شخصیت زن اثرگذار باشد. رسانه باید واقعیتهای موجود در جامعه را به تصویر بکشد، ولی به آن بسنده نکند، بلکه با برنامهریزی درست و منطقی، در بهبود سطح فکری و فرهنگی زنان جامعه بکوشد.1 در میان رسانهها، رادیو و تلویزیون به آسانی در دسترس همگان قرار دارد. این ویژگی کمک میکند که این دو رسانه نقش ارتباطی خود را بسیار اثرگذارتر از دیگر رسانهها به انجام رسانند. در این میان، تلویزیون که رسانهای تصویری است، جایگاهی ویژه دارد؛ زیرا تصویر میتواند در کوتاهترین زمان، ارتباطی با بیشترین بار معنایی برقرار کند و از میان حواس پنجگانه، آنچه با حس بینایی تجربه میشود، ماندنیتر و در نتیجه، اثرگذارتر خواهد بود.2 سیمای زن در رسانه ملی به گونههای متفاوتی به تصویر کشیده شده است. پیش از انقلاب اسلامی، زن در رسانه تنها یک چهره داشت و آن زن ناهنجار به سبک غربی بود. با پیروزی انقلاب اسلامی و دگرگونی ارزشها، تلاشهای ارزندهای برای بازسازی شخصیت زن صورت گرفت که قابل قدردانی است. رعایت عفت و حجاب، از مهمترین دستاوردهای رسانه در این دوره بود. حضور فعال زنان در نقشهای مختلف (کارگردان، تهیهکننده، نویسنده، مجری، کارشناس و...) در دو دهه اخیر کاملاً مشهود است. این مسئله که زنان از نقشهای حاشیهای فاصله گرفته و به متن آمدهاند، گامی بلند برای رسیدن به جایگاه واقعی زنان در رسانه است. البته همچنان گاهی از زن به عنوان ابزاری برای جلب مخاطب بیشتر در فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی و برنامههای تبلیغاتی استفاده میشود. به نظر میرسد توجه به زیباییهای ظاهری بازیگران زن بر بازی هنرمندانه و تکنیکی آنها غلبه دارد3 تا آنجا که برای معرفی برخی فیلمها، از جاذبههای ظاهری هنرپیشگان زن با گریم و آرایش نامتعارف بهرهبرداری میشود. در حقیقت، چهرهپردازان میکوشند با رنگهای گرم گریم به دیالوگهای سرد و تکراری فیلمها گرما بخشند؛ یعنی به جای عمق بخشیدن به محتوا و پیام فیلمها، چهره زن را پررنگ میکنند تا برنامهای پربیننده داشته باشند.4 گاهی نیز حجاب که ارزش اسلامی و ضامن مصونیت زن بوده و از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی برای رسانه است، مورد بیمهری قرار میگیرد و از آن تنها تا اندازهای استفاده میشود که مانع جواز پخش نشود. در این میان، چادر بیش از دیگر نمادها تحقیر میشود. معمولاً در فیلمها یا از چادر استفاده نمیشود یا چنان بد به کار گرفته میشود که در ذهن مخاطب چنین القا میشود که زنان چادری، شخصیتی واپسگرا، دور از اجتماع، تهیدست، کمسواد یا بیسواد دارند و از طبقات پایین جامعه هستند. بنابراین، به صورت ناخودآگاه، چادر به عنوان یک پوشش واپسگرایانه در ذهن مخاطب جای میگیرد. البته گاهی نیز در سریالهای تلویزیونی، از این نماد ملی برای زنان تحصیلکرده و موفق استفاده میشود، ولی چنان غیرواقعی و ناشیانه که به نظر میرسد فیلمسازان به اجبار خواستهاند بر اساس بخشنامههای دستگاههای فرهنگی و دولتی عمل کنند.5 امروزه بسیاری از زنان تحصیلکرده، هنرمند و موفق در جامعه ایرانی از چادر به شایستگی استفاده میکنند، ولی رسانه ملی به جای فرهنگسازی و نهادینه کردن الگوی پوشش اسلامی، گاهی به ترویج شیوههایی از پوشش به سبک غربی میپردازد. از دیگر نقدهای جدی بر رسانه ملی، ترویج تلویحی عشقهای زودگذر میان دختران و پسران است. در فیلمهای سینمایی و مجموعههای تلویزیونی، کمتر تولیدی