نگاهی به حقوق زن در اسلام صفحه 4

صفحه 4

ج) حقوق زن در اسلام

پس از ظهور اسلام و حاکمیت قوانین اسلامی، وضعیت زنان به کلی دگرگون شد. اسلام، حق زندگی شرافتمندانه در اجتماع را به زنان بخشید و اجازه شرکت در فعالیت‌های اجتماعی ـ به شرط رعایت موازین شرعی ـ را داد. همچنین زنان می‌توانستند مانند مردان با پیامبر بیعت کنند. اسلام اعلام کرد زن، برده، کنیز و پست نیست، بلکه مظهر جمال الهی و مدرسه انسان‌سازی است. در حقیقت، آموزه‌های اسلامی، زن را در جایگاه حقیقی‌اش قرار داد؛ نه او را به عنوان برده‌ای بی‌اراده پذیرفتند و نه آزادی بی‌حساب و کتاب و خلاف طبیعت برای او قائل شدند. دست بخشایشگر اسلام، پرده‌های تاریکی و جهالت را از جمال زیبای زن برداشت و او را به عنوان انسان به رسمیت شناخت و گوهر شرف و حُسن بر دامانش فرو ریخت و تاج بزرگی و افتخار بر سر او نهاد، چنان‌که خداوند در آیه‌ای فرمود: وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ. (بقره: 228) و برای زنان، حقوقی است، مانند حقوقی که مردان بر آنها دارند و مردان باید به‌گونه‌ای آن را ادا کنند و مردان بر زنان برتری دارند. در آیه‌ای دیگر می‌خوانیم: «هُنَّ لِباسٌ لَّکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ؛ زنان پوشش و لباس شمایند و شما مانند پوشش و لباس زنان خود هستید.» (بقره: 187) همچنین آمده است: «لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ؛ برای مردان، بهره‌ای است از آنچه به‌دست آورند و برای زنان، بهره‌ای است از آنچه کسب کنند». (نساء: 32) خداوند در آیات بسیاری از قرآن کریم بر تساوی زن و مرد تصریح کرده و می‌فرماید: خَلَقَکُمْ مِّنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً. (نساء: 1) همه شما را از یک تن آفرید و هم از آن، جفت او را خلق کرد و از آن دو تن، مرد و زن فراوان برانگیخت. یا در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوبا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ. (حجرات: 13) ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. به تحقیق ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بی‌تردید خداوند دانای آگاه است. در این آیه شریفه نیز خداوند سبحان، هدف از آفرینش زن و مرد که را شناخت بیشتر ساحت کبریایی اوست، یکسان دانسته و ملاک و میزان برتری انسان‌ها را پرهیزکاری بیان کرده است، نه زن یا مرد بودن. روایت‌ها و آموزه‌های اسلامی بر رعایت حقوق زنان بسیار تأکید می‌کنند. پیامبر خاتم نیز در آخرین وصیت‌های خود درباره زنان و حفظ حقوق آنان فرمود: اَللّه اَللّه فِی النِّساءِ وَ مَا مَلَکَتْ أیْمانُکُمْ وَاتَّقُوا اللّه‌َ فِی الضِّعْفَیْنِ اَلْمَرْئَةِ وَ الرَّفیقِ خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِنِسائِهِ وَ اَنَا خَیْرُکُمْ لِنِسائِی.1 از خدا پروا داشته باشید در بجا آوردن حقوق زنان و کنیزهایتان. و از خداوند درباره رعایت حق زن و رفیق بترسید، همانا بهترین شما، بهترین شماست نسبت به زنان من بهترین شمایم نسبت به زنان خودم. یا در جایی دیگر می‌فرماید: خَیْرُ اَوْلادُکُمْ اَلْبناتُ2 وَ خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِنِسائِهِ وَ لِبَناتِهِ.3 بهترین فرزندان، دختران هستند. بهترین شما کسانی هستند که با زنان