1. نظام حقوق زن در اسلام، صص 161 و 162. 2. همان، ص 163. الف) تفاوتهای جسمی
دختر و پسر، از همان آغاز تولد یا حتی پیش از آن، از نظر جسمانی با هم تفاوت دارند. جنین پسر در رحم مادر نسبت به جنین دختر رشد سریعتری دارد.1 در آغاز تولد، پسرها از نظر وزن و قد، از دختران پیش میافتند.2 دختران معمولاً زودتر از پسربچهها مینشینند، میخزند و راه میروند.3 در فراگیری زبان و رشد کلامی، دختر بچهها زودتر از پسرها شروع به صحبت میکنند و صداهای زبان را بیشتر یاد میگیرند.4 پسر بچهها از همان ابتدای زندگی، ماهیچههای قویتری نسبت به دختران دارند و پس از آن نیز مردها از نظر نیروی بدنی از زنها قویتر هستند.5 ششها و قلب پسران، بزرگتر از دختران است6 و دوره استراحت قلب در هر ضربان، در پسرها کوتاهتر از دختران است.7 در دوران نوجوانی، دختران اندکی در رشد قد و وزن پیش میافتند و پس از آن، دوباره نوبت رشد بیشتر پسران است.8 در دوره ده تا سیزده سالگی، فشارخون در دختران بیشتر از پسران است، ولی پس از آن، فشارخون در پسران بیشتر از دختران میشود.9 حس شنوایی زنان در همه دوران زندگی، بهتر از مردان است. در عوض، مردان از بینایی بهتری برخوردارند.10 میانگین مغز مردان از زنان بزرگتر است،11 ولی با در نظر گرفتن نسبت مغز به مجموع بدن، مغز زن از مغز مرد بزرگتر است.12 پسران بیشتر سقط میشوند و آمار مرگ و میر آنان بیشتر از دختران است.13 به طور کلی، مردان در تمام طول زندگیشان، آمادگی بیشتری برای دچار شدن به سکته مغزی، عفونتهای ویروسی، زخم معده و اثنیعشر، لخته شدن خون در عروق و برخی از انواع بیماریهای روانی دارند؛14 یعنی زنان در مقایسه با مردان، قدرت مقاومت بدنی و روحی بیشتری در مقابل بیماریها دارند.15
1. حمزه گنجی، روانشناسی تفاوتهای فردی، بیجا، مؤسسه انتشارات بعثت، 1375، چ 7، ص 193. 2. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، روانشناسی رشد، ج 1، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، 1374، چ 1، ج 1، ص 371؛ سوسن سیف و دیگران، روانشناسی رشد، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، 1378، چ 9، ج 1، ص 225. 3. ای میوس هترینگتون، روانشناسی کودک از دیدگاه معاصر، ترجمه: جواد طهوریان و دیگران، مشهد، معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی، 1373، چ 1، ج 2، ص 317. 4. روانشناسی زن، بیجا، جامعه ایرانیان، 1378، چ 2، ص 87؛ روانشناسی رشد، سوسن سیف و دیگران،ج 1، ص 239. 5. روانشناسی تفاوتهای فردی، ص 193؛ علی اکبر شعاری نژاد، روانشناسی رشد، تهران، اطلاعات، 1374، چ 12، ص 201؛ روانشناسی زن، ص 87 . 6. روانشناسی کودک از دیدگاه معاصر، ج 2، ص317؛ روانشناسی رشد، علیاکبر شعارینژاد، ص 281. 7. روانشناسی تفاوتهای فردی، ص 193. 8. روانشناسی رشد دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ج 1، ص 371. 9. همان، ص 389. 10. روانشناسی تفاوتهای فردی، ص 194. 11. روانشناسی زن، ص 91. 12. نظام حقوق زن در اسلام، ص 164. 13. روانشناسی کودک از دیدگاه معاصر، ج 2، ص317. 14. روانشناسی تفاوتهای فردی، ص 188. 15. حسین لطفآبادی، روانشناسی رشد، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها، 1378، چ 1، ج 2، ص 249. ب) تفاوتهای روحی