را میتوان یافت که موضوع آشنایی دختر و پسر که به طور معمول به ازدواج میانجامد، چاشنی آن فیلم نباشد. معمولاً موضوع اصلی این فیلمها یا دستکم برخی سکانسهای گیرا و کلیدی آن، به برقراری ارتباط عاطفی میان زن و مرد و دختر و پسر جوان اختصاص دارد. اگر به نماهای تبلیغی فیلمهای تولید شده در سالهای اخیر دقت شود، همواره چهره یک زن و مرد در کنار هم، چنین ارتباطی را القا میکند،6 به گونهای که به تدریج مخاطب احساس میکند روابط عاشقانه وصمیمانه خارج از شرع و عرف دختر و پسر، مقدمه لازم برای ازدواج آنها با هم است. چنین تصوری میتواند مشکلات اخلاقی و روحی و روانی بسیاری برای جوانان ایجاد کند. در مقابل چنین القاهایی، خانواده به عنوان مهمترین رکن جامعه زیر سؤال میرود و روابط میان زن و شوهر همراه با تنشهای فراوان به نمایش گذارده میشود. بررسی فیلمهای تولید داخل نشان میدهد که خانواده همواره با مشکلات فراوان و با روابطی ناشایست میان زن و شوهر به نمایش گذارده شده است. در این میان، زنان در ایجاد این فضای ناسازگار، بیشتر از مردان مؤثر بودهاند.7 به نظر میرسد چهرهای که امروز از زن در رسانه ملی دیده میشود، دو حالت بیشتر ندارد؛ یا منفعل، خرافی، تحقیر شده، ستمدیده، بیزبان و ناآگاه است یا آنکه سرکش، بیادب و پرخاشگر، انعطافناپذیر و ستمپیشه است. در این میان، کمتر زنی دیده میشود که گذشت و صبر را در کنار آگاهی و کمال و ادب را در کنار توان و قابلیت و تدبیر داشته باشد. کمتر زنی چنان معرفی میشود که نه از راه بدزبانی و قدرتطلبی، بلکه از راه حسن خلق و موقعیتشناسی و تدبیر بتواند حقوق واقعی خود را در خانواده به دست آورد.8 بنابراین، روشن میشود که برخی از فیلمسازان و دستاندرکاران رسانه، هنوز به درک درست و شایستهای از جایگاه زن در اسلام دست نیافتهاند. چهرهای که از زن در رسانه امروز ما نمایش داده میشود، بسیار غیرواقعی و همراه با افراط و تفریط است. آنچه زن را در برخی فیلمهای ایرانی امروز از فیلمهای پیش از انقلاب جدا میکند، تنها پرهیز از نقشهای غیراخلاقی و فسادآمیز آن روزگار است.9 با توجه به قدرت شگرف رسانه در الگوسازی، اثرگذاری چنین القاهایی بر روی مخاطب زن، همواره ضعف شخصیت و خودکم بینی و در مقابل، گسترش فرهنگ مردستیزی را در پی دارد که نتیجه آن، تبدیل شدن کانون گرم خانواده به کارزار قدرت میان زن و مرد است. از رسانه به عنوان ابزاری نیرومند در فرهنگسازی انتظار میرود که در برنامهها از استفاده ابزاری از زن بپرهیزد. نقش محوری و اساسی زن را در خانواده نادیده نگیرد و سهم زنان را به عنوان نیمی از جامعه در امور اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبیین کند. همچنین ارزش کار زن را تنها در خارج از خانه و در تخصصهای بالا نینگارد، بلکه قابلیتهای آنها را به عنوان انسانی که در تربیت و هدایت نسل جدید نقشی اساسی دارد، نمایش دهد. نباید نقش مادری و خانهداری زن را تحقیر کند و کانون خانواده را صحنه مجادله همیشگی میان زن و مرد سازد و تنشهای احتمالی میان زن و شوهر را الگوسازی کند.10 همچنین دستاندرکاران رسانه درباره جایگاه زن نباید دچار افراط و تفریط گردند و گاه او را بیمقدار و گاه پرخاشگر و مستبد نشان دهند. به طور کلی، اصحاب رسانه باید از مفهوم برابری میان زن و مرد شناخت درستی داشته باشند و در ساخت برنامهها از نظر کارشناسان علمی و فرهنگی به شایستگی استفاده کنند.
1. محمد درخشش، مقاله «بررسی حضور زن در سینما با نگاهی به وضعیت اجتماعی»، مجموعه مقالات زن و سینما، شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، تهران، سفیر صبح، 1379، چ 1، ص 78. 2. اعظم هیئت، زنان در شورای نظارت بر طرحهای تلویزیونی، مجموعه مقالات سینما، زن و رسانهها، تهران، دفتر امور زنان در نهاد ریاست جمهوری، 1374، چ 1، ص 218. 3. اکبر ساجدی، رسانه، آیینه اسوهها، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما، 1381، چ 1، ص 118؛ سیده فاطمه محبی، مقاله «رد پای سطحینگری در رسانهها»، کتاب زنان، فصلنامه شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، بهار 1380، ش 11، ص 138. 4. روزنامه سلام، 25/5/1377. 5. فهیمه فرهمند پور، مقاله «زن امروز سیما وسینمای امروز»، مجموعه مقالات زن و سینما، ص 197. 6. مقاله «زن امروز سیما و سینمای امروز»، مجموعه مقالات زن و سینما، ص 200؛ مقاله «رد پای سطحینگری در رسانهها»، کتاب زنان، ش 11، ص 139. 7. شهلا اعزازی، بازتاب چشمداشتهای اجتماعی تلویزیون، پژوهش زنان فصلنامه مرکز مطالعات و تحقیقات زنان، دوره 1، ش1، پاییز 1380، ص 128. 8. مقاله «زن امروز سیما و سینمای امروز»، مجموعه مقالات زن و سینما، ص 200. 9. اشرف السادات آقایی، مقاله «زن ایرانی در سینمای قبل و بعد از انقلاب اسلامی»، مجموعه مقالات زن و سینما، ص 156. 10. احمد فردنود، مقاله «نقش اجتماعی زن»، مجموعه مقالات زن در رسانهها، ص 103.
پیشنهادهای کلی
در نظام ارزشی اسلام، زن جایگاهی ویژه دارد. برای رسیدن به هدفهای عالی اسلام درباره زنان به عنوان نیمی از جامعه، شایسته است به موارد زیر توجه شود: 1. شناخت جایگاه، مقام و کرامت انسانی زن در فرهنگ اسلامی و اصلاح نگرش جامعه درباره او و همچنین زدودن برداشتهای ابزاری و نادرستی که زن را جنس دوم میپندارد. در این میان، نگرش مسئولان رسانه به زن بسیار اساسی است؛ زیرا رسانه به عنوان یک ابزار کارآمد و فرهنگساز، تحت تأثیر مستقیم دستاندرکاران خود است. 2. تبیین شایسته و منطقی از مفهوم برابری میان زن و مرد، براساس حقوق و تکالیف واقعی آنها که در آیات و روایتها بدان اشاره شده است. همچنین باید روشن شود که بسیاری از تبعیضهای موجود در جامعه در زمینه دو جنس زن و مرد، ریشه قرآنی و دینی ندارد، بلکه به اندیشههای خرافی و مستبدانهای مربوط است که در قرنهای گذشته درباره زن وجود داشته است که متأسفانه برخی، آن را به دین پیوند زدهاند. 3. پرهیز از استفاده ابزاری از زن به شیوههای مختلف برای جلب مخاطب بیشتر. 4. در رسانه، از نمایش زنان به عنوان عناصری کمسواد، منفعل، مصرفگرا، بیخبر از مسائل جامعه و در مقابل، پرخاشگر، غیرمنطقی، مستبد و در تضاد همیشگی با مرد پرهیز شود؛ زیرا نتیجه القای چنین تصویری از زن، خودکم بینی و ضعف شخصیت زنان و نهادینه کردن این نوع رفتار را در میان ایشان در پی دارد. 5. اهمیت دادن به نقش مادری و خانهداری زن و تبیین این مطلب که زن، رکن اصلی خانواده است و در هدایت اعضای خانواده نقش اساسی دارد. 6. آشنا کردن زنان و مردان به حقوق و تکالیف خود و آگاهی دادن به آنان درباره جایگاهشان در خانواده و جامعه گامی مهم در شناسایی و احقاق حقوق زنان است. در حقیقت، ریشه بسیاری از مشکلات و بیعدالتیها علیه زنان، ناآگاهی زن و مرد از حقوق و تکالیف خود است. 7. فراهم ساختن زمینه حضور مناسب زنان در جامعه با تأکید بر این مطلب که رسالت اصلی زن، در خانواده و در قبال همسر و فرزندانش است. 8 . آموزش زنان به ویژه زنان خانهدار در زمینههای مختلف برای بالا بردن سطح فرهنگ عمومی جامعه و گسترش فرهنگ علمآموزی و مطالعه برای تمام افراد خانواده. 9. بهرهگیری از کارشناسان آگاه در زمینه مبانی و احکام اسلام و جایگاه زن در خانواده و جامعه. همچنین ارج نهادن به پژوهشهای رسانهای در زمینه زنان و مسائل آنان، تا زوایای بیشتری از این موضوع روشن شود و چراغی فراروی جویندگان آن باشد.
پیشنهادهای برنامهای
با توجه به ارزش زن در اسلام شایسته است اقدامهای اساسی در نمایش تصویر زن مسلمان در رسانه صورت گیرد. در اینجا برخی از راهکارها بیان میشود: 1. با الگوگیری از زندگی زنان اسوه از صدر اسلام تا کنون، جایگاه و نقش زن در خانواده و اجتماع تبیین شود. بدین منظور، میتوان با ساخت فیلمها و سریالهایی از زندگی زنان نمونه، زمینه را برای تعالی موقعیت زن در خانواده و اجتماع فراهم ساخت. سریال حضرت مریم علیهاالسلام، نمونه عملی و موفقی در این زمینه بود. اکنون برای نمونه، سرگذشت چند تن از زنان اسوه بیان میشود:
الف) خدیجه علیهاالسلام
خدیجه علیهاالسلام نامی آشنا برای تمامی مسلمانان است. او تنها به خاطر وجود مقدس و معنوی پیامبراکرم صلیاللهعلیهوآله و اشتهارش به صداقت و امانت و فضیلتهای نیک اخلاقی به ازدواج با او اشتیاق نشان داد. این در حالی بود که برخی از اشراف و ثروتمندان در آرزوی ازدواج با او بودند، ولی او نمیپذیرفت. او تمام اموال و داراییهایش را در اختیار پیامبر قرار داد تا آن را در راه دین اسلام هزینه کند. خدیجه علیهاالسلام، اولین بانویی است که اسلام آورد و مورد احترام و علاقه کامل رسول خدا صلیاللهعلیهوآله بود. وقتی کفار قریش به آزار رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهپرداختند، حضرت خدیجه علیهاالسلام بهترین آرامبخش قلب اندوهگین پیامبر بود. رسول خدا صلیاللهعلیهوآله آنچنان به این بانوی بزرگوار و فداکار علاقه داشت که در زمان حیات حضرت خدیجه علیهاالسلام با زن دیگری ازدواج نکرد و تا پایان عمر، هرگز او را فراموش نکرد و در پاسخ عایشه که به آن همه یادآوری حضرت از خدیجه علیهاالسلام، رشک و حسد میورزید، غضبناک شد و فرمود: «به خدا سوگند، پروردگار بهتر از او را به من عوض نداد. او به من ایمان آورد، هنگامی که مردم کفر ورزیدند و مرا تصدیق کرد، وقتی که مردم مرا محروم کردند و با ثروت خویش مرا یاری ساخت، هنگامی که مردم مرا محروم کردند...».1