و دخترانشان رفتاری نیکو داشته باشند. زن در آموزه‌های اسلام و آیات قرآن جایگاه ویژه‌ای دارد. اسلام، ساختمان فکری جوامع گذشته نسبت به زن را ویران کرد و شخصیتی ارزشمند برایش قائل شد. اسلام، به سرشتی واحد در طبیعت زن و مرد اعتقاد دارد. استاد مطهری در این باره می‌نویسد: قرآن با کمال صراحت در آیات متعددی می‌فرماید که زنان را از جنس مردان و از سرشتی نظیر سرشت مردان آفریده‌ایم.4 اسلام، برای نخستین بار این دیدگاه را مطرح کرد که زن نیز مانند مرد، انسان بوده و در ماده و عنصر با وی برابر است و هیچ کس بر دیگری برتری ندارد، جز از نظر تقوا، چنان‌که خداوند در آیه 13 سوره حجرات می‌فرماید: یا أَیُّهَا النّاسُ إِنّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوبا وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللّهَ عَلیمٌ خَبیرٌ. (حجرات: 13) ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. به تحقیق ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بی‌تردید خداوند دانای آگاه است. یا در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: أَنّی لا أُضِیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ . (آل عمران: 195) من عمل هیچ صاحب عملی از شما را، از مرد یا زن که همه از یکدیگرید تباه نمی‌کنم. این آیات مبیّن آن است که مرد و زن از یک سرشتند و تفاوتی در اصل آفرینش آنها وجود ندارد و ارزش هر کس به رفتارش بستگی دارد. بنابراین، اگر زنی با ایمان باشد یا دانش فراوانی اندوخته یا به زیور خرد و خُلق خوش آراسته باشد، بر مردانی که از این ویژگی‌ها محرومند، برتری دارد؛ زیرا در اسلام، ملاک، بزرگی و برتری، تقوا و عمل صالح است. اسلام با قدرت و صراحت، بر فضیلت زن تأکید می‌کند و برخلاف نظر برخی کوته‌اندیشان، حضرت حوا را مسئول گناه و انحراف انسان‌ها نمی‌شمارد، بلکه شیطان را در این امر مقصر و گناه‌کار می‌داند: «فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ.» (اعراف: 20) در برخی آیات قرآن آمده است که شیطان نخست به سراغ آدم می‌رود و سپس هر دو را وسوسه می‌کند، چنان‌که در آیه‌ای می‌خوانیم: «فَقُلْنا یا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوُّ لَکَ وَ لِزَوْجِکَ». پس به آدم گفتیم، این (ابلیس) دشمن تو و همسرت است.(طه: 117) شهید مطهری در این باره می‌نویسد: اسلام، بزرگ‌ترین خدمت‌ها را نسبت به جنس زن انجام داده است. به طور کلی، اسلام به زن جرئت داد، شخصیت داد، استقلال فکر و نظر داد و حقوق طبیعی او را به رسمیت شناخت.5 بنا بر آموزه‌های اسلامی، زمین و آسمان، ابر و باد و گیاه و حیوان و دیگر نعمت‌های روی زمین برای انسان آفریده شده، ولی هرگز نیامده است زن برای مرد آفریده شده، بلکه گفته شده است زن و مرد برای یکدیگر آفریده شده‌اند: «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ». (بقره: 187) همچنین امام خمینی رحمه‌الله خطاب به زنان می‌فرماید: اسلام، نظر خاصی به شما زنان دارد. اسلام در زمانی در جزیره العرب ظهور کرد که زنان، حیثیت خود را از دست داده بودند. اسلام آنان را سربلند و سرافراز کرد. اسلام آنان را با مردان مساوی کرد. عنایتی که اسلام به زنان دارد، بیشتر از عنایتی است که به مردان دارد.6 ایشان در سخنی دیگر می‌فرماید: زن، مبدأ همه خیرات