پس از شش هفته اول بارداری، جنس جنین مشخص میشود و مغز نیز در آغاز دوره رشد، در جهت نر یا ماده شدن متمایز میشود.1 از طرفی، رفتار هر جنس تحت تأثیر سیستم غددی و عصبی قرار دارد.2 در این صورت، به تدریج و در دورههای مختلفِ رشد جسمانی، تفاوتها و تضادهای شدیدی میان زن و مرد آشکار میشود و چون میان روح و جسم رابطه و اثرگذاری دوسویه وجود دارد، تفاوتهای جسمی میان زن و مرد، سبب تفاوت در روح و روان آن دو نیز میشود. به بیان دیگر، «رشد جسمی و آثار و ظواهر لازم آن بر روان آدمی هم اثر میگذارد و مجموعه وجود و شخصیت هر کس را دمساز و همساز میسازد.»3 از نظر روانی، دختران نسبت به پسران رشد هیجانی سریعتری دارند. تقریبا رشد عاطفی دختران 12 ساله، به میزان پسران 14 ساله است. به طور کلی، زنان بیشتر از مردان رفتارهای عاطفی دارند و بیشتر تحت تأثیر عواطف هستند.4 حتی نوع عواطف زن و مرد نیز با هم متفاوت است. «احساسات مرد، نیازآمیز و احساسات زن، نازخیز است. احساسات مرد، طالبانه و احساسات زن، مطلوبانه است».5 پسران بیشتر، پرخاشگرند.6 آمار بزهکاران و جنایتکاران در سراسر جهان نشان میدهد که همیشه شمار مردان بزهکار از زنها بیشتر بوده است. زنان بیشتر پرخاشگری کلامی دارند و حال آنکه مردان بیشتر برخوردهای فیزیکی میکنند.7 البته باید دانست که زنان اگر چه زودتر عصبانی میشوند، ولی در مقایسه با مردان، کمتر به رفتارهای پرخاشگرانه میپردازند و تحمل بیشتری از خود نشان میدهند.8 دختران در برابر هم بازیهای پسر یا دختر خود، تسلیم پذیرترند، درحالیکه پسران تسلیمپذیری کمتری از خود نشان میدهند.9 نوع دوستی، توجه به دیگران، صمیمیت و پشتیبانی از دیگران از ویژگیهای زنها است.10 علاقه به زیبایی، توجه به مسائل دینی و اجتماعی در زنان بیشتر از مردان است، در حالیکه مردها معمولاً به جنبههای سیاسی و نظری علاقه دارند.11 زنان بیشتر از مردان نفوذپذیرند و خیلی آسانتر از مردان تحتتأثیر قرار میگیرند و تغییر عقیده میدهند.12 زنان در دوستی، علاقهمندتر میشوند و عاطفیتر برخورد میکنند، در حالیکه دوستی مردان قویتر و عمیقتر است.13 زنان بیشتر از مردان از واژگانی که زمینه و محتوای احساسی و عاطفی دارند، استفاده میکنند.14 دختران نوجوان در مقایسه با پسران نوجوان، عزت نفس ضعیفتری دارند و انتظارهایشان از زندگی پایینتر است و از نظر اعتماد به نفس و اعتماد به تواناییهای خود نیز در سطح پایینتری قرار دارند.15 در هوش و دیگر استعدادها نیز تفاوتهای بنیادین دارند. رشد هوشی دختران معمولاً از طریق زبانآموزی شروع میشود، در صورتی که رشد هوشی پسران با مهارتهای عملی صورت میگیرد.16 دختر بچهها بیشتر در آزمونهای کلامی موفق میشوند؛ حال آنکه موفقیت پسران، بیشتر در زمینههای عملی است.17 در استعدادهای ریاضی، پسرها بهتر از دختران هستند، ولی در کارهای دستی، به ویژه در کارهایی که به چالاکی انگشتان نیاز دارد، دختران بهترند. دختران دانشجو یا دانشآموز نمرههایی میگیرند که پراکندگی کمتری دارد. در عوض، نمره پسران از پراکندگی زیادی برخوردار است. به بیان دیگر، دختران معمولاً در حد وسط قرار دارند، ولی دارندگان بدترین و بهترین نمرهها معمولاً پسرها هستند.18
1. همان، ص 192. 2. سیدمجتبی هاشمی رکاوندی، مقدمهای بر روانشناسی زن، قم، شفق، 1370، چ 1، ص 53. 3. همان. 4. روانشناسی رشد، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ج 1، ص 442. 5. نظام حقوق زن در اسلام، ص 170. 6. روانشناسی زن، ص 103؛ روانشناسی کودک از دیدگاه معاصر، ج 2، ص 318؛ روانشناسی رشد سوسن سیف و دیگران، ج 1، ص 343. 7. روانشناسی تفاوتهای فردی، ص 302. 8. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، روانشناسی رشد، ج 1، ص 304. 9. روانشناسی کودک از دیدگاه معاصر، ج 2، ص 318. 10. روانشناسی تفاوتهای فردی، ص 304. 11. همان. 12. روانشناسی زن، ص 106. 13. همان، ص 100. 14. همان، ص 92. 15. جیمز دبلیو وندر زندن، روانشناسی رشد، ترجمه: حمزه گنجی، بیجا، مؤسسه انتشارات بعثت، 1376، چ 1، ص 247. 16. روانشناسی تفاوتهای فردی، ص 201. 17. همان، ص 208؛ روانشناسی رشد، حسین لطف آبادی، ج 2، ص 84 . 18. روانشناسی تفاوتهای فردی، ص 201.
ج) پیآمدهای تفاوتهای جسمی و روحی
تفاوت زن و مرد از دو نظر جسمی و روحی، انکارناپذیر است، ولی این تفاوتها هرگز به معنای کمارزش بودن یکی و برتری دیگری نیست. خداوند حکیم کاری را بدون هدف و غرض انجام نمیدهد و آفرینش هر موجودی برای هدف خاصی است.1 برای اینکه هرکدام از دو جنس زن و مرد، به هدف خود که رسیدن به کمال است، دست یابند، خداوند برای هر کدام از این دو جنس، وظایفی را مشخص کرده است. از آیه سی و دوم سوره زخرف2 درباره علت تفاوت موجودات چنین برمیآید که «اولاً باید زندگی به احسن وجه اداره شود و ثانیا تا تسخیر متقابل بین موجودات محقق نشود و هماهنگی بین آحاد و طبقات متفاوت ایجاد نگردد، نظام به احسن وجه اداره نمیشود».3 راز تفاوت میان زن و مرد نیز از این قاعده مستثنا نیست. از آنجا که استحکام و دوام خانواده از مهمترین هدفهای اسلام است، تفاوت میان زن و مرد، زمینهساز رونق یافتن زندگی مشترک و جاذبه دوسویه میان آن دو است. استاد شهید مرتضی مطهری در این زمینه مینویسد: اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود، محال بود بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و مرد را شیفته وصال خود نماید و اگر مرد، همان صفات جسمی و روانی زن را میداشت، ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالیترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او به حساب آورد.4 این همان مودّت و رحمتی است که قرآن کریم از آن یاد کرده است: وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً. (روم: 21) و از نشانههای او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و محبت قرار داد. خانواده، کانون محبت و دوستی است. تحقق این امر جز با عمل کردن هریک از دو جنس زن و مرد به وظایفشان که برخاسته از طبیعت آنها است، امکانپذیر نیست. تفاوت میان زن و مرد، تفاوت در حقوق است. «حتی در نوع حقوق که به صورت حق یا تکلیف باشد، روحیه و عواطف آنها لحاظ گردیده است. به همین جهت، حقوق زن معمولاً به صورت حق وضع شده است؛ زیرا اموری است در رابطه با عواطف و احساسات. مثلاً حضانت، حق زن است، نه تکلیف او؛ زیرا منع مادر از حضانت فرزند به منزله توهین و ظلم است. وظایف مرد از قبیل تأمین نیازهای مادی همسر و حمایت از خانواده (نیز) به صورت تکلیف وضع شده است؛ زیرا روحیهاش به طور طبیعی او را بر این امور الزام نمیکند.»5 پس میتوان نتیجه گرفت که طبیعت، مهمترین عامل اختلاف در حقوق است.6 با اندیشه دقیق در روح و جسم این دو موجود، قدرت و حکمت خداوندی، بیشتر نمایان میشود؛ زیرا «این مسئله، یکی از عجیبترین شاهکارهای خلقت... (و) درس توحید و خداشناسی است».7
1. أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً... مؤمنون: 115. 2. «أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمّا یَجْمَعُونَ؛ آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ما معیشت آنها را در حیات دنیا، در میانشان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم تا یکدیگر را مسخّر کرده و با هم تعاون نمایند و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمعآوری میکنند بهتر است». 3. عبدالله جوادی آملی، زن در آیینه جلال و جمال، قم، مرکز نشر اسراء، 1376، چ 2، ص 391. 4. نظام حقوق زن در اسلام، ص 168. 5. دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، درآمدی بر حقوق اسلامی، تهران، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها سمت، 1368، چ 1، ص 393. 6. زهرا گواهی، سیمای زن در آیینه فقه شیعه، بیجا، سازمان تبلیغات اسلامی، 1372، چ 2، ص20. 7. نظام حقوق زن در اسلام، ص 168. 2. برابری حقوق زن و مرد
درباره برابری حقوق زن و مرد، بحثهای زیادی شده است. برخی، تساوی را به معنای تشابه حقوق گرفتهاند و برخی دیگر تساوی را به معنای برابری میدانند. در این گفتار، معنای تساوی حقوق در اسلام و غرب بیان میشود.
الف) برابری حقوق در اسلام و غرب