است، ولی متأسفانه نیروهای اهریمنی به کار گرفته شده تا این حقیقت را لوث یا پنهان سازد و در عوض و به دروغ، زن را سرچشمه همه بدی‌ها قلمداد کند.7 از دیدگاه آموزه‌های روایی نیز زنان پرهیزکار و با ایمان، ارزش و مقامی ویژه دارند؛ هر چند دراین آموزه‌ها از زنان ناشایست نیز یاد شده است. امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: وَ لیس لامرءةٍ خَطَرٌ لا لِصالَحِتِهِنَّ ولا لِطالِحَتَهِنَّ اَمَّا صالِحَتُهُنَّ فَلَیسَ خَطَرُها الذَّهَب وَ الْفِضَّةَ بل هِیَ خَیْرٌ مِن الذَّهَبِ و الفِضَّةِ وَ اَمّا طالِحَتُهُنَّ فَلَیس التُرابُ خَطَرَها، الَتُّرابُ خَیرٌ مِنْها.8 نمی‌توان برای زن، قدر و ارزشی در نظر گرفت؛ نه برای زن شایسته و نه برای زن ناشایست، ولی زن شایسته هم‌قیمت طلا و نقره نیست، بلکه از طلا و نقره بهتر است. زن ناشایست نیز هم‌قیمت خاک نیست؛ زیرا خاک از او بهتر است. سعدی شیرازی درباره زن خوب می‌سراید: زن خوب فرمان‌بر پارسا کند مرد درویش را پادشاه و در وصف زن بد می‌گوید: زن بد در سرای مرد نکو هم در این عالم است دوزخ او در حدیث زیبایی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله آمده است: «المَرْأةُ الصالِحَةُ خیرٌ من اَلْفِ رَجُلٍ غیرِ صالح؛ زن شایسته بهتر از هزار مرد ناشایست است».9 از آنچه گذشت، درمی‌یابیم تحولات تاریخی در حقوق زنان به سه دوره جداگانه تقسیم می‌شود: 1. دوره وحشی‌گری، بربریت و بت‌پرستی که زن را انسان نمی‌دانستند، بلکه از نظر ایشان، زن موجودی بی‌ارزش و بدون اختیار و حقوق انسانی بود که به راحتی به تملک هر کسی درمی‌آمد. 2. دوران ظهور تمدن یونان، مصر، روم و ایران که ادیان توحیدی و باور پرهیزکاران و پارسایان، عواطف و احساسات بشری را با منطق و دانش همراه ساخت. در این عصر، زن از نظر مادی، انسان به شمار می‌فت، ولی فقط از همین نظر و تا همین اندازه، شریک زندگی مرد بوده و هنوز از نظر معنوی و اجتماعی، شخصیت حقوقی نداشت و پیرو و فرمان‌بر اراده مرد بود. 3. دوران ظهور اسلام که اسلام با آموزه‌های ارزشمندش، زن را از وضعیت نامطلوب، نجات داد و به وی شخصیت حقوقی بخشید. در نتیجه، زن مسلمان توانست به تدریج، جایگاه خود را در میان جامعه بیابد و از بسیاری از موهبت‌ها بهره‌مند شود. در سیر تاریخی از آغاز آفرینش تا امروز، در تمام سرزمین‌ها، اقوام، آیین‌ها، فرهنگ‌ها، اجتماعات و فلسفه‌های گوناگون، از یک زاویه به زن نگریسته نشده است. به عبارت دیگر، زن در هر سرزمینی، فرهنگ و فلسفه‌ای با شخصیتی متفاوت و گاه متضاد شناخته شده و می‌شود. نگرش به زن در برخی فرهنگ‌ها چنان منفی و دور از واقعیت بود که وی را از روح انسانی عادی دانسته و او را از قلمرو انسانیت و برخورداری از شخصیت انسانی خارج کرده‌اند. همین بینش و تفکر سبب شده است گروهی از انسان‌ها در گذشته و حال، با زن به مثابه ابزار مادی صرف برخورد کنند. به موازات این نگرش‌های ناعادلانه، همواره تفکر و نگرش دیگری نیز در سیر تاریخ، منادی ارزش، فضیلت، کرامت و شخصیت انسانی زن بوده و بشریت را به سوی آن فراخوانده است. این اندیشه که از آغاز آفرینش تا بعثت حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله استمرار داشته، دین خداست که رسولان الهی در تمام سرزمین‌ها، میان اقوام و فرهنگ‌ها ترویج کرده‌اند.

1. وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1414 ه . ق، ج 20، ص 171. 2. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1403 ه . ق، چ 3، ج 101، ص 91. 3. همان، ج 3، ص 443. 4. مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، تهران، صدرا، 1378، چ 26، ص 147. 5. همان، ص 90. 6. زن از دیدگاه امام خمینی رحمه‌الله، ص 208. 7. همان، ص 34. 8. اصول کافی، بیروت، دارالاضواء، 1413 ه . ق، ج 5، ص 332. 9. وسائل الشیعه، ج 30، ص 172.

د) زن در غرب

در گذشته، زن در جوامع غربی، ارزش و احترامی نداشت. در مجامع اسپانیایی و ایتالیایی، پس از بحث‌های فراوانی که درباره روح زن میان کاتولیک‌ها صورت گرفت، آنان سرانجام به این نتیجه رسیدند که جز مریم مقدس که دارای روح انسانی است، دیگر زنان، برزخ میان انسان و حیوان هستند.1 شاید فرانسه، نخستین دولت غربی باشد که برای زن شخصیت انسانی قائل شد؛ زیرا مجمع دینی فرانسه در سال 586 م. پس از بحث و بررسی فراوان چنین نظر داد که زن، انسان است، ولی برای خدمتِ مرد آفریده شده است.2 تا حدود سال 1900م. زن در اروپا چنان حقی نداشت که مرد ناگزیر باشد از روی قانون آن را محترم بدارد. استقلال و شخصیت انسانی و حقوقی زن در ردیف یک برده بود و در هیچ موردی، حقوق مساوی با مرد نداشت، هر چند همواره مسئولیت و وظیفه‌ای بیش از مرد داشت.3 تا یکی دو قرن پیش، زن در جوامع غربی، حق مالکیت بر اموال خود را نداشت و مرد می‌توانست بدون رضایت همسرش، در اموال متعلق به او هرگونه دخل و تصرفی روا دارد.4 با انقلاب صنعتی و دگرگونی‌های پس از آن و نیز جنگ‌های جهانی اول و دوم، از شمار مردان کاسته شد و بسیاری از خانواده‌ها، بی‌سرپرست شدند. ازاین‌رو، زنان و کودکان به کارخانه‌ها روی آوردند و کارخانه‌ها نیز در اعلان‌های خود، کارگران زن و کودکان را به کار فراخواندند. زنان، کارگران ارزان‌تر و مناسب‌تری بودند و کارفرمایان آنان را بر مردان سرکش و گران‌قیمت ترجیح می‌دادند. در این وضعیت، یافتن شغل مناسب برای مرد مشکل شده بود و زن نیز با حقوق اندک نمی‌توانست معیشت خانواده را تأمین کند. کم‌کم زمینه‌های قیام زنان برای افزایش سطح دست‌مزد فراهم گردید و به تدریج، نخستین قانونی که بیانگر استقلال مالکیت زن در دست‌مزد و کارکرد خود بود، در پارلمان انگلستان به تصویب رسید.5 زنان به جای خانه، به کارخانه گام نهادند و به اداره‌ها و اجتماع روی آوردند، ولی در همه جا از امتیازها و حقوق انسانی بی‌بهره بودند. بنابراین، زن در همه جا کوشید مانند مرد شود؛ کار مرد را انجام دهد؛ مانند او فکر کند و مانند او حرف بزند؛ سیگار بکشد؛ لباس مرد بپوشد و مردانه راه برود.6 پس از آن، تلاش‌های بسیاری شد تا زن از حقوق اولیه انسانی‌اش برخوردار شود و حقوقی سازگار با شأن خود به دست آورد. به تدریج، جنبش‌های فمینیستی شکل گرفت که هدف آنها برابری حقوق زن و مرد بود. در نگاه اول، این حرکت‌ها به سود زنان و برای به دست آوردن حقوق تضییع شده آنان بود، ولی چون در جنبش‌های طرفداری از زن، به نقش حیاتی همسر بودن و مادر بودن زن در خانواده توجهی نشد، نارضایتی زنان را از دستاوردهای این‌گونه حرکت‌ها در پی داشت. «اکنون سردمداران جنبش‌های آزادی زنان در جهان غرب، زبان به اعتراف گشوده‌اند که ممکن است زنان، امروزه به آزادی و برابری رسیده باشند، ولی هیچ‌گاه به این فلاکت و بدبختی نبوده‌اند».7 در سند کنفرانس جمعیت و توسعه، به عنوان جمع‌بندی مسائل دهه اخیر آمده است: دگرگونی‌های چشم‌گیری در وضعیت زنان در بسیاری از کشورها رخ داده است، از جمله: افزایش میزان تحصیلات، افزایش نیروی کار زن در مسائل مختلف، افزایش درآمد زنان و... ، ولی این تغییرها، روند مثبتی را در وضعیت زندگی زنان ایجاد نکرده است. در بعضی از کشورها به دلیل مشارکت نداشتن همسران در مسئولیت‌ها، زنان افزون بر مشاغل بیرون از منزل، هم‌چنان تمامی مسئولیت‌های خانواده را نیز به دوش می‌کشند که این خود، فشاری مضاعف بر دوش این جمعیت است.8 موناشارن، نویسنده امریکایی در مقاله «اشتباه فمینیست‌ها» می‌نویسد: آزادی زنان برای ما افزایش درآمد، سیگار ویژه زنان، حق انتخاب برای تنها زیستن و تشکیل خانواده یک نفره، ایجاد مراکز بحران تجاوز، اعتبارات فردی، عشق آزاد و زنان متخصص بیماری‌های زنان را به ارمغان آورد، ولی در ازای آن، چیزی را به غارت برد که خوش‌بختی بسیاری از زنان در گرو آن است و آن، وجود «همسر» و «خانواده» است.9 جمع‌بندی سیاست‌ها و برنامه‌های اعمال شده در زمینه زنان در سطح بین‌المللی بدین جا رسید که در بسیاری از کشورها (بیشتر کشورهای غربی)، خانواده، قربانی اصلی اجرای این برنامه‌ها شد. امروزه، تضعیف این رکن اصلی اجتماع، زمینه‌ساز حرکت‌های مذهبی و اخلاقی برای تقویت کیان خانواده شده است. در شرایط کنونی، دنیا در جست‌وجوی الگویی متعادل است؛ الگویی که آرامش گم شده را به کانون خانواده و زنان بازگرداند که همان دین اسلام است.10

1. حقوق زن در ادوار و ادیان مختلف، ص 40. 2. حقوق زن در اسلام و جهان، ص 15؛ حقوق زن، ص 20. 3. حقوق زن در اسلام و جهان، ص چهل و پنجم مقدمه. 4. تاریخ تمدن، ج 11، ص 477؛ زن در اسلام، ص 13. 5. حقوق زن در اسلام و جهان، ص چهل و ششم مقدمه. 6. همان، ص چهل و هفتم. 7. مرضیه صدیقی، مقاله «نگاهی به روند جنبش زنان و موقعیت زن در جمهوری اسلامی ایران»، کتاب نقد، ش 12، پاییز 1378، ص 69 . 8. همان، ص 70. 9. همان، ص 69 . 10. همان، ص 81 .

فصل دوم: تفاوت‌های زن و مرد و برابری حقوق

در این فصل، نخست به بررسی تفاوت‌های زن و مرد از دو جنبه جسم و روح و سپس آثار این تفاوت‌ها می‌پردازیم. در پایان نیز به اختصار، برابری حقوق زن و مرد را بررسی می‌کنیم.

1. تفاوت‌های زن و مرد

زن و مرد در مقام دو آفریده الهی، هر دو وجودی انسانی دارند، ولی با هم متفاوت هستند. مسئله تفاوت‌های میان زن و مرد از گذشته تا کنون اندیشه‌های بسیاری را به خود مشغول کرده و در نتیجه، آرای مختلفی در این زمینه پدید آورده است. «افلاطون با کمال صراحت مدعی است که زنان و مردان دارای استعدادهای مشابهی هستند و زنان می‌توانند همان وظایفی را عهده‌دار شوند که مردان عهده‌دار می‌شوند و از همان حقوقی بهره‌مند گردند که مردان بهره‌مند می‌گردند، ولی اعتراف می‌کند که زنان از مردان چه در نیروهای جسمی و چه در نیروهای روحی و دفاعی ناتوان‌ترند؛ یعنی به تفاوت زن و مرد از نظر کمّی اعتراف دارد، هرچند مخالف توان کیفی آنها از لحاظ استعدادها است».1 در مقابل این سخن، نظر ارسطو قرار دارد که خود، شاگرد افلاطون است. «ارسطو معتقد است تفاوت زن و مرد تنها از جنبه کمّی نیست و از جنبه کیفی نیز متفاوتند. او می‌گوید نوع استعدادهای زن و مرد متفاوت است و وظایفی که قانون خلقت به عهده هر یک از آنها گذاشته و حقوقی که برای آنها خواسته (است)، در قسمت‌های زیادی با هم تفاوت دارد».2 آرای افلاطون و ارسطو به دنیای قدیم مربوط است. حال باید دید امروزه با پیشرفت دانش بشری در همه امور، از جمله در مورد زن و مرد، دستاورد بررسی‌های علمی اخیر در این زمینه چیست؟ بی‌گمان، زن و مرد شباهت‌های بسیاری دارند، ولی تفاوت‌های آنها را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. به طور کلی، این تفاوت‌ها را می‌توان به دو بخش جسمی و روحی تقسیم کرد